محرمانه‌‌های یک نشست محرمانه

یا می‌دانند شانسی برای ورود به مجلس دهم ندارند یا اینکه می‌خواهند کرسی‌های زیادی را در این مجلس به نام خود کنند. این روایتی از تلاشهای این روزهای بخشی از اصولگرایان است. فعالیتهای این طیف که به تندروی علاقه دارند، پشت درهای بسته جریان دارد و تصور آنها چنین است که فعالان سیاسی اصلاح طلب و حتی اصولگرایان میانه‌رو اطلاعی از جلسات آنها ندارند اما ظاهرا این تصور تنها در ذهن خودشان قابل قبول است که این نشست‌ها به صورت محرمانه برگزار می‌شود. به گزارش آرمان، معمولا در عرصه سیاست خبر محرمانه معنا ندارد چرا که در نهایت از سوی یک عضو حاضر در همان جلسات یا از سوی افرادی که پس از جلسه شنونده اخبار آنچه بودند که در پشت درهای بسته اتفاق افتاده است، منتشر می‌شود؛ به عبارتی دهان به دهان می‌چرخد و باقی افراد از آن مطلع می‌شوند.  آن شب چه گذشت؟چندی پیش جلسه‌ای با حضور طیف تندروی جناح اصولگرا که برخی از آنها در مجلس حضور دارند، برگزار شد. محور این جلسه هم چگونگی حضور و بالا بردن احتمال پیروزی کاندیداها در انتخابات مجلس دهم بود. مطابق آنچه به آرمان گزارش شد، دو پیشنهاد در این جلسه محرمانه مطرح شد، یکی اینکه از اصولگرایان میانه‌رو به ازای همراه شدن بدون حاشیه، مطالباتی را خواستار شوند که معنای آن در ادبیات سیاسی، «سهم‌خواهی» است و موضوع دیگر که در این جلسه مطرح شد حضور به عنوان جریان مستقل اصولگرا در انتخابات مجلس دهم بود. استدلال طرح این پیشنهاد هم این است که آنها به ازای داشتن صفت اصولگرا به طور طبیعی بخشی از آرای سنتی را دارند و از سوی دیگر اگر نیاز باشد بتوانند از طریق هجمه به اصولگرایان میانه‌رو با طرح برخی مسایل با عنوان «پشت‌پردة» اردوگاه اصولگرایی، طیف خود را کسانی معرفی کنند که برای خدمت به مردم مشتاقند و طیف اصولگرایان میانه‌رو را طیفی که تنها به فکر کسب کرسی‌های قدرت هستند و پس از مدتی اختلافات میان آنها به آرامش کشور لطمه وارد می‌کند. چه کسانی در جلسه بودند؟افرادی که در این نشست محرمانه حضور داشتند را سیاسیونی تشکیل می‌دادند که غالبا اظهارات آنها در فضای سیاسی کشور جنجال‌آفرین می‌خوانند. این افراد بارها با مطرح کردن دلواپسی‌ها و انتقادهایشان از دولت سعی در تضعیف رقیب و تقویت خود داشتند. برخی از آنها جلساتی را با جوانان اردوگاه اصولگرایی برگزار می‌کنند تا در مواقع لازم بدون پشتیبان نباشند. اما افراد حاضر در این نشست محرمانه نیاز به معرفی ندارند چراکه همایش‌ها و جلساتشان در یک سال اخیر به گمان خودشان به شدت موردتوجه واقع شده است. موضوع مهمی که در این نشست محرمانه مطرح شد اصرار بر عدم اطلاع رسانی بود چنانکه یکی از حاضران معتقد بود هر تصمیمی در این جلسه و جلسات بعد گرفته شود، با انتشار و اطلاع دیگر سیاسیون از آن، به هجمه‌ای علیه آنان بدل خواهد شد. نکته جالب در میان حضار، حضور برخی حامیان و وفاداران به دولت احمدی‌نژاد بود و همنشینی آنها با برخی که پیش از این تندترین انتقادات را به هم داشتند سیاستی بود که شاید در گذشته به دعوای گروهی تعبیر می‌شد اما امروز وحدت برای بازگشت نام گرفته است. دفع گلایه‌هااز موضوعات دیگری که در این نشست محرمانه مطرح شد، تلاش برای رفع کدورتها با اصولگرایان میانه‌رو بود البته تاکید شد که مسیر این جریان با میانه‌روها در صورتی یکی خواهد شد که آنها تن به خواسته طیف تندرو بدهند و اگر چنین نشود برای حفظ ظاهر، صحبتی از اختلافات به میان نخواهد آمد. برخی اعضای جلسه موضوع جذب تعدادی از نیروهای طیف میانه‌رو اصولگرا را مطرح کردند و عنوان داشتند که با حضور آنها در این جریان از میزان هجمه به تندروی‌ها کاسته خواهد شد. یکی از اعضای این جلسه عنوان داشت برای اعتبار بیشتر این جریان می‌توان از افرادی بهره گرفت که بر خود نام اصلاح‌طلب گذاشته‌اند اما آنچنان به آرمانهای این جریان پایبند نیستند و به عبارتی در کنج کم رفت‌وآمد اردوگاه اصلاح‌طلبی چادر زده‌اند اما در منطقه آنها تنها گاهی صدای فرصت‌طلبانی شنیده می‌شود که از پرچین اردوگاه خود را به داخل انداخته‌‌اند تا با این معدود افرادی که در توهم اصلاح‌طلب بودن هستند، برای ضربه به مرکز اردوگاه برنامه‌ریزی کنند. اما این تندروها به آن اندازه‌ آگاه بودند که بدانند حضور اصلاح‌طلبان بدلی در جمع آنها چندان موثر نیست البته با این استدلال که آنها به خودشان هم رحم نداشتند چه برسد به ما که رقیب اصلاح طلبان هستیم. بنابراین این پیشنهاد با موافقت اکثریت رد شد.  به دنبال امضای اعتباردر بخش‌های پایانی جلسه این بحث مطرح شد که اگر قرار شد این جمع لیستی جدا از اصولگرایان ارایه دهد، برای اعتبار آن باید نام یکی از بزرگان به عنوان حامی آنان مطرح شود که جمع اندکی به فکر فرو رفت و بعد به چهره همدیگر نگاه کردند. مشخص بود که فرد خاصی مدنظر آنهاست اما هیچ یک نمی‌خواهند خود را معرف آن فرد بنامند چرا که می‌دانستند باید در آینده پاسخگوی این کار خود باشند و آنچه با ناطق‌نوری کردند برایشان تجربه تلخی بود. در نهایت با بلندتر شدن صدای زمزمه‌‌ها همگان به یک نتیجه رسیدند و قرار شد تا جلسه بعدی مذاکراتی با این شخصیت صورت گیرد تا در صورت پذیرش مسئولیت نام او در پس لیست انتخاباتی باشد.  پیمانی که شکسته شدجلسه تندروها اما با چند پیمان پایان یافت. اصولگرایان چه از نوع تندرو و چه از نوع میانه‌رو بارها طعم پیمان‌شکنی را چشیده‌اند . حالا بار دیگر پیمانی بستند که چند بند داشت. یکی اینکه مباحث طرح شده از این جلسه به بیرون درز پیدا نکند که این پیمان خیلی زود شکست!  دیگری این بود که بدون هماهنگی با سایر اعضای این جریان، از اصولگرایی جهت حضور در جلسات آتی دعوت نشود. سومین بند هم مرتبط با عدم جذب به طیفهای دیگر اردوگاه اصولگرایی بود. مشخص نیست جلسه بعد در کدام نقطه شهر قرار است برگزار شود اما این جلسه در نقطه خوش آب و هوایی بود.

محيط‌زيست حيواني را دريابيد!

سيدباقر پيشنمازي در سرمقاله رسالت نوشت:حفاظت از “محيط‌زيست انساني” پيشكش، “محيط‌زيست حيواني” را دريابيد! حيوانات هم نيازمند هواي پاك هستند و از اين جهت فرقي بين انسان و حيوان نيست(1). پرندگاني كه بال و پري داشتند و با مشكلي مثل اداره و مدرسه و ترافيك و مرخصي و تعطيل رسمي و غيررسمي مواجه نبودند تهران را ترك كردند در روزهاي گذشته صداي پرنده‌اي شنيده نمي‌شد. حتي پرندگان در قفس هم خاموش شده‌بودند! پرندگاني كه در قفس مانده‌اند و راه گريزي ندارند چگونه بايد پيام‌شان به سازمان حفاظت محيط ‌زيست برسد؟ كه يا “هوا”يمان را داشته باش يا از قفس آزاد كن!برابر گزارش سازمان بهداشت جهاني از هر 8 مورد مرگ انسان‌ها، يك مورد به دليل آلودگي‌ هواست و لذا در سال 2012، 7 ميليون نفر در جهان به همين دليل جان خود را از دست دادند.براساس گزارش ديگري 5 شهر ايران نيز جزء آلوده‌ترين شهرهاي دنيا قرار گرفته‌اند!در سال‌جاري خصوصا درروزهاي اخير شاهد افزايش دفعات قرار گرفتن در شرايط هشدار و حتي ناسالم، نسبت به سال‌هاي قبل بوديم اما با اطلاع‌رساني وهشدارهاي كمتر! در سال‌هاي گذشته ابراز نگراني رسانه‌ها و پيگيري موضوع به هر دليل بيشتر و جدي‌تر بود. اما اكنون به بركت همسويي بسياري از رسانه‌هاي نوشتاري و مجازي و يا “مسموميت حزبي”! يا ضعف ناشي از هواي آلوده! سكوت و آرامش برقرار است، گويي اتفاقي نيفتاده است! سازمان‌هاي مسئول و عضو كميته اضطراري هواي آلوده با خاطري آسوده پيام دادند كه: مدارس تعطيل نيست، زنگ ورزش موقتا تعطيل شود! گويا بچه‌ها فقط در ساعت ورزش جست‌وخيز دارند! و در ديگر فرصت‌ها مثل سالمندان راه مي‌روند و فعاليت دارند! و تنفس هواي آلوده به صورت آرام وكم حركت هم بلامانع است!معلوم نيست چرا از تردد صدها كاميون، كاميونت، اتوبوس، ميني‌بوس، سواري و موتورسيكلت تاريخ مصرف گذشته و دودزا و فاقد معاينه فني كه در طول نيمه‌شب و روز بدون هيچ مانعي مشغول آلوده‌سازي محسوس و مضاعف محيط زيست هستند جلوگيري نمي‌شود؟براي چاره‌انديشي ترافيكي انبوه خودروهاي شخصي، صرفا اقدام به توسعه راه‌ها، پل‌ها و معابر مي شود اما اقدام بازدارنده از طريق ارتقاي آگاهي‌هاي عمومي وتوسعه تسهيلات لازم براي كاهش تقاضاي ترددخودروهاي شخصي صورت نمي‌گيرد؟!و يا اينكه نسبت به سايرعوامل آلوده كننده محيط، مثل بعضي از موسسات صنعتي و اقتصادي وانتقال آنها به بيرون شهر، اقدام جدي صورت نمي‌گيرد؟چرا از ظرفيت‌‌هاي خوبي كه قانون‌گذار در اختيار نهادهاي مسئول قرار داده است مثل اصل 50 قانون اساسي و مواد 9 و 11 و 12 قانون حفاظت محيط ‌زيست در جهت متوقف ساختن عوامل مخرب و آلوده‌سازمحيط، استفاده به عمل نمي‌آيد.در برخي چالش‌هاي مديريتي، با فرافكني فقد قانون بهانه مي‌شود اما در مواردي كه ظرفيت قانوني وجود دارد، چه عذري جز توان مديريت باقي مي‌ماند؟حداقل رئيس محترم سازمان حفاظت محيط زيست ازچندصدنفري كه درروزهاي گذشته به دليل تشديدآلودگي هوا راهي بيمارستانها شدند عيادت بعمل مي آوردندتاكاري صورت گرفته باشد.———————————پي‌نوشت‌:1- اما محيط‌زيست انساني وجوه متمايزي با محيط‌زيست حيواني دارد كه آن نيز بايد مراقبت شود تا روان، اخلاق وفرهنگ انسانها از آلودگي و آسيب، ايمن بماند. اما اين مهم در تعريف وظايف سازمان حفاظت محيط‌زيست مغفول مانده است!

بوي عيد در محله «ارامنه‌نشين» شرق پايتخت

رديف مغازه‌هاي رنگ و وارنگ با ويترين‌هاي شبيه به هم، ‌به خيابان رنگ و بويي ديگر داده، بوتيك‌هاي كوچك و بزرگ، برق مي‌زنند از شادي سال نو، ‌ريسه چراغ‌هاي ريز و درشت را كشيده‌اند توي ويترين‌ها، ‌لابه‌لاي لباس‌ها و كفش‌هاي زمستاني‌، لابلاي جعبه‌هاي لوكس و سفت شكلات، ‌لابلاي عروسك‌هاي گوزن و بابانوئل قرمز پوش و درخت‌هاي مصنوعي كاج قد و نيم قد. ارامنه تهران، ‌ترجيح مي‌دهند كنار هم زندگي كنند، ‌از پير و جوان، ‌پولدار و بي‌پول، ‌همه سعي مي‌كنند در يك كوي و محله در كنار هم باشند تا در محله‌شان حداقل، ‌در اقليت نباشند. اعتماد در ادامه نوشت: خيابان ١٦ متري اول در محله مجيديه تهران و سه راه ارامنه ‌محلي است براي سركشي در روزهاي قبل از سال نوي ميلادي و انرژي گرفتن از بوتيك‌هاي شاد و مردم سفيدپوستي با رنگ چشماني روشن‌تر و بيني‌هايي عقابي‌تر از بقيه. مغازه‌ها پر و خالي مي‌شوند و آدم‌ها هستند كه با دست پر و لبخندي بر لب بيرون مي‌آيند و راهي مغازه بعدي مي‌شوند. كاسبان ارمني كه خانه شان نبايد از محل كارشان خيلي دور باشد، از خريد بيشتر مسلمانان نسبت به ارامنه مي‌گويند. زن فروشنده‌يي كه زيورآلات مي‌فروشد و عروسك، ‌در خلال مشتري‌هاي مسلمانش از مراسم و آيين‌هاي شب سال نوي‌شان مي‌گويد، ‌شبي كه قرار است مثل رسم ايرانيان، ‌غذايي خاص بپزند و هديه رد و بدل كنند.  «شب سال نو، ‌ما هم مانند رسوم سنتي شما، غذايي مخصوص اين شب را مي‌پزيم، ‌كوكوسبزي جزو لاينفك سفره شب عيد است، ‌كوفته قلقلي و ماهي با برنج سفيد هم بايد سر ميز شام باشد. شب سال نو، ‌همه يا مهمان دارند يا خودشان مهمانند. برخي از ارامنه هم به جشن‌هايي كه براي‌شان تدارك ديده شده، مي‌روند، ‌جشن‌هايي كه هيچ مسلماني حق ورود به آن را ندارد.» اينها را خانم فروشنده مي‌گويد، ‌دوست دارد از رسوم‌شان بگويد، ‌از جشن‌هاي‌شان و از دعاهاي‌شان در كليسا.بابانوئل هم مي‌آيد، ‌البته تردد بابانوئل در معابر عمومي ممنوع است و شباهتي به كشورهاي ديگر كه اين روزها به بهانه سال نو، ‌انواع و اقسام بابانوئل از چاق و لاغر، ‌پير و جوان در خيابان‌هاي‌شان رفت و آمد مي‌كند، نداريم. به دليل در اقليت قرار داشتن اين افراد، ‌تردد بابانوئل در خيابان‌هاي تهران ممنوع است. مردمي كه همچنان مي‌خواهند بابانوئل، هداياي خودشان و فرزندان‌شان را بياورد، ‌از بابانوئل‌هاي سفارشي استفاده مي‌كنند. «زنگ مي‌زنيم، براي‌مان بابانوئل مي‌فرستند.» خانم فروشنده مي‌گويد: «از پسر ١١ ساله‌اش هم كه هنوز به واقعي نبودن بابانوئل ايمان نياورده، مي‌گويد و از اميدي كه هر سال، ‌پسرك با آن به خواب مي‌رفته تا صبح، ‌زودتر از همه، ‌راهي درخت كاج وسط هال شود و هديه‌يي كه بابانوئل پير برايش آورده را باز كند و با خنده از ته دلش، ‌ساكنان خانه را بيدار كند.» دخترم با اينكه ١٦ سالش است، ‌هم، هرسال منتظر بابانوئل است و كادويي كه قرار است نصيبش شود. «تصور بابانوئل سفارشي با پالتوي قرمز و كلاه منگوله‌دار سفيد و قرمز با ريشي مصنوعي و انبوه كه يواشكي در خانه‌ها را مي‌زند و كادو‌ها را زير كاج مي‌گذارد، ‌خنده‌يي معذب به لبان آدم مي‌آورد. از جشن گرفتن نوروز مي‌پرسم، مي‌گويد: «ما هم تخم مرغ رنگي داريم و سبزه مي‌كاريم، ‌اما سفره هفت سين نمي‌اندازيم. بالاخره بهار آمده و ما هم با اندك جشني كه مي‌گيريم، به استقبالش مي‌رويم.»روز تولد مسيح(ع) در تقويم‌هاي ايراني، ٢٥ دسامبر بر اساس اعتقاد كاتوليك‌ها ثبت شده، ‌اما مسيحيان گريگوري (گريگوري يا حواري، شاخه‌يي از ارتدوكس‌ها هستند) روز ٦ ژانويه را تولد مسيح مي‌دانند و جشن اصلي‌شان در اين روز است. روزي كه به كليسا مي‌روند و مراسم مذهبي به جا مي‌آورند.  «ناني داريم به نام نان «نشخارك». نان مقدسي كه در كليسا پخته مي‌شود و به دست كشيش متبرك مي‌شود. اهالي كليسا نان را به در خانه‌هاي‌مان مي‌آورند و به هر خانواده‌يي تكه‌يي مي‌دهند. اين همان ناني است كه شام آخر، ‌مسيح با حواريونش تقسيم مي‌كند، ‌ناني كه او مي‌گويد اين بدن من است و اين جرعه شراب، ‌خون من. ما هم به ياد او، ‌اين تكه نان را در جرعه‌يي شراب مي‌زنيم و مي‌خوريم. اين جزيي از مراسم مذهبي ماست.» اينها گفته‌هاي زن فروشنده است در مورد جشن كريسمس يكي از سه شاخه مسيحيت.بليت ناياب يك ميليون تومانيپوسترهاي بزم‌هاي شبانه و جشن‌هاي مسيحيان، ‌پشت در هر مغازه‌يي ديده مي‌شود، ‌جشن‌هايي با كيفيت متفاوت و در مكان‌هاي مختلف. از باشگاه آرارات گرفته تا هتل لاله، استقلال و اوين. شب گذشته، ‌اين جشن‌ها در هتل‌ها و باشگاه‌ها برگزار شد، ‌جشن‌هايي كه بليت ورودي‌شان از ٣٠٠هزار تومان شروع مي‌شود تا يك ميليون تومان. گران‌ترين بزم ارامنه، ‌جشن هتل ديزين است در ٧٠ كيلومتري تهران با ورودي يك ميليون تومان كه به قول پسر جواني كه صاحب مغازه شكلات‌فروشي است، ‌از سه ماه پيش، فروشش را آغاز كردند و بليت‌هايش تمام شده است.   بابانوئل ويتريني، ممنوعكاجي سفيد كه انگار روي شاخه‌هايش را برف گرفته، در ويترين مغازه‌يي عروسك فروشي، ‌خودنمايي مي‌كند. ‌توي مغازه پر است از آدم‌هايي كه به زباني ديگر حرف مي‌زنند، ‌صاحب مغازه خوشروست و وقتي مي‌بيند كاج سفيدش توجهم را جلب كرده به كمكم مي‌آيد براي گرفتن سلفي با كاج شلوغ از عروسك و آويز. مي‌گويد: «مشتري‌هاي كاج تمام شده‌اند، ‌يعني الان ديگر وقت خريد تزيينات كاج نيست، ‌الان همه براي خريدهاي شب عيد به مغازه مي‌آيند، ‌هديه براي بچه‌ها.»  مي گويد: «اماكن بابانوئل‌ها را ممنوع كرده بود، درخت‌هاي كاج هم قرار بود در ويترين نباشد كه فعلا ممنوع نشده.»«شيريني مخصوص كريسمس موجود است» نوشته‌اند روي در قنادي تا پاي مشتريان را راحت‌تر به مغازه باز كنند. رديف شيريني‌هاي گوزن و كاج و آدم برفي در يخچال قنادي، ‌با سروشكلي نه چندان جذاب به ازاي كيلويي ٢٠ هزار تومان‌، خبر از گراني از نوع كريسمسي مي‌دهد، ‌گراني كه باعث نمي‌شود پاي مشتريان شب عيد از مغازه چيده شود و آدم است كه چپيده شده در مغازه باريك شيريني‌فروشي، ‌آدم‌هايي كه جلوي يخچال كيك‌هاي قرمز و سفيد ايستاده‌اند و مدام آب دهان‌شان را قورت مي‌دهند. بيسكويت و كيك‌هاي خانگي را در سوپرماركت محله هم مي‌توان ديد، ‌سوپرماركتي برخلاف سلسله درياني كه بيرون مغازه پر است از پفك و چيپس و توي مغازه هم تا چشم كار مي‌كند، ‌اجناس رنگارنگ چيده شده است. صاحب سوپرماركت هم مثل بقيه هم‌كيشانش، ‌از سفيدي، رنگ به رخسار ندارد. رديف اجناس داخل مغازه‌اش نشان از اين مي‌دهد كه بالاي ٩٠ درصد اجناسش، ‌خارجي‌اند و طبيعتا قاچاق. شايد تنها كيك‌هاي خانگي كه همان موقع زني كه از همسايگي‌اش براي فروش، ‌تحويل مي‌دهد، ‌قاچاق نباشد. مي‌گويد: «ما بيسكويت و كيك خاصي براي سال نو نداريم، ‌اما مسيحيان فرانسوي كيك‌هاي مخصوص دارند و آلماني‌ها بيسكويت.» از برنامه كليسا در سال جديد مي‌گويد: «صبح اول ژانويه مردم راهي كليسا مي‌شوند براي به جا آوردن مراسم دعا و نيايش. روز بعد از آن هم باز راهي كليسا مي‌شويم و براي اموات دعا مي‌خوانيم. در واقع اين روز مخصوص اموات است و براي آمرزش آنها دعا مي‌كنيم.»امروز، روز اول سال ٢٠١٥ است، ‌سالي كه نويي‌اش براي ايراني‌ها چندان به چشم نمي‌آيد. خيابان‌ها مثل هميشه شلوغ است و صف مردم ايستاده براي اتوبوس و مترو خبر از عيد نمي‌دهد. شايد جايي كه صبح امروز، ‌سوت و كور‌تر از بقيه خيابان‌هاي تهران باشد، ‌مجيديه باشد و چند محله‌يي كه ساكنان ارمني دارد، ساكناني كه مجبورند عيد را تنها در خانه‌هاي‌شان داشته باشند و هيچ جاي شهر براي‌شان رنگ و بوي تازگي عيد را نداشته باشد.

اصابت راکت طالبان به جشن عروسی در هلمند

شلیک راکت از سوی طالبان به یک جشن عروسی در بامداد روز پنجشنبه در استان جنوبی هلمند، دستکم 26 نفر را کشت و ده ها نفر دیگر را زخمی کرد.به گزارش ایرنا به نقل از آسوشیتدپرس از کابل، این راکت به خانه ای در منطقه ‘سنگین ‘اصابت کرد که در آن نیروهای دولتی افغان در حال نبرد با شورشیان طالبان طی شش ماه گذشته از زمان خروج نیروهای امریکایی از منطقه هستند.همچنین در استان شرقی ننگرهار ، مردان مسلح یک افسر پلیس و دو غیر نظامی را به ضرب گلوله کشتند.در استان اروزگان نیز یک مامور پلیس روز سه شنبه سه نفر از همکارانش را کشت و پنج نفر دیگر را زخمی کرد.چهارشنبه آخرین روز ماموریت رزمی ائتلاف تحت رهبری امریکا در کشور بود.

پیشنهاد درس مدیریت بحران در مدارس و دانشگاه

رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر، پیشنهاد گنجاندن ۲ واحد درسی مدیریت بحران و کمک‌های اولیه در همه مقاطع تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان را به وزرای آموزش و پرورش و علوم و تحقیقات ارائه کرد.به گزارش مهر، ۱۴ کارگروه تخصصی مدیریت بحران از سوی وزارت کشور ایجاد شده است که موظفند به‌منظور کاهش خطرات و آسیب‌پذیری مردم در زمان حوادث و بحران برنامه‌ریزی لازم را برای ایجاد آمادگی و کاهش خطرپذیری جامعه انجام دهد.دکتر پیرحسین کولیوند رئیس سازمان امداد و نجات جمعیت هلال‌احمر همسو با مصوبه شورای هماهنگی مدیریت بحران کشور و مفاد ۱-۵ از شرح وظایف کارگروه تخصصی امداد و نجات و آموزش همگانی کشور پیشنهاد کرده است تا ۲ واحد درسی مدیریت بحران و کمک‌های اولیه در همه مقاطع تحصیلی دانشگاهی و همچنین مقاطع تحصیلی آموزش و پرورش گنجانده شود.وی در نامه‌های جداگانه به دکتر علی‌اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش و دکتر محمد فرهادی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری از آنها خواست تا با توجه به امکان بروز حوادث مختلف در کشور و همچنین حفظ آمادگی و نهادینه کردن فرهنگ خود امدادی و مدیریت بحران، نسبت به عملیاتی‌کردن مصوبه شورای هماهنگی مدیریت بحران کشور اقدام کنند.

تلاش برای افزایش نرخ مکالمات تلفن

با پایان طرح هم‌کدی در کشور، مدیرعامل شرکت مخابرات ایران از تهیه گزارشی برای افت درآمد این شرکت و ارایه آن به وزیر ارتباطات خبر داد تا با صدور مجوز توسط محمود واعظی، نرخ مکالمات تلفن ثابت افزایش یابد. به گزارش مهر، محمود واعظی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات اوایل این هفته در مراسم جشن پایان هم‌کدسازی که توسط وزارت ارتباطات برگزار شد، رسما مجوز تغییر نرخ‌ها و افزایش آن را به‌دلیل کاهش درآمد مخابرات صادر کرد.به گزارش شرق، این درحالی است که وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در روزهای نخست شروع فعالیت خود در وزارت ارتباطات، با افزایش نرخ‌های مخابراتی به‌دلیل اجرای طرح هم‌کدی مخالفت کرده بود و تاکید داشت مردم نباید هزینه این طرح را متحمل شوند؛ حال با گذشت یک‌سال‌ونیم از آن زمان و با اتمام اجرای این طرح، قرار است مردم هزینه ناشی از اجرای این طرح را جبران کنند. افزایش آبونمان درآمد مخابرات را جبران نکرداز اردیبهشت‌ماه امسال و با آغاز اجرای طرح یکسان‌سازی کدهای مخابراتی در هراستان، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات نرخ‌های جدیدی را برای مکالمات تلفن ثابت ابلاغ کرد که شرکت مخابرات ایران موظف به اعمال آن شد. براساس این مصوبه، با اجرای طرح هم‌کدسازی تلفن در هراستان، تعرفه مکالمات تلفن ثابت به ازای هردقیقه مکالمه ثابت به ثابت داخل استانی ۳۰ریال، هردقیقه مکالمات ثابت‌به‌ثابت بین استانی ۳۳۰ریال، هردقیقه مکالمات تلفن ثابت به همراه شرکت ارتباطات سیار ۶۲۵ریال و هردقیقه مکالمه تلفن ثابت به سیار اپراتورهای تلفن‌همراه ۶۲۵ریال محاسبه می‌شود در حالی که پیش از اجرای این طرح، نرخ مکالمات به صورت پالسی براساس منطقه و مسافت به ازای هرپالس ۵۱ریال محاسبه می‌شد.براین اساس، مخابرات برای جبران کاهش درآمد خود از محل اجرای این طرح، مجاز به دریافت آبونمان از مشترکان به تناسب موقعیت استان‌ها شد؛ کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات در این مصوبه مبلغ آبونمان ماهانه خطوط تلفن ثابت را بر مبنای منطقه و شهر مشترکان و نیز میزان کارکرد ماهانه آنها تعیین کرد که در جدول زیر مشخص شده است. هم‌اکنون و با گذشت یک‌ماه از اجرای کامل طرح هم‌کدی در کل کشور، شرکت مخابرات ایران از افت درآمد محسوس خود از محل اجرای این طرح خبر می‌دهد؛ این درحالی است که براساس تکلیف قانونی بند م تبصره۹ قانون بودجه سال۸۶ و نیز در مصوبه‌ای که در سال ۸۹ به امضای هیات‌وزیران رسید، قرار بود دولت بخشی از هزینه‌های اجرای این طرح را متحمل شود. قول مساعد وزیر برای موافقت با افزایش نرخ‌ها کاظم ابراهیمی مدیرعامل شرکت مخابرات ایران در این‌باره بیان کرد: به‌دلیل افت درآمد محسوس مخابرات، ناگزیر به تغییر نرخ‌های مکالمات هستیم. درخواست اولیه برای تغییر تعرفه مکالمات به وزارت ارتباطات ارایه شده و وزیر دستور داد گزارش را با جزییات کامل‌تری از نحوه اجرای طرح هم‌کدی و کاهش درآمد مخابرات به وزارت ارتباطات ارایه کنیم. به گفته او در ابتدای طرح یکسان‌سازی کدهای مخابراتی نیز مقام وزارت ارتباطات قول مساعد داد پس از گذشت شش‌ماه از اجرای این طرح در صورت کاهش درآمد مخابرات، با تغییر نرخ‌ها موافقت کنند. از این‌رو در حال تهیه و تدوین گزارشی همراه با جداول ترافیکی و مالی و ارزیابی از وضعیت اجرای طرح هم‌کدی و درآمد مخابرات هستیم. در این گزارش مشخص خواهد شد کدام استان‌ها بیشترین تماس را پس از هم‌کدی داشته و در کدام استان‌ها درآمد مخابرات کاهش بیشتری داشته اما آنچه مسلم است، اینکه درآمد مخابرات از اجرای این طرح به‌صورت میانگین بین هشت تا ۱۴درصد افت داشته است.او ادامه می‌دهد: مخابرات از نظر درآمدی در استان‌های بزرگ‌تر مانند سیستان‌وبلوچستان به‌مراتب بیشتر آسیب دیده است؛ این افت درآمد در استان‌های کوچک‌تر مانند کهگیلویه‌وبویراحمد و زنجان که تعداد زون مخابراتی- مناطق – کمتر است، به‌نسبت کمتر گزارش شده است. ابراهیمی با اشاره به تاکید مخابرات بر تغییر تعرفه مکالمات تلفنی می‌گوید: در این زمینه تهیه و تدوین بسته‌های مکالمه در داخل شبکه در دستور کار قرار گرفته و درصدد دریافت مجوز از رگولاتوری هستیم. او می‌افزاید: تعرفه‌های مکالمات در تمامی استان‌ها در یک دوره اعمال شده و از این بابت مخابرات متوجه افت درآمد محسوس خود شده است؛ با وجود قواعد ترافیک مکالمات در سطح کشور، جمعیت و نوع چینش مناطق مخابراتی در هراستان، می‌توان درآمد را محاسبه کرد و با گرفتن اطلاعات از ۱۰استان، آن را به کل کشور تعمیم داد. عدم‌موفقیت سیاستگذاری نرخ‌های خدماتی در حوزهICTتغییر نرخ‌های ارتباطی طی یک‌سال‌ونیم گذشته پس از روی‌کارآمدن دولت‌یازدهم، همواره محل مناقشه و بروز مشکل میان ارایه‌دهندگان خدمات و کاربران و مشترکان بوده و شواهد نشان می‌دهد سیاستگذاری در زمینه نرخ‌های خدمات ارتباطی موفقیت چندانی نداشته است؛ به نحوی که در این برهه زمانی، علاوه‌بر تعرفه‌گذاری خدمات مخابراتی که بار دیگر در محل بازنگری قرار گرفته است، تعرفه خدمات اینترنت و پهنای باند و دیتای موبایل نیز بیش از دوبار بازنگری، تغییر یافت و در نهایت نه‌تنها نتوانست اپراتورهای ارایه‌دهنده این خدمات را قانع کند، بلکه رضایت کاربران را نیز تامین نکرد. 

نقش کنگره آمریکا در قیمت نفت

نوید پژنگ، کارشناس مطالعات بین‌الملل در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشت:طی هفته‌های گذشته و بالاخص پس از پیروزی جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا و به دست آوردن اکثریت در هر دو مجلس نمایندگان و سنا، بیشترین صحبت‌ها و حدس و گمانه‌زنی‌ها راجع به اقدامات احتمالی این نهاد قانون‌گذار در ماه‌های پیش رو و نحوه موضع‌گیری کنگره نسبت به مذاکرات هسته‌ای جاری میان ایران و گروه 1+5 (شامل آمریکا، انگلستان، فرانسه، روسیه، چین و آلمان) و احتمال تصویب تحریم جدید علیه کشورمان بوده است. ولی یکی از مواردی که می‌تواند به اندازه احتمال تصویب تحریم جدید توسط کنگره برای ایران اهمیت داشته باشد و تا حدی از آن غفلت شده است، نقش کنگره در تصویب قوانینی جهت تسهیل صادرات نفت آمریکا است که می‌تواند به‌طور غیرمستقیم بر اقتصاد کشورمان اثرگذار باشد. در سال 1973 و در بحبوحه جنگ اعراب و اسرائیل، کشورهای عربی صادر‌کننده نفت از جمله عربستان سعودی و لیبی توافق کردند که با استفاده از «سلاح نفت» کشورهای حامی رژیم صهیونیستی را تنبیه کنند. پس از کمک‌های فراوان آمریکا به اسرائیل از جمله تامین 2/2 میلیارد دلار تسلیحات، کشورهای عربی تصمیم گرفتند صادرات نفت به آمریکا را تحریم کرده و به علاوه از میزان تولید خود بکاهند.این تصمیم موجب شد که قیمت نفت طی زمانی حدودا یکساله، از 3 دلار در هر بشکه به 12 دلار افزایش یابد. کنگره آمریکا در مقابل این تحولات، قانونی را به تصویب رساند که تولیدکنندگان نفت در آمریکا را از صادرات محروم می‌ساخت و آنها را ملزم می‌کرد نفت خود را صرفا به پالایشگاه‌های داخلی بفروشند. هدف از این قانون حمایت از مصرف‌کنندگان آمریکایی و مصون ساختن قیمت کالاهایی همچون بنزین از تلاطمات بازار جهانی نفت بود.اما با عملیاتی شدن صنعت نفت شیل در آمریکا در چند سال اخیر و افزایش تولید نفت در این کشور تا 5/ 9 میلیون بشکه در روز و پس از تصمیم اخیر اوپک برای حفظ سقف تولید 30 میلیون بشکه‌ای به منظور مقابله با نفت شیل، بازار نفت روزانه با 2 میلیون بشکه مازاد عرضه روبه‌رو است و به‌نظر می‌رسد که تا چند سال آینده، بازار نفت جهشی ناگهانی در قیمت‌ها را تجربه نکند. این تصمیم اوپک اگرچه برای اعضای آن سخت و دردناک بوده است، ولی اثراتی جدی بر صنعت نفت شیل آمریکا داشته است. به‌طور مثال شرکت اکسون موبیل که بزرگ‌ترین شرکت نفتی دنیا است، در نظر دارد میزان بودجه خود برای سرمایه‌گذاری در سال آینده را تا 20 درصد کاهش دهد. همچنین به گزارش اکونومیست، تقاضای دریافت مجوز حفاری در ماه نوامبر نسبت به ماه پیش، در میدان نفتی باکان در داکوتای شمالی که قلب صنعت شیل آمریکا است تا 40 درصد کاهش یافته است.به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند که شرایط کنونی دیگر مانند دهه هفتاد میلادی نیست و کنگره آمریکا باید این قانون را ملغی کرده یا حداقل آن را به‌روزرسانی کند. موافقان این طرح بر این باورند که اعطای مجوز صادرات به تولیدکنندگان آمریکایی آنها را در بازی نگه داشته و به آنها این امکان را می‌دهد که با کسب درآمد بیشتر، همچنان به سرمایه‌گذاری روی تحقیق و توسعه ادامه داده و به روش‌های اقتصادی‌تری برای حفاری دست یابند. شرکت‌های فعال در حوزه نفت شیل نیز به شدت خواهان لغو این قانون هستند؛ زیرا دیگر مجبور نیستند نفت خود را به پالایشگاه‌هایی در شرق آمریکا بفرستند و هزینه‌های زیادی برای حمل‌و‌نقل متقبل شوند (عمده نفت تولید شده در آمریکا نفت سنگینی است که اکثر پالایشگاه‌های آمریکا برای کار با آن نوع نفت ساخته شده‌اند، اما نفت شیل نفت سبک‌تری است و صرفا پالایشگاه‌هایی در شرق آمریکا توانایی پالایش آن را دارند). البته لغو این طرح نیز مخالفانی دارد. به‌طور مثال سناتور دموکرات، رابرت منندز چند ماه پیش اظهار کرد که در صورت لغو این قانون، صادرات نفت آمریکا به سرعت افزایش یافته، عرضه نفت کم شده و موجب افزایش قیمت بنزین در آمریکا می‌شود که فشار زیادی به مصرف‌کنندگان داخلی آمریکا وارد می‌کند. البته یک تحقیق که اخیرا توسط اداره انرژی آمریکا انجام گرفته نشان می‌دهد که قیمت بنزین در آمریکا کاملا به قیمت‌های جهانی نفت وابسته بوده و صادرات، موجب افزایش قیمت بنزین نخواهد شد. از جمله دیگر مخالفان این طرح باید به فعالان محیط‌زیست اشاره کرد که معتقدند اجازه صادرات، میزان حفاری‌ها را افزایش داده که هم انتشار گازهای گلخانه‌ای را تشدید می‌کند و هم اکوسیستم منطقه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. همچنین پالایشگاه‌هایی که نفت شیل را با قیمت ارزان‌تری می‌خرند، نباید از یاد برد، زیرا می‌توانند با اعضای کنگره لابی کرده و مانع از لغو قانون مذکور شوند.با این حال به‌نظر می‌رسد لغو قانون ممنوعیت صادرات برای آمریکایی‌ها اهمیت زیادی داشته باشد. صنعت نفت شیل در چند سال اخیر، به‌طور مستقیم و غیرمستقیم، 2 میلیون شغل در آمریکا ایجاد و 238 میلیارد دلار به اقتصاد این کشور کمک کرده و از عوامل اصلی بازیابی اقتصاد آمریکا پس از بحران اقتصادی است. لیزا مورکوفسکی، رهبر آتی کمیته انرژی سنا نیز به صراحت اعلام کرده است که پس از روی کار آمدن کنگره جدید، با جدیت برای لغو این قانون تلاش خواهد کرد. در تازه‌ترین تحولات صورت گرفته نیز، دولت آمریکا روز سه‌شنبه، 9 دی اعلام کرد که با صادرات نفت فوق سبک موافقت کرده است که براساس گزارش بانک سیتی‌گروپ، می‌تواند عرضه نفت در بازار جهانی تا پایان سال 2015 را به میزان یک میلیون بشکه در روز افزایش دهد.به همین دلیل به‌نظر نمی‌رسد بتوان دورنمایی برای افزایش قیمت نفت متصور بود. به همین خاطر به مسوولان کشور توصیه می‌شود که  برنامه‌های کارشناسی‌شده‌تری برای مقابله با قیمت‌های پایین‌تر نفت تدوین کرده و طرح‌های خود را بر اساس آن جلو ببرند.

سولانا: اروپا باید به زوال قدرت خود اعتراف کند

مسئول اسبق سیاست خارجی اتحادیه اروپا در یادداشتی نوشت که این اتحادیه دیگر محوری که کشورهای همسایه گرد آن جمع می‌شوند نیست.به گزارش فارس، «خاویر سولانا» از مقامات بلندپایه اسبق اتحادیه اروپا در یادداشتی در پایگاه خبری «پراجکت سندیکت» با اشاره به ناکامی‌های اروپا در حل بحران سوریه تصریح کرده اروپا دیگر محوری نیست که کشورهای همسایه گرد آن جمع شوند.این سیاستمدار اسپانیایی که سمت‌های مختلفی از جمله دبیر کل ناتو و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا داشته بحران سوریه را واقعه‌ای دانسته که باید اروپا را بیدار کند.آقای سولانا در بخشی از این یادداشت می‌نویسد: «مشکلاتی که در آنجا (سوریه) وجود دارند محدود به خاورمیانه‌ای که برای مدت طولانی درگیر بی‌ثباتی بوده نیست و اروپا باید به سرعت با این وضعیت مقابله کند.»سولانا می‌افزاید: «اما قدرت قطب اروپا رو به اضمحلال است. اتحادیه اروپا در همان حال که دارد با ضعف اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کند با بحران‌هایی که در اوکراین، روسیه، آفریقای شمالی و خاورمیانه وجود دارد در ورطه بحرانی ژئوپولتیک هم گرفتار آمده است.»مسئول اسبق سیاست خارجی اتحادیه اروپا در ادامه تصریح می‌کند: «اتحادیه اروپا باید اعتراف کند که دیگر محوری که کشورهای همسایه گرد آن جمع شوند، نیست. چنانکه “استفان لن” پژوهشگر میهمان اندیشکده کارنگی اخیراً گفت اروپا در حال تجربه یک انقلاب کوپرنیکی است.»وی می‌افزاید: «واقعیت جهان چند قطبی این است که بازیگران دیگر می‌توانند جذب کنند و اثرگذار باشد. به عنوان مثال، چین در تلاش است برای رسیدن به سواحل دریای مدیترانه تا آخرین بخش‌های جاده قدیمی ابریشم را احیا کند.»آقای سولانا در بخش دیگری از این یادداشت با بیان اینکه نمی‌توان آتش‌بس در استان حلب سوریه را بیش از این به تعویق انداخت بر حمایت ایران و روسیه از چنین آتش‌بسی تأکید کرده است.   

افزايش محروميت با فرمول رفع محروميت!

دولت براي برخوردار اعلام کردن مناطق کشور يک فرمول دارد. داده ها را که به اين فرمول مي دهند استان هاي محرومي که گاه خود دولتمردان در محروم بودن مناطق آن شک ندارند، توسعه يافته يا برخوردار از کار در مي آيند.به گزارش خراسان، نگاه اول؛ توسعه مناطق ايجاد شده بر اساس تقسيمات کشوري موضوعي پيچيده، چند وجهي، ميان بخشي و حتي فرا بخشي و داراي ابعاد قوي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و زيست محيطي است علاوه بر اين که نياز به کار فيزيکي، کالبدي و شهرسازي قوي دارد.نگاه دوم؛ توجه به عوامل اقتصادي که با توليد ثروت و بهبود شرايط مادي، زندگي و توزيع برابري ثروت و دارايي سرو کار دارد و عامل اجتماعي که براساس بهبود و پيشرفت شاخص هاي مربوط به امور بهداشت، آموزش و پرورش، مسکن و اشتغال اندازه گيري مي شود توسعه را تعريف مي کند.براي تحقق توسعه فراگير بايد ابعاد فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي مورد توجه قرار گيرد. مناطقي در حال توسعه تعريف مي شود که به سمت برخوردار شدن از اين شاخص ها بروند. در ايران شاخص هايي براي تعريف برخورداري و حرکت به سمت توسعه يافتگي در مناطق مختلف نقشه جغرافيايي کشور تعريف شده است. شاخص هايي که دولت آن ها را تعيين کرده است.نگاه سوم؛ «نهاونديان» رئيس دفتر رئيس جمهور در گفت و گوي ويژه خبري 5 دي ماه به صراحت گفت: «خراسان جنوبي در شاخص هاي مختلف توسعه اي از نظر درآمد سرانه و سرمايه گذاري ها در پايين ترين رده هاي استان هاي کشور قرار دارد.» اين ها تمام محروميت هاي خراسان جنوبي نيست، شاخص بهره مندي اين استان از راه مناسب، نامناسب است و بيست و هشتمين استان برخوردار از بزرگراه است. خشکسالي، کم آبي، پراکندگي جمعيت، نبود مراکز درماني مناسب و … همه از برخوردار نبودن شرقي ترين استان کشور حکايت دارد.کارشناسان وزارت کشور دو سال قبل بيرجند و قاين را به ليست نقاط برخوردار کشور اضافه کردند. امسال هم در اقدامي ناباورانه دو منطقه تازه ارتقا يافته به شهرستان به اين ليست وارد شد.کارشناسان معتقدند با بررسي شاخص هاي توسعه بيرجند و قاين از بسياري برخورداري ها محرومند اما اين جا يک فرمول است که همه چيز را مشخص مي کند.معاون برنامه ريزي و اشتغال استاندار خراسان جنوبي مي گويد: نبايد شهرهاي يک منطقه از کشور را با ديگر نقاط مقايسه کرد اين اشتباه است، مولفه هاي توسعه يافتگي بر اساس يک فرمول اندازه گيري مي شود و خروجي آن نشان مي دهد کدام شهر توسعه يافته است.«رضايي» توضيح زيادي درباره شاخص هاي برخورداري ارائه نمي دهد و فقط به اين جمله بسنده مي کند که تعيين شاخص ها بسيار پيچيده است اما تلاش مي کنيم دوباره بررسي شود تا بتوانيم از مزايايي که براي نقاط غير برخوردار تعريف شده است بهره مند شويم چون ما به راستي نياز داريم. يک کارشناس هم درباره توسعه يافتگي شهر ها مي گويد: آنچه در شهرهاي خراسان جنوبي شاهديم در برخي نقاط حتي نزديک به اين شاخص ها هم نيست اين در حالي است که بيرجند و قاين و طبس هم اکنون جزو شهرهاي برخوردار اين استان هستند و علاوه بر اين بر اساس مصوبه هيئت وزيران در تير ماه امسال که در آن فهرست استان ها و مناطق کم برخوردارتعيين شده است چند شهر ديگر خراسان جنوبي نيز از فهرست استان هاي کمتر توسعه يافته خارج شد.«ناصري»، مدير کل هماهنگي امور اقتصادي و بين الملل استانداري خراسان جنوبي با اعلام اين خبر اواسط دي ماه با اشاره به ارسال چهارمين نامه درخواست پيگيري براي تجديد نظر در دستورکار دولت و شرايط به وجود آمده براي استان با توجه به خروج دو شهر ديگر از فهرست شهرهاي کمتر توسعه يافته مي گويد: اين تصميم به هيچ عنوان مورد قبول مسئولان و نمايندگان استان نيست.«ناصري» مي گويد: هيئت وزيران در تصويب نامه امسال، خوسف و زيرکوه را نيز جزو شهرهاي برخوردار عنوان کرد و نام اين شهر ها در سامانه صندوق توسعه ملي ثبت نشد هرچند خوسف بخش بود و به تازگي به شهرستان ارتقا يافته است اما هنوز تا توسعه يافتگي کامل فاصله دارد. يکي از مزاياي برخوردار نبودن، استفاده از معافيت هاي صندوق توسعه ملي است که با اين شرايط برخي نقاط خراسان جنوبي ديگر از اين برخورداري هم برخوردار نيست. او توضيح مي دهد:در مصوبه هيئت وزيران خوسف بخش بوده است و جزو بخش هاي کمتر توسعه يافته در نظر گرفته شده است اما اکنون که ارتقا يافته در سامانه نرم افزاري که صندوق توسعه ملي طرح ريزي کرده اسم اين شهرستان درج نشده است . هرچند او اين موضوع را به بي توجهي يا اشتباه نيز ربط مي دهد اما مي گويد: بايد براي مسئولان استان روشن شود که بر اساس چه معيار هايي اين شهر ها را برخوردار اعلام کرده اند.او مي گويد: اين موضوع نيز به رئيس جمهور منتقل شد«بهترين حالت براي ما اين است که تمام شهرستان هاي استان مشمول قانون نقاط کمتر توسعه يافته شود. رئيس هيئت امناي صندوق توسعه ملي رئيس جمهور است و در سفر اخير درخواست شد اين خواسته در هيئت امنا مطرح و پيگيري شود تا با استفاده از امتيازات نقاط کمتر توسعه يافته به سمت توسعه حرکت کنيم.به گفته او در حال حاضر سرمايه گذار با مراجعه به بانک به عنوان مثال اگر محل اجراي طرح را شهر خوسف اعلام کند شامل معافيت ها و اعتبارات مناطق کمتر توسعه يافته نمي شود و طرح هايي که مي تواند از صندوق توسعه ملي اعتبار دريافت کند با سرفصل اعتباري مناطق کمتر توسعه يافته در نظر گرفته نمي شود.نرخ سود تسهيلات اين صندوق براي مناطق کمتر توسعه يافته 4 درصد کمتر از مناطق برخوردار است، سهم آورده سرمايه گذار براي اجراي طرح هم کمتر است و نرخ مشارکت براي مناطق کمتر توسعه يافته به 10 درصد هم کاهش پيدا مي کند.مدير کل هماهنگي امور اقتصادي و بين الملل به پيگيري ها و گفت و گو هاي زياد با دکتر «نوبخت» به عنوان دبيرهيئت امناي صندوق توسعه ملي در سفر اخيرش به استان و نيز نامه هاي متعددي که بعد از سفر براي او از طرف استانداري ارسال شده است اشاره کرد. به گفته وي، متن درخواست نامه ها و پيگيري ها اصلاح فهرست مناطق کمتر توسعه يافته است به علاوه در رويه اي که صندوق توسعه ملي براي شناسايي استان هاي محروم دارد بايد تمام مناطق جغرافيايي استان خراسان جنوبي شامل مناطق محروم شود تا بتوان از اين امتيازها استفاده کرد. در حال حاضر استان به لحاظ محروم بودن در بين 31 استان جايگاه 22را دارد و 8 استان به عنوان استان هاي کمتر توسعه يافته مطرح شده اند که خراسان جنوبي جزو آن ها نيست.جالب است که فرماندار خوسف مي گويد: خوسف و زيرکوه دو منطقه محروم استان است که به تازگي به ليست برخوردارها اضافه شده است.بايد بگويم شهر خوسف حتي يک درمانگاه شبانه روزي مطلوب ندارد درحالي که مهم ترين نياز، براي يک شهر توسعه يافته برخورداري از امکانات بهداشتي و درماني است.»«فرجامي» به راه هاي اين منطقه هم اشاره مي کند و مي افزايد: جاده هاي خوسف وضعيت خوبي ندارد در حالي که بهره مندي از راه مناسب نوعي برخورداري است. او مسيرهايي مثل معدن قلعه زري به جاده شهداد و آب گرم لوت را مثال مي زند و توضيح مي دهد: با اجراي کامل اين راه، فاصله استان 100 کيلومتر تا کرمان کمتر و خوسف از بن بست خارج مي شود.فرماندار به مصوبه توسعه يافتگي اعتراض دارد، آن را نمي پذيرد و توضيح مي دهد: با اين مصوبه، خوسف از امتيازات صندوق توسعه ملي محروم مي شود زيرا نرخ تسهيلات در مناطق کمتر توسعه يافته، کمتر ودر نقاط برخوردار، بالاتر است.به گفته وي مکاتباتي با استاندار و نماينده مردم بيرجند، درميان و خوسف انجام شده تا خوسف از مزاياي منطقه محروم برخوردار شود چون با تسهيلات 22 درصد بانک ها به هيچ عنوان نمي توان سرمايه گذار جذب کرد زيرا تامين هزينه هاي ديگر مانند بيمه ،ماليات،سهم آورده و…براي سرمايه گذاران مشکل است و در نتيجه رغبتي به فعاليت نشان نمي دهند.زيرکوه برخوردار است!فرماندار زيرکوه هم مي گويد: زيرکوه فاصله زيادي تا توسعه يافتگي دارد و از عمده ترين زيرساخت هاي شبکه هاي ارتباطي، توليدي، صنعتي، بهداشتي و درماني محروم است، در همه زمينه هاي خدماتي، توزيعي، توليدي، آموزشي، فرهنگي، فضاي سبز، معادن، شهرک هاي صنعتي و…آخرين رتبه را دارد. «خانزاده» تاکيد مي کند در صورتي که زيرکوه جزو مناطق برخوردار محسوب شود امتيازاتي را از دست مي دهد و بيشترين تاثير هم در حوزه استقرار واحدهاي توليدي و جذب سرمايه گذار است.چرا قاين برخوردار شد؟«قاينات توسعه يافته و برخوردار نيست. شاخص هاي برخورداري براي يک منطقه زياد است اما قاينات اين شرايط را ندارد.» فرماندار قاينات با بيان اين جمله ها تاکيد مي‌کند: بيرجند به عنوان يک منطقه برخوردار قابل مقايسه با قاينات نيست حتي نمي توان قاين را با شهرهاي هم تراز جمعيت آن در ديگر نقاط کشور مقايسه کرد.«کهن ترابي» شاخص هاي مورد نظر براي برخوردار معرفي شدن يک منطقه را وجود خيلي از امکانات وخدمات عنوان و تصريح مي کند: در بخش بهداشت ودرمان هنوز به دليل نبود برخي تخصص ها بيماران راهي بيرجند ومشهد مي شوند.به گفته وي سرمايه گذاري و اشتغال هم به عنوان يک رکن موثر در اقتصاد به جاذبه نياز دارد و متقاضيان دنبال توجيه اقتصادي و ارزش افزوده هستند اما وقتي شرايط و جاذبه نباشد نمي شود کاري کرد.به نظر وي در بحث جاذبه هاي سرمايه گذاري وجود حداقل امکانات و خدمات رفاهي براي سرمايه گذار وخانواده اش ضرورت دارد در حالي که قاين حتي يک هتل ندارد اما شهرهايي مثل خمين و محلات با جمعيت کمتر بهترين خدمات در اين زمينه را دارند با اين تفاسير قاين از چند سال قبل به عنوان برخوردار معرفي شده و اين پذيرفتني نيست.7هزار بيکار در يک شهراو به وجود 7 هزار بيکار در قاينات اشاره مي کند که اغلب تحصيل کرده اند واين مسئله را مغاير با برخورداري مي داند. يکسان بودن نرخ تسهيلات سرمايه گذاري با ديگر مناطق هم به نظر وي از عواملي است که انگيزه سرمايه گذاري در اين منطقه را کاهش مي  دهد.نتيجه چه مي شود؟با اين توضيح ها معلوم مي شود ساز وکار مکتوبي براي تعيين برخورداري وجود ندارد به همين دليل است که به قول مهندس «عبدا… زاده »نماينده مردم طبس، سرايان، فردوس و بشرويه «استاني مانند آذربايجان غربي جزو مناطق محروم است درحالي که قابليت کشاورزي و صنعت آن از خراسان جنوبي جلوتر است.»تمام اين گفت وگوها نشان مي دهد در بحث برخورداري استان به وضوح در رديف استان هاي کمتر توسعه يافته قرار دارد به نحوي که حتي ضريب محروميت روستاهاي اين استان هم نشان دهنده عمق محروميت در اين استان است . بر اين اساس و با توجه به اين که ضريب هاي محروميت مناطق چند سال قبل توسط کارشناسان وزارت کشور تعيين شده است 229 روستا در خراسان جنوبي ضريب 9 يعني بيشترين درصد محروميت را دارد.اين اطلاعات را معاون اشتغال و برنامه ريزي کميته امداد امام خميني(ره) خراسان جنوبي مطرح کرد و توضيح داد: ضريب هاي محروميت مناطق بين عددهاي 6 ،7 ، 8 و 9 تعريف شده و مناطقي که بيشترين ضريب را دارد محروم تر است با اين شاخص ها 400روستاي استان ضريب 8 داشته و ضريب محروميت 479 روستا هم 7 است. «خزاعي عرب» مي گويد: براساس آمار از هزار و 662 روستاي استان هزار و 564 مورد ضريب محروميت دارد و براي456 روستا ضريب محروميت 6 ثبت شده و تنها 78 نقطه روستايي خراسان جنوبي برخوردار است که 4.7 درصد روستاهاي استان را شامل مي شود.به گفته وي، 14.6 درصد روستاهاي استان ضريب محروميت 9 دارد ، ضريب محروميت 25.6 و 29.2 درصد روستاهاي استان هم به ترتيب 8 و 6 محاسبه شده است .به گفته وي 31 درصد خانوار هاي خراسان جنوبي يعني 33.5 درصد جمعيت منطقه برخوردارند.

کشتی روحانی سوراخ شود همه غرق می‌شوند

دکترسیدطه هاشمی، معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی و جانشین رئیس شورای عالی ارتباطات و اطلاع رسانی دانشگاه آزاد اسلامی، رئیس سابق پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی و نماینده قم در دوره پنجم مجلس شورای اسلامی نیز بوده است.طه هاشمی در گفت‌و‌گو با آرمان با انتقاد از مصاحبه سیدمحمد خامنه‌ای عنوان می‌کند:« برخی با توهین به هاشمی در حال زیر سوال بردن اساس انقلاب هستند.مگر می شود هاشمی مهره آمریکا باشد و در بازی آمریکا نقش داشته باشد؟ چرا برخی متوجه این مسئله نیستند که تخریب هاشمی به معنای تخریب انقلاب است.همین دلیل که مقام معظم رهبری، آقای هاشمی را در سخت‌ترین شرایط به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام حفظ می‌کند به معنای این است که کنار گذاشتن هاشمی به معنای کنار گذاشتن تاریخ انقلاب است.تخریب کنندگان هاشمی از روی ناآگاهی به تخریب شخصیت‌های مردمی و انقلابی دست می‌زنند.این گونه سخن گفتن باعث دلسردشدن وفادارترین نیروهای انقلاب نسبت به اصل نظام می شود».  در سال های گذشته یکی از مهم ترین مشکلات دانشگاه‌ها حاکم بودن فضای امنیتی بر دانشگاه‌ها بود.به همین دلیل یکی از مهم ترین شعارهای آقای روحانی برداشتن این فضا از دانشگاه‌های کشور بوده است.آقای روحانی به چه میزان در تحقق این شعار موفق عمل کرده است؟برداشتن فضای امنیتی از دانشگاه‌ها یکی از مهم ترین شعارهای آقای روحانی در زمان مبارزات انتخاباتی بود. اما اینکه این شعارها چگونه جنبه عملیاتی پیدا می‌کند نکته قابل تأملی است که باید مورد بحث و بررسی قرار بگیرد.به هر حال در فضای انتخابات، باید دلیل و چرایی طرح شعارها و همچنین فقدان ساختارهای مناسب دموکراتیک در سازماندهی کردن شعارهای کاندیداهای انتخاباتی را در نظر گرفت.در کشورهای پیشرفته که احزاب نهادینه شده وجود دارد، کاندیداهای  هر کدام از احزاب برای انتخابات دارای برنامه تدوین شده هستند و شعارهای خود را مبتنی بر اهداف حزب خود تعریف و عنوان می کند.در این کشورها در برخی اوقات برای طرح یک شعار چندین سال تلاش و کار فکری صورت می‌گیرد.در نتیجه شعارهای یک حزب مبتنی بر مطالبات با اهمیت مردمی،وضعیت کشور و ارزیابی برنامه‌های احزاب رقیب تهیه و تنظیم می شود.در این صورت مردم بین برنامه‌های گزینه‌های مختلف که توسط احزاب هر کدام از کاندیداها تهیه شده دست به انتخاب می‌زنند. این در حالی است که در ایران، به دلیل نهادینه نشدن احزاب، ابتدا شعارهای کاندیداهای انتخاباتی مطرح می شود و سپس تلاش می شود برای این شعارها برنامه ریزی صورت بگیرد.ما دارای یک عقبه تأثیرگذار در برنامه ریزی سیاسی نیستیم و به همین دلیل اغلب رفتارهای انتخاباتی ما تنها برای جلب آرای بیشتر مردم طراحی می شود. تقریبا تمامی روسای جمهور ما بعد از اینکه انتخاب شدند تلاش کردند به شعارهایی که در زمان انتخابات عنوان کرده بودند عمل کنند. این در حالی است که برخی از شعارهایی که در زمان انتخابات برای جلب آرای مردمی بیان می‌شود اصلا در حیطه اختیارات یک رئیس جمهور نیست.در کشوری که نهادهای مختلف وجود دارد برخی از اقدامات از توان رئیس جمهور خارج است و در حیطه نهادهای دیگر تعریف شده است.در کشورما سه قوه مقننه،قضائیه و مجریه وجود دارد.رئیس جمهور نمی‌تواند شعارهایی را مطرح کند که به نوعی به قوا یا نهادهای دیگر مربوط می‌شود.از سوی دیگر از این مسئله هم نباید غافل شد که در هشت سال گذشته یک فضای یک طرفه بر دانشگاه های کشور حکمفرما بوده است و برداشتن و یا تغییر این فضای به وجود آمده به یک باره و به صورت دفعی امکان پذیر نیست.شاید در ظاهر دانشگاه ها به عنوان زیرمجموعه وزارت علوم در اختیار دولت باشد اما بخش‌هایی از کارکرد و عملکرد دانشگاه ها به نهادهای دیگر مربوط می شود و از دست رئیس جمهور و دولت خارج است. در نتیجه با یک و یا دوسال نمی توان انتظار داشت اتفاقات مهم و تأثیرگذاری در این زمینه رخ بدهد.حتی اگر فرض کنیم تمام مسائل دانشگاه‌ها در اختیار رئیس جمهور باشد،باز هم برداشتن یا تغییر فضایی که هشت سال بر دانشگاه ها حاکم بوده یکباره امکان‌پذیر نیست و به زمان بیشتری نیاز دارد. هنگامی که حزب قوی سیاسی وجود ندارد هر قشری مجبور می شود عقاید و دیدگاه‌های سیاسی خود را در محیط کار خود بروز دهد.به همین دلیل ما در ایران شاهد این قضیه هستیم که اداره‌ها، فروشگاه ها، اماکن عمومی و حتی اماکنی که هیچ گونه سنخیتی با فعالیت های سیاسی ندارد، محلی برای ارائه دیدگاه های سیاسی و تضارب آرای سیاسی می شود. این مسئله در دانشگاه‌ها هم وجود دارد. یعنی عده‌ای به دلیل نبودن احزاب تلاش می‌کنند محیط دانشگاه‌ها را به باشگاه سیاسی و میتینگ های گروهی و جناحی تبدیل کنند.به همین دلیل است که وقتی که یک رئیس جمهور یا وزیر بر سرکار می‌آید مجبور می شود بخش قابل توجهی از مدیران و زیرمجموعه خود را تغییر دهد؛چرا که اگر تغییر ندهد به دلیل اینکه مدیران همچنان نسبت به مدیر و دولت قبلی احساس تعلق می‌کنند، نمی‌توانند خود را با برنامه‌ها و سیاست‌های مدیر جدید تطبیق دهند.نبود احزاب سازمان یافته و تأثیرگذار سبب شده که هر فردی که قصد داشته باشد فعالیت سیاسی انجام بدهد از دو ابزار دانشگاه‌ها و رسانه‌ها برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند.به همین دلیل دانشگاه و رسانه جای حزب سیاسی را در ایران گرفته است.این در حالی است که کارکرد احزاب تفاوت معناداری با کارکرد دانشگاه و رسانه دارد. جریان‌های سیاسی بیرون از دانشگاه به دلیل اینکه قادر نیستند اهداف خود را در بیرون از دانشگاه‌ها سازماندهی کنند، فضای دانشگاه‌ها را به دلیل پتانسیلی که دارد مورد هدف قرار می‌دهند و تلاش می کنند که فضای دانشگاه‌ها را با خود همراه و همگام کنند و برآن تأثیر بگذارند.هم اکنون دانشگاه آزاد اسلامی که وظیفه گسترش و ترویج علم را برعهده دارد به شکل‌های مختلف درگیر مسائل سیاسی شده است. این در حالی است که مدیران این دانشگاه هیچ گونه قصد فعالیت سیاسی ندارند.با تمام این اوصاف،اراده آقای روحانی این بود که این فضا را از دانشگاه‌ها بردارد. در این مسیر هم حرکت کرده، اما در این زمینه با موانعی روبه رو بوده است. دولت آقای روحانی برای فرایند انتخاب وزیر علوم انرژی بسیار زیادی صرف کرد. یکی از مسائلی که باعث طولانی شدن انتخاب وزیر علوم شد این بود که برخی از ابتدا قصد داشتند مانع شوند که آقای روحانی به راحتی فضای دانشگاه‌ها را تغییر بدهد. چه کسانی از  این تغییر فضای متضرر می‌شدند؟این عده باقی‌ماندگان دولت گذشته و مخالفان آقای‌روحانی هستند.کسانی که از این فضای دانشگاه‌ها در هشت سال گذشته استفاده می کردند به راحتی حاضر نیستند جایگاه و دستاوردهای خود را از دست بدهند.خوشبختانه اهمیت مذاکرات هسته‌ای باعث شده بود که نگاه‌های خارجی زیاد به این مسئله توجه نکند وگرنه این موضوع بیش از این برای همه هزینه در پی می‌داشت. در نتیجه ما باید توقعات خود از وزارت علوم را با توجه به این اتفاقات تنظیم کنیم. نباید توقع داشته باشیم فضای دانشگاه‌ها  یکباره تغییر کند. سیاست‌های احمدی‌نژاد چه پیامدهایی برای دانشگاه‌ها داشت؟ آقای روحانی نسبت به مشکلات باقی مانده از دوران احمدی‌نژاد چه مسیری را باید در پیش بگیرد؟ توسعه علم باید در یک فضای آزاد شکل بگیرد.آزاداندیشی و توسعه علم به هم گره خورده است.این مسئله امکان پذیر نیست که علم در یک محیط بسته که افکار و نظریات مختلف نتوانند مطرح شود رشد پیدا کند.در قرآن کریم آمده است« فبشرعبادالذین یستمعون القول ویتبعون احسنه». یعنی «بشارت بده به بندگانی که با اندیشه‌های مختلف مواجه می‌شوند و سپس بهترین آن را انتخاب می کنند».این آیه پرچم آزاد اندیشی در دانشگاه‌هاست.بهترین جایی که اندیشه‌های مختلف امکان مطرح شدن پیدا می‌کنند دانشگاه‌هاست. این آیه مستقیما به دانشگاه‌ها و محیط های علمی که شامل حوزه‌ها هم می شود اشاره دارد. در زمینه مدیریت فضای دانشگاه‌ها هر کسی دیدگاه‌های مختلفی را دنبال می‌کند. با این وجود برخی مطرح شدن دیدگاه‌های مختلف فکری را باعث انحراف دانشگاهیان تلقی می‌کنند و تلاش می‌کنند که تنها یک پارادایم فکری در دانشگاه‌ها حاکم باشد. این وضعیت در دوران احمدی‌نژاد اتفاق افتاد و ما شاهد بودیم که تنها یک پارادایم فکری بر فضای دانشگاه ها حاکم شده بود.از نظر من این دیدگاه نوعی انحراف است.علت اصلی اینکه در زمان حضرت امام صادق(ع)این همه علم توسعه پیدا کرد این بود که آزادی بیان وجود داشت.در زمان امام صادق(ع) اساسی ترین سوالات دینی در محضر ایشان مطرح می‌شد و استدلال‌های متفاوتی عنوان می‌شد که باعث رونق و گسترش علم شده بود. حضرت امام صادق(ع)هم با سعه‌صدر به همه این سوالات پاسخ می‌گفتند و با استدلال مبانی دینی را تحکیم می‌بخشیدند. محیط‌های علمی و به خصوص دانشگاه‌ها باید مرکز آزاداندیشی باشد. هر اقدامی که قصد داشته باشد آزاداندیشی را متوقف کند در جهت رکود و سکون علم حرکت کرده است. آزاداندیشی  ضرورتا هم نباید در زمینه‌های سیاسی وجود داشته باشد و بلکه باید در همه زمینه‌ها این احساس در محیط های علمی وجود داشته باشد که به راحتی می توان دیدگاه‌های خود را مطرح کرد. مقام معظم رهبری بارها روی موضوع کرسی های آزاداندیشی تاکید کرده اند. تأکید ایشان هم این مضمون را القا می کند که فضای دانشگاه ها باید آزاد باشد  تا نیروهای فکری جامعه دانشگاهی بتوانند به راحتی با هم تبادل اطلاعات  و تضارب آرا داشته باشند.در هشت سال دولت آقای‌احمدی نژاد دانشگاه‌های کشور با محدودیت‌هایی در این زمینه مواجه بودند و فضای دانشگاه‌ها به شکلی یک طرفه و تک بعدی اداره می‌شدند.در این دوران بخش قابل توجهی از نیروهای دانشگاهی امکان فعالیت‌های سیاسی، فرهنگی و حتی علمی نداشتند.در این دوران اگر کسی دیدگاهی را مطرح می‌کرد که امکان داشت برخلاف منافع دولت وقت باشد جلوی انتشار این دیدگاه را می گرفتند. جامعه ساکت خطرناک است.جامعه ای که صحبت می کند و نظریات خود را مطرح می کند قابل تحلیل و شناسایی است. اما جامعه‌ای که ساکت است نمی توان به نیت های درونی آن پی برد.موضوع «محدثه»موضوع «مقبیه» هم است. یعنی هرچیزی که باعث به وجود آوردن چیز دیگری شده است خود آن هم باعث باقی ماندن آن خواهد شد.انقلاب اسلامی سال57را مردم به وجود آوردند و خود مردم هم آن را حفظ خواهند کرد.مردم باید در صحنه‌های مختلف امکان حضور داشته باشند و بتوانند به راحتی نظریات خود را مطرح کنند. سید محمد خامنه‌ای در مصاحبه‌ای با زیر سوال بردن جایگاه برخی از شخصیت‌های ریشه دار نظام مانند آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، سخنانی را مطرح کرده است که به تاریخ انقلاب و منویات حضرت امام(ره) مربوط می‌شود.در این مصاحبه گفته شده آیت الله هاشمی در بازی آمریکا برای رهبری نظام تلاش می کرده یا اینکه حضرت امام(ره)تحت تأثیراطرافیان خود اقدام به تصمیم گیری کرده است.نظر شما درباره این مصاحبه چیست؟اینکه این مسائل تاریخی در زمان فعلی که هیچ ضرورتی ندارد مطرح می شود جای تأمل و سوال دارد.این در حالی است که نسل جدید از نزدیک با مسائل ابتدای انقلاب آشنایی نداشته و به راحتی ممکن است درباره مسائل انقلاب دچار انحراف شود. ما که از نزدیک با این مسائل روبه رو بودیم به خوبی به کذب بودن این سخنان آگاهی داریم و متوجه هستیم که این سخنان در جهت تخریب به زبان آورده شده است.من به خاطر دارم که حضرت امام(ره)به این مجموعه که مدعی چنین مسائلی هستند تذکر بسیار جدی دادند.نکته مهم تر اینکه یک جریان مشکوک همواره از بیرون کشور عنوان می کردند که انقلاب ایران چند ماه دیگر از بین می رود و تلاش می کردند که این اتفاق هرچه زودتر رخ بدهد. با درایت حضرت امام(ره) و بعد از ایشان مقام معظم رهبری و همچنین هوشیاری مردم تاکنون این اتفاق نیفتاده و نخواهد افتاد.این جریان هنگامی که متوجه شد نمی‌تواند به اهداف خود دست پیدا کند تمام تلاش خود را به نیروهای داخل نظام متمرکز کرد.تلاش این جریان این بود که نیروهای در صحنه نظام را بدنام کنند و از چشم مردم بیندازند و چهره نیروهایی را که در بین مردم دارای جایگاه تأثیرگذاری هستند، مخدوش کنند. آقای هاشمی و آقای بهشتی از جمله همین افراد بودند که در این مصاحبه از آنها نام برده شده است. این دو شخصیت به همراه مقام معظم رهبری از چهره‌های بزرگ واصیل انقلاب هستند که همواره در لحظات سخت در کنار امام(ره) و انقلاب بودند و مقاومت و ایستادگی می کردند. جایگاه این شخصیت‌ها برای مردم خدشه ناپذیر است. برخی از افراد داخلی که کم توجه هستند و برخی هم از روی آگاهی در این زمین بازی می‌کنند.در نتیجه تمامی این اقدامات طراحی شده است که نیروهای متعهد و علاقه مند را از نظام و انقلاب دور کنند. به عنوان مثال این گروه در گذشته تلاش می کرد  شأنیت روحانیت را تحت تأثیرقرار دهد.برخی تلاش می کردند که روحانیت محل رجوع و اعتماد مردم نباشد و گروه‌های دیگر این مسئولیت را برعهده بگیرند. آقای‌هاشمی رفسنجانی «شناسنامه» انقلاب است.آقای‌هاشمی از ابتدای انقلاب تاکنون در هر مسئله‌ای که نظام را تهدید می‌کرده حضور فعال و مستمر داشته و به دفاع از انقلاب پرداخته است. هاشمی در تمام بحران ها به کمک نظام و انقلاب آمده است.ایشان هنوز هم پای نظام و انقلاب ایستاده و از هیچ کوششی فروگذاری نمی کند.هاشمی در زمان هایی پای انقلاب ایستاده است که اگر نمی‌ایستاد،انقلاب با مشکل مواجه می شد.در انتخاب رهبری نظام پس از رحلت حضرت امام(ره)، هاشمی بهترین و زیباترین رفتار را از خود نشان داد.هاشمی امروز هم همان هاشمی است. برخی با توهین به هاشمی در حال زیر سوال بردن اساس انقلاب هستند.مگر می شود هاشمی مهره آمریکا باشد و در بازی آمریکا نقش داشته باشد؟ این مسئله با اساس انقلاب و نظام منافات دارد.چرا برخی متوجه این مسئله نیستند که تخریب هاشمی به معنای تخریب انقلاب است.همین دلیل که مقام معظم رهبری، آقای هاشمی را در سخت ترین شرایط به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام حفظ می کند به معنای این است که کنار گذاشتن هاشمی به معنای کنار گذاشتن تاریخ انقلاب است. این گونه سخن گفتن باعث دلسردشدن وفادارترین نیروهای انقلاب نسبت به اصل نظام می‌شود.کشور ما نیازمند یک مجموعه مدیریتی قوی و با کفایت است. چرا برخی اصرار دارند  یک مجموعه خاص که توانایی مدیریت کشور را ندارد حتما باید سکاندار مدیریت کشور باشد.این کشور متعلق به هیچ گروه،حزب و شخص خاصی نیست و بلکه متعلق به مردم و اسلام است.تمام کسانی که مورد هجمه قرار می گیرند از شاگردان و یاران نزدیک حضرت امام(ره) هستند. نکته جالب اینجاست که کسانی هم به یاران حضرت امام(ره) توهین می‌کنند که مورد قبول حضرت امام(ره)نبوده‌اند.حضرت امام(ره)به خوبی ماهیت این گروه و افراد را شناخته بود با آنها برخورد قاطعی کرده بود.همین عده هم اکنون در حال کارشکنی در سیاست‌های آقای روحانی هم هستند. اگر آقای‌روحانی نتواند سیاست‌های خود را پیش ببرد و موفق نشود،باعث دلسرد و ناامید شدن بسیاری از نیروهای اجتماعی و سیاسی جامعه خواهد شد. من این گروه را به اندیشه و تأمل بیشتر درباره اقداماتی که انجام می‌دهند، دعوت می‌کنم. از گوشه و کنار شنیده می‌شود که محمود احمدی نژاد در حال زمینه‌سازی برای بازگشت به قدرت است.احمدی‌نژاد با چه اهدافی تلاش می‌کند به قدرت باز گردد؟قدرت به صورت ذاتی شیرین و خوشایند است و کسی که یک بار آن را تجربه کرده دوباره دوست دارد آن را به دست بیاورد.اگر غیر این باشد جای تعجب دارد.کسانی که علاقه‌ای به حضور مجدد احمدی نژاد در عرصه قدرت ندارند باید در اقدامات و رفتارهای خود تأمل کنند که آیا رفتار و اقدامات آنها موفقیت‌آمیز بوده و مردم از آنها راضی هستند که نیاز مجدد به حضور احمدی نژاد نباشد یا خیر. با این حال،همین که مردم در انتخابات ریاست جمهوری به جریان نزدیک به احمدی نژاد رأی نداده‌اند به این معنی است که از عملکرد وی راضی نبوده‌اند.هم اکنون دو گروه اصلاح‌طلبان و برخی از اصولگرایان با بازگشت احمدی‌نژاد به عرصه قدرت موافق نیستند و دلایل خاص خود را هم عنوان می کنند.به نظر من عملکرد همین دو گروه است که مشخص می کند آیا احمدی‌نژاد درصورتی که به قدرت بازگردد با اقبال عمومی مواجه خواهد شد یا خیر.نکته مهم اینجاست اصولگریانی که مخالف بازگشت احمدی نژاد به قدرت هستند در حال کارشکنی در سیاست‌های آقای روحانی هم هستند و تلاش می کنند روحانی نتواند موفق شود.در نتیجه این جریان با اینکه مخالف بازگشت احمدی نژاد است اما به صورت ناخواسته در حال مهیا کردن زمینه بازگشت احمدی‌نژاد به قدرت است.اگر روحانی موفق نشود به وعده هایی که به مردم داده است عمل کند، محتمل ترین گزینه برای به دست گرفتن قدرت، محمود احمدی نژاد است.البته ممکن است برخی از گروه های اصولگرایی به این نتیجه رسیده باشند که روحانی نباید به هیچ قیمتی موفق شود حتی اگر احمدی نژاد به قدرت بازگردد.این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که بازگشت احمدی نژاد به قدرت با تابلوی اصولگرایی نخواهد بود.حمایت اصولگرایان تنها در شرایطی رخ خواهد داد که در یک حالت خاص، اصولگرایان به این نتیجه رسیده باشند که احمدی نژاد تنها گزینه ای است که می‌تواند روحانی را در انتخابات شکست دهد. در چنین شرایطی باید انتظار داشت که احمدی‌نژاد در یک شرایط غیرمنتظره و کم نظیر تاریخی با تابلو اصولگرایی وارد عرصه مبارزات انتخاباتی شود. هم اکنون نزدیک به هجده ماه از عمر دولت آقای روحانی می‌گذرد و سیاست‌های دولت برای افکار عمومی مشخص شده است. به نظر شما دولت آقای روحانی در ادامه مسیر خود با چه چالش هایی مواجه خواهد شد؟آقای‌روحانی با دو چالش کلی خارجی و داخلی مواجه خواهد بود. اگر آقای روحانی در فرصت باقی مانده تا پایان تمدید مذاکرات هسته‌ای موفق شود مذاکرات هسته‌ای را به نتیجه مطلوب برساند و بساط تحریم‌ها برچیده شود تاحدود زیادی موفق شده چالش های خارجی خود را مرتفع کند.البته این به این معنا نخواهد بود که تمام چالش‌های خارجی آقای روحانی به پایان خواهد رسید.کشورهای غربی همواره تلاش کرده اند حرکت نظام جمهوری اسلامی را به شکل‌های مختلف کند کنند و به همین دلیل احتمال اینکه در آینده بهانه‌های جدیدی به وجود بیاید وجود دارد.کسانی  در داخل کشور که منتظر هستند مذاکرات هسته‌ای به نتیجه نرسد مانند کسانی هستند که در حال سوراخ کردن کشتی آقای‌روحانی هستند غافل از اینکه خودشان هم غرق خواهند شد.این عده گمان می کنند که اگر آقای‌روحانی در مذاکرات هسته‌ای به نتیجه نرسد شکست سختی خواهد خورد و زمینه بازگشت آنها با قدرت فراهم خواهد شد.این برداشت کاملا اشتباه و دور از واقعیت است. مطمئن باشید اگر آقای روحانی در این مذاکرات شکست بخورد مردم به مخالفان دولت تدبیر و امید اقبال عمومی نشان نخواهند داد.مهم ترین چالش داخلی آقای روحانی اما مربوط به اقتصاد کشور است. آقای روحانی یک اقتصاد فشل شده را از دولت گذشته تحویل گرفته است.با این وجود دولت تدبیر و امید اراده خوبی برای حل وضعیت معیشتی مردم از خود نشان داده و اوضاع تاحدودی کنترل شده است. آقای روحانی اگر موفق شود مردم را در زمینه اقتصادی راضی نگه دارد و این وضعیت را بهبود ببخشد بسیاری از چالش‌های داخلی را پشت سر گذاشته است. اما در صورتی که موفق به این کار نشود با مشکلات متعددی مواجه خواهد شد.با این وجود معتقدم چالش بزرگ پیش روی آقای‌روحانی مسئله«فرهنگ» است.ابزارفرهنگی جامعه ما باید توان رقابت با انگاره‌های فرهنگی شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی خارجی را داشته باشد.هم اکنون جامعه ما به زبان «روسی» سخن می گوید اما مسئولان و برنامه‌ریزان فرهنگی به زبان«چینی» سخن می گویند. این بدین معنا است که بین مطالبات مردم و برنامه‌ریزی‌های مسئولان تفاوت‌های اساسی وجود دارد.آقای روحانی باید این چالش مهم را برطرف کند و تلاش کند که برنامه ریزی‌های فرهنگی مسئولان در جهت برآورده کردن مطالبات فرهنگی مردم جامعه باشد.