از حقوق ٩٠هزاردلاری تا پاداش ۶٠میلیون درهمی

تحقیق‌وتفحص از شرکت نفتی تاسیسات دریایی مدتی است در «کمیسیون انرژی» کلید خورده اما این همه داستان نیست. پشت‌پرده هرتفحصی زمزمه‌های فساد متراکم اتفاق‌افتاده در دوره‌های پیش است و حالا زمزمه‌ها از مرز پچ‌پچه‌ها و حاشیه‌ها گذشته و به واقعیت رسیده است. به گزارش شرق، تفحص از شرکت نفتی «تاسیسات دریایی» نخستین‌بار زمانی رسانه‌ای شد که یکی از اعضای «کمیسیون انرژی» مجلس از فساد رخ‌داده در واردات یک‌دکل نفتی سخن گفت؛ دکل نفتی صدمیلیون‌دلاری که به جز اسناد جابه‌جایی و خریدوفروش آن، هیچ اثر فیزیکی از آن در کشور وجود ندارد و تنها پول هنگفتی در این میان به جیب برخی از ما بهتران واریز شده است. حالا حسین دهدشتی، عضو «کمیسیون انرژی» مجلس از برخی دیگر از فسادهای رخ‌داده در این شرکت نفتی می‌گوید: «از حقوق ٩٠هزاردلاری گرفته تا پاداش ٦٠میلیون‌درهمی.» پیش از این نیز دهدشتی بارها به حیف‌ومیل گسترده شرکت نفتی تاسیسات دریایی و صندوق بازنشستگان شرکت نفت اشاره کرده بود؛ حیف‌ومیلی که حالا خودش را در رقم دستمزد نجومی برخی افراد و سرمایه‌گذاران و شرکت‌داران تاسیسات دریایی بروز داده؛ ارقامی که هضم آن برای شهروند عادی کار ساده‌ای نیست و بیشتر شبیه داستان‌های تخیلی است. نماینده آبادان به «شرق» می‌گوید: «بخش عمده تخلف‌های شناسایی‌شده در بخش قراردادها و دستمزدها گزارش شده و امیدواریم تحقیق‌وتفحص از شرکت تاسیسات دریایی بتواند به انبوه پرسش‌هایی که حالا در ذهن نمایندگان شکل گرفته، پاسخگو باشد. ارقام دستمزدهایی که ما رصد کردیم، نشان می‌دهد روابط شفاف و نظام پرداختی استانداردی در این شرکت برقرار نبوده و باید دید افرادی که دستمزد و پاداش نجومی گرفته‌اند، در چه جایگاهی بوده‌اند و دلیل این پرداخت‌ها چه بوده است.» او همچنین به نمونه دکل نفتی و اسناد مالی آن اشاره دارد: «نمونه مشابه تخلف صورت‌گرفته در واردات دکلی که هیچ ردپایی از آن در کشور وجود ندارد، در زیرمجموعه‌های این شرکت کم نیست. شرکت نفتی تاسیسات دریایی بخش عمده‌ای از قراردادهای نفتی را برعهده دارد و اماواگرهای فراوانی در کار این شرکت وجود دارد و نمایندگان بنا ندارند در این مسیر کوتاه بیایند و باید تمام جزییات فساد و تخلف صورت‌گرفته رو شود.»ابهام در خرید برخی تجهیزات پارس‌جنوبیعلی مروی، رییس «کمیسیون انرژی» مجلس نیز تاکید دارد تحقیق‌وتفحص از شرکت تاسیسات دریایی به تفحص از عملکرد این شرکت از ابتدای تاسیس تاکنون بازمی‌گردد. شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی ایران از سال١٣٧٢ تشکیل شده و در حال حاضر نزدیک به ٧٠درصد از ساخت و نصب بخش دریایی پروژه‌های در دست اجرای پارس‌جنوبی را برعهده دارد.  بر این اساس، تحقیق‌وتفحص از شرکت تاسیسات دریایی به مواردی از جمله نحوه انعقاد قراردادها، پروژه‌ها و همچنین نحوه تشکیل و عملکرد شرکت‌های زیرمجموعه این شرکت مانند شرکت کیتو می‌پردازد. این گزارش حاکی است، مواردی چون تعیین تکلیف دکل ٧٨میلیون‌دلاری این شرکت، عملکرد شرکت‌هایی که با پول این شرکت و به نام بخش خصوصی تشکیل شده‌ و از این شرکت پروژه دریافت کرده‌اند، دکل دیگری که سال‌ها پیش‌خریداری شده اما به‌دلیل مشکلات متعدد سال‌هاست که در بندر شارجه مانده و اساسا در کشور مورد استفاده قرار نگرفته و موارد مربوط به خرید اقلام و تجهیزات مربوط به کار در پارس‌جنوبی از جمله ابهاماتی هستند که نمایندگان مجلس را برای تحقیق‌و‌تفحص از این شرکت از ابتدای تشکیل آن ترغیب کرده است. پرسش از قراردادها و نحوه واگذاری‌هاهمچنین ارزیابی عملکرد شرکت تاسیسات دریایی ایران از بدو تشکیل، بررسی سهام و نحوه واگذاری سهام شرکت و ارزیابی سرمایه‌های شرکت، بررسی نحوه انعقاد قراردادها و پروژه‌ها و واگذاری آنها و همچنین ارزیابی پیشرفت پروژه‌ها و تعهدات این شرکت از جمله دیگر محورهای پیشنهادی به‌شمار می‌آید.  مجلس بارها و بارها در مسیر تحقیق‌وتفحص از سازمان‌های مختلف گام برداشته، تفحص از سازمان تامین اجتماعی توانست پشت‌پرده حاتم‌بخشی‌های «سعید مرتضوی» در سازمان تامین‌اجتماعی را رو کند. مدیریت مسعود زریبافان در دستگاه عریض و طویل بنیادشهید نیز زیر ذره‌بین کمیته تفحص مجلس است و به زودی گزارش نهایی آن در صحن علنی مجلس خوانده خواهد شد. اما نفت در سال‌های گذشته، حیاط‌خلوتی برای برخی رانت‌خواران بوده و گزارش‌های گاه‌وبیگاه «کمیسیون انرژی» نشان از سطح خطای رخ‌داده در این مجموعه دارد؛ مجموعه‌ای که از یک‌سوی آن پرونده بابک زنجانی بیرون زده و حالا تفحص از شرکت نفتی تاسیسات دریایی. 

براي مبارزه با فساد، مردم را جدي بگيريد

اميرحسين يزدان پناه در یادداشت روز خراسان نوشت:وقتي بحث فساد در نظام اداري مطرح مي شود، يکي از مهم ترين مطالبات از مسئولان و مديران اجرايي بخش هاي مختلف براي مبارزه با فساد است. اين انتظار در جاي خود به جا و بسيار حق طلبانه است و اهتمام جدي و عملي مسئولان مي تواند گره هاي کور در اين موضوع را باز کند. اما به نظر مي رسد آن جايي که قرار است با فساد در نظام اداري برخورد شود، مي توان فارغ از تکيه کردن به مسئولان و مديران، اين موضوع مهم و تاثيرگذار در سلامت نظام اداري کشور را با حضور مردم و وزن دادن به جايگاه نظارتي و حتي اجرايي آنان، در قوانين و مقررات مربوط به مبارزه با فساد بهتر و موثرتر حل کرد. اين موضوع اما خود مستلزم فراهم کردن زمينه هاي مهمي است. متاسفانه اکنون پيگيري پرونده هايي که «از سوي مردم» عليه دستگاه هاي اجرايي و اداري و… در نهادهاي نظارتي گشوده مي شود به گونه اي است که شاکي عملا به سمت منصرف شدن از ادامه روند پيگيري پرونده مي رود. پرونده هايي که گاه تا چند سال به نتيجه نمي‌رسد و شاکي که جزو اقشار معمولي جامعه است سرخورده از تصميمي که داشته براي مبارزه با آن فساد شکل گرفته، در اتفاقات بعدي نيز چشمش را به روي مفسدان مي بندد و از کنار آن مي گذرد. بنابراين اولين زمينه اي که بايد فراهم شود رسيدگي سريع و ويژه پرونده فسادهايي است که «از سوي مردم» به نهادهاي اجرايي مي رسد.از سوي ديگر، کساني که در يک سيستم اداري با فسادهاي مختلف مواجه مي شوند، همواره اين نگراني را دارند که هرگونه اقدام آن ها عليه مفسدان در نهادهاي نظارتي، در نهايت به افشاي علني و يا غيرعلني اطلاعات اقدام کننده منجر شود. همين نگراني باعث مي شود تا نتوان به اقدام جدي مردم و اقشار مختلف عليه مفسدان نظام اداري اطمينان داشت و از اين باب زمينه مهم ديگري که بايد فراهم شود، محافظت از شکايت هاي «مردمي» است به نحوي که اطلاعات «مردم» به هيچ وجه افشا نشود. واقعيت اين است که بدون وجود نهادي که مردم آن را از جنس خود و پيگير مبارزه با فساد بدانند، نمي توان انتظار داشت که اين گزارش هاي مردمي بتواند گرهي را بازکند. براي حل اين مشکل شايد بتوان از تجربه ساير کشورها در اين زمينه بهتر استفاده کرد. مثلا در «اف.بي.آي» آمريکا نهادي با عنوان سازمان بازرسي (Department Office of Inspector) وجود دارد که روش اجراي ماموريت هاي آن براي نظارت متکي بر نقش مردم است. به اين صورت که اولا کارکنان اين سازمان در سطح شهر حضور يافته با مردم ارتباط مي گيرند، ثانيا افرادي به صورت «داوطلب» براي شناسايي و گزارش منظم فسادها را آموزش مي دهند. اين کار با اقداماتي مانند آنچه در کشور ما انجام مي شود و مثلا يک نهاد نظارتي ماموران خود را در يک دستگاه دولتي مستقر مي کند تا مراجعه کنندگان و کارکنان آن دستگاه گزارش ها و شکايات خود را ارائه کنند کاملا متفاوت است. چرا که اولا خودش به سراغ مردم مي رود و منتظر نمي ماند کسي مراجعه کند، و ثانيا اين که از فضاي اداري فاصله مي گيرد تا حتي کارمندان نيز بتوانند با خيال راحت شکايت هاي خود را مطرح کنند. سازمان «D.O.I» حتي کارمندان را موظف مي کند موارد فساد را به اين نهاد گزارش کنند و سرپيچي از اين مقررات تبعات قانوني سختي در پي دارد. ژاپني ها نيز دادستان هاي مردمي دارند که به «آمبودزمان » معروفند. اين دادستان ها به گزارش هايي که «مردم» مي دهند رسيدگي کرده و حتي عليه مقامات خطاکار حکم صادر مي کنند. تجربه مردمي شدن مبارزه با فساد و اهميت دادن به نقش و جايگاه مردم البته صرفا به يک يا چند کشور اختصاص ندارد و به همين دليل علاوه بر 2 زمينه اي که دربالا به آن اشاره شد، مي توان به جاي خالي يک نهاد مردمي مبارزه با فساد اشاره کرد. اما از آنجايي که حساسيت و اجرايي شدن چنين نهادي در کشورمان چندان آسان به نظر نمي رسد، مي توان براي ترغيب کردن مردم به اجراي نقش نظارتي جدي شان چند قدم اوليه برداشت تا زمينه هاي ايجاد اين سازمان فراهم شود: 1- ايجاد مراکز مستقل با عنوان مبارزه با فساد براي رسيدگي به «شکايات مردمي» و لزوم مراقبت از آن براي دچار نشدن به روزمرگي. 2- ارزيابي مستمر از اين مرکز و ساير مراکز مشابه موجود و ارائه زمان بندي شده (مثلا ماهانه يا حداکثر فصلي) از پرونده هاي فسادشان با «گزارش هاي مردمي» افشاشده و به آن رسيدگي شده است. 3- در نظر گرفتن ستادخبري در 3 قوه براي معرفي مفسدان نظام اداري به گونه اي که فرد سخنگو مانند سخنگوي فعلي قوه قضاييه خود را به رسانه ها پاسخ گو بداند و ارتباط نزديک با رسانه ها داشته باشد.4- توجه جدي به نقش رسانه ها و ايجاد زمينه هاي شکل گيري روزنامه نگاري تحقيقي در کشور براي ورود رسانه ها به تاريکخانه هايي که فساد مي آورد.(تجربه اين نوع روزنامه نگاري در دهه 70 ميلادي در آمريکا به رسوايي واترگيت و برملا شدن فساد نيکسون منجر شد.) 5- در دستور کار قرار دادن آموزش هاي همگاني براي مبارزه با فساد مانند آنچه در ساير زمينه هاي فرهنگ سازي در کشور اتفاق افتاد و ثمره هاي آن نيز ديده شد تا به جايي برسيم که هرکس از خود سوال کند «من براي مبارزه با فساد چه کرده ام؟» مردم اگر ديده شوند، اگر مصونيت قضايي داشته باشند و اگر حرفشان شنيده شود، مي توانند زودتر از پيش بيني ها فساد را ريشه کن کنند.

جمعيت ايرانيان به ۸۰ ميليون نفر رسيد

رييس سازمان ثبت احوال کشور گفت: جمعيت ايران به 78 ميليون و جمعيت ايرانيان به 80 ميليون نفر رسيد که دو ميليون نفر از ايرانيان در خارج از کشور زندگي مي‌کنند. به گزارش ایرنا، در هر کيلومتر مربع از مساحت ايران، 46 نفر ساکن هستند؛ در حالي که در کشورهاي پر جمعيت در هر کيلومتر متر مربع 360 نفر ساکن هستند.از کل جمعيت کشور، 30 درصد در روستا‌ها و 70 درصد در شهر‌ها به سر مي‌برند، 49 درصد جمعيت را زنان و 51 درصد را مردان تشکيل مي‌دهند، همچنين از لحاظ ترکيب سني 24 درصد جمعيت زير 15 سال، 31 درصد بين 15 تا 30 سال، 39 درصد بين 30 تا 64 سال و6 درصد جمعيت، بالاي 60 سال سن دارند.به گفته رييس سازمان ثبت احوال کشور 14 درصد خانواده‌هاي ايراني تمايلي به داشتن فرزند ندارند و 19 درصد نيز تک فرزند هستند. 

ایران، عربستان و بازار نفت

دکتر امیر مدنی در سرمقاله مردم سالاری نوشت:نفت تقریبا نیمی از قیمت 115 دلاری خود در ماه ژوئن را از دست داده است.این روند که به طور عام به دلیل کاهش تقاضا و افزایش عرضه است نسبت به دفعات پیش دارای ویژگی‌‌های خاص خود است. روند کاهش قیمت نفت با اعمال تخفیف بر قیمت از سوی عربستان بزرگترین صادر کننده نفت با صدور 10 میلیون بشکه در روز و پس از ناتوانی اوپک در نشست 27 نوامبر در کاهش تولید دارای شتاب بیشتری شد.تصمیم اوپک در کاهش ندادن سقف تولید پس از آن گرفته شد که نخستین تولید کننده نفت جهان، روسیه (به همراه مکزیک و دیگران) که عضو اوپک نیستند از کاهش تولید خودداری کردند.برخی‌ دلایل اقتصادی کاهش تقاضا را، گذشته از تغییر ادواری مقاصد سرمایه و فشار سرمایه مالی بر اقتصاد واقعی برای کنترل بازار و سرمایه صنعتی می‌توان چنین برشمرد: بحران اقتصادی اروپا، کند شدن رشد اقتصاد چین، بحران مزمن اقتصاد ژاپن و عرضه رو به فزونی نفت شیل (محصول شکاف صخره ای‌ ) آمریکا و نفت تار -سند کانادا (محصول قیر استخراجی از شن‌ها).اوپک یا کشور‌های صادر کننده نفت هم اکنون روزانه 30 میلیون بشکه نفت به بازار عرضه می کنند که حدود 30 تا 40 درصد نفت عرضه شده به بازار جهانی‌ است (90 تا 100 میلیون بشکه در روز کل نفت عرضه شده در جهان است). با آنکه تولید اوپک 30-40 درصد است 60 درصد تجارت بازار جهانی‌ نفت در انحصار اوپک است.از این رو تصمیمات اوپک تاثیری مهم بر روند قیمت‌ها دارد. از این 30 میلیون بشکه تولیدی روزانه نزدیک به 10 میلیون بشکه صادرات روزانه عربستان سعودی است. با مشاهده این ارقام و نسبت‌ها وزن عربستان سعودی (و شیوخ متحد ) در اوپک و بازار جهانی‌ مشخص می شود.ریزش قیمت‌ها که می تواند ادامه یافته و تا بشکه‌ای‌ 20 دلار پائین آمده و نوسانی 20 تا 50 دلاری داشته باشد کشور‌های عضو اوپک چون ایران و ونزوئلا، نیجریه،… و بیرون از اوپک چون روسیه را می تواند دچار مشکلات جدی درآمد‌ها کند. کشورهایی که درآمد‌های نفتی‌ نقشی‌ تعیین کننده در بودجه سالانه آنها دارد و ادامه وضع کنونی می تواند باعث نا آرامی‌های اجتماعی در آنها شود.از این روی برخی‌ از کارشناسان و سیاستمداران از توطئه‌های برنامه ریزی شده سخن می‌گویند.باور برخی‌ از کارشناسان بر این است که عربستان سعودی با هماهنگی برخی محافل در آمریکا با آمریکا بر آن است تا به مجازات اقتصاد روسیه بپردازد تا سیاست خود را در اوکراین تغییر دهد, یا ایران را وادار سازد که سیاست منطقه‌ای‌ خود را تغییر دهد.احتمالا عربستان بر آن است تا پس از دستیابی به برخی‌ از مقاصد ژئوپلیتیک به تقویت قیمت‌ها با کاهش تولید روی بیاورد یا اینکه با سرازیر کردن هرچه بیشتر نفت به بازار، قیمت‌ها را به چنان کاهشی دچار سازد که تولیدات استخراج‌های غیر معمول (شیل آمریکا و تار- سند کانادایی و …) مقرون به صرفه نباشد و خود با حفظ سهم خود و اوپک در بازار جهانی‌ مبتنی‌ بر قیمت‌های رقابتی‌ (همچون سال‌های 1985 تا 2004) داور نهایی تعیین قیمت‌ها باقی‌ بماند (همچون سال‌های 1974 تا 1985) تا از این طریق بتواند قدرت سیاسی مبتنی بر تعادلات خانوادگی – قبیلگی خود را در درون جامعه بر پا نگاه دارد و در سطح منطقه بازیگری ژئوپلیتیک باشد. نفت اگرچه دارای بعد اقتصادی – تجاری – صنعتی بسیار مهمی‌ است اما بعد اقتصادی آن عمیقا سیاسی و ژئوپلیتیک است.روشن است که مساله عربستان تنها کنترل بازار و تجارت نفت نیست. عربستان که هر بشکه نفت را با هزینه تقریبی 2 دلار استخراج می‌کند قادر است بسیاری از تولیدات نامتعارف و دیگر را از گردونه رقابت خارج کند و با جاری ساختن نفت ارزان حتی پژوهش در زمینه انرژی‌های آلترناتیو و نو را نیز متوقف سازد و به اقتصاد روسیه فشار‌های سنگین وارد کند و همچون سال 1977 آن طور که انریو کوپر (Andrew Scott Cooper) در فارین پالیسی می‌نویسد -18 دسامبر 2014- ایران را دچار مشکلات چند گانه سازد.اما در کنار این اهداف هدف اساسی‌ عربستان از کاربست این سیاست حفظ قدرت سیاسی مبتنی‌ بر تعادلات خانوادگی است و این امری است که اگر از دید تاکتیکی در کوتاه مدت می تواند نتایجی‌ داشته باشد در دراز مدت و از دید استراتژیکی بی‌ نتیجه است.از دید درونی آل سعود با هزینه‌های سنگین از پی‌ خرید موافقت و خاموش سازی نارضایتی‌ بر می‌آید و از دید بیرونی با صرف دلار‌های نفتی‌ بر آن می شود تا از طریق گروه‌های سلفی -جهادی- تکفیری در معادلات ژئوپلیتیک نقش و حضور داشته باشد. اما چنان که تجربه نشان می دهد گروه هایی چون القاعده و داعش که از رحم سلفیگری تکفیری وهابی زاده می شوند از کنترل خارج شده به زهدان زایشی خود حمله ور می شوند.قدرت در عربستان هنوز ضرورت اصلاحات دموکراتیک را برای بقا در نمی یابد و سعی‌ می‌کند تا با به کارگیری نفت و دلارهای نفتی‌ و افراطیگری ایدئولوژیک بقای خود را تامین کند. این در حالیست که ایران فراسوی آرایش سیاسی این یا آن لحظه‌ تاریخی‌ به دلیل داشتن جامعه مدنی قدرتمند و مبارزات استوار این جامعه در کنار ریشه داری دوستداران منطقه ای‌، علیرغم سختی‌های عبوری قادر به گذر از شرایط سخت است.علی‌رغم این وضعیت ایران و عربستان می توانند با به رسمیت شناختن تفاوت‌ها در چارچوب اوپک برای ثبات بازارها همکاری کرده از پیچیده تر شدن اوضاع پیشگیری کنند.

احمدی‌نژاد بازگشتش را به «تشدید یک توطئه» منوط کرد

روزنامه‌های اصلاح‌طلب با نگرانی سخنان احمدی‌نژاد در دیدار با عده‌ای از هوادارانش را نقل کرده‌اند. نگرانی دو روزنامه از دو سوی فضای سیاسی کشور از آینده جریانات دانشجویی، نگرانی از آینده خانواده ایرانی و اظهارنظرهای مختلف در‌باره حصر دیگر مطالب مهم روزنامه‌های اول هفته است.

احمدی‌نژاد
بازگشتش را به «تشدید توطئه» منوط کردروزنامه‌های اعتماد و آرمان، سخنان احمدی‌نژاد در باره شرایط بازگشت به فعالیت سیاسی را مورد توجه قرار داده‌اند. احتمالا همین سخنان هم باعث شده است که روزنامه شرق در مطلبی از فراموش شدن عبارت «جریان انحرافی» ابراز نگرانی کند. اعتماد نوشته: محمود احمدی‌نژاد از‌‌ همان مواضع قدیمش می‌گوید و تأکید می‌کند که «مهم‌ترین برنامه امریکا در منطقه، طرح دو کشور برای حل دعوای صهیونیست‌ها با اعراب و تجزیه روسیه و ایران است‌». وی در ادامه افزود: «امریکایی‌ها به خوبی فهمیده‌اند که در ایران، رهبری یک تنه در برابر برنامه‌های آن‌ها در حال مقاومت هستند و مهم‌ترین نماد استقلال و تمامیت ارضی ایران شخص حضرت آقا است بنابراین تمام زورشان را در تخریب این محور متمرکز کرده‌اند. او اما از نقشه امریکا هم خبر می‌دهد و می‌گوید که «استراتژی امریکایی‌ها تخریب رابطه مردم با رهبری است و تاکتیکشان هم تبلیغ وجود فساد و ناکارآمدی در کشور است‌». او اما در ادامه به نقش ولایت در کشور اشاره کرده و می‌گوید که «امروز حضرت آقا فقط نماد حاکمیت نظام سیاسی برآمده از انقلاب اسلامی نیستند بلکه مسأله تمامیت ارضی و استقلال ایران هم به جایگاه رهبری پیوند خورده است بنابراین پشتیبانی از رهبری هم مسأله‌ای اعتقادی و انقلابی است و هم مسأله‌ای ملی و ایرانی‌». شاید بحث برانگیز‌ترین بخش اظهارات محمود احمدی‌نژاد این بخش باشد. بخشی که هر چند وقت یک بار گفته می‌شد و کمی بعد تکذیب می‌شد این بار هم با یک سیاست دو پهلو از سوی او مورد اشاره قرار گرفته است. جایی که نمایندگان جبهه پایداری که این روز‌ها سخت مشغول تهیه لیست انتخاباتیشان هستند و هرچند وقت یک بار به دیدن آیت الله مصباح یزدی می‌روند از رییس دولت سابق که این روز‌ها از فعالیتش می‌پرسند برای آینده و او پاسخ می‌دهد که «بنده دیگر برای فعالیت سیاسی انگیزه شخصی ندارم چون اولاتمام مراتب قدرت را در این کشور تجربه کرده‌ام و ثانیا ترجیح می‌دهم به فعالیت‌های پژوهشی و آموزشی مشغول باشم اما اگر ابعاد این توطئه‌ای که علیه رهبری در جریان است شدت پیدا کند بر پایه‌شناختی که از بنده دارید عافیت طلبی نمی‌کنم و با تمام ظرفیت‌های فردی و اجتماعی خود به صحنه می‌آیم‌». پاسخی که نیامدن همراه با احتمال آمدن در آن نهفته است. پاسخی که مشخص نیست بالاخره محمود احمدی نژادی که از نگاه خودش همه مراتب قدرت را تجربه کرده است بالاخره قصد بازگشت به این عرصه را دارد یا نه؟ یک ناامیدی همراه با کورسوی امید به نمایندگان جبهه پایداری می‌دهد. حرف از انتخابات ریاست جمهوری ٩۶ هم به میان می‌آید. انتخاباتی که مجموعه‌‌ همان اعضای جبهه پایداری که تا دیروز می‌گفتند ارتباطی با احمدی‌نژاد ندارند معتقد می‌شوند که رییس دولت سابق پایگاه مردمی خوبی دارد. خودش هم هنوز همین اعتقاد را دارد و معتقد است که پایگاه مردمی خوبی دارد. در پاسخ به اصرار‌ها برای آمدن به انتخابات ریاست جمهوری می‌گوید که «مردم خادمان واقعی خود را می‌شناسند و به بنده هم لطف دارند. کاش در بادرود روز ۲۸ صفر بودید و شعارهای مردم را می‌شنیدید با تمام این الطاف مردمی بنده هیچ برنامه‌ای برای انتخابات مجلس و ریاست جمهوری ندارم مگر آنکه‌‌ همان طور که گفتم ریسک شرایط بسیار بالاباشد‌». همین جاست که حرف از «اسفندیار رحیم مشایی» به میان می‌آید. مردی که شده بود نقطه اصلی اختلاف نظر میان دولت سابق و اصولگرایان و هنوز هم کابوس شب‌های اصولگرایان است. از او در مورد جمله معروفش در مورد اسفندیار مشایی می‌پرسند و او می‌گوید که «اولااز شما توقع دارم که از مسائل فرعی عبور کنید ثانیا امروز همه می‌دانند که آقای مهندس خودشان کناره گیری کرده‌اند» او اما برای نخستین بار در طول یک سال و نیم اخیر از علت حمایتش از اسفندیار رحیم مشایی در انتخابات ریاست جمهوری صحبت می‌کند و می‌گوید که «در انتخابات ۹۲ چون حضور آقای هاشمی قطعی شد و ما رای آور‌تر از مهندس مشایی برای رقابت با ایشان نداشتیم بنده با گفتن این جمله از خودم هزینه کردم تا بتوانیم انقلاب را از خطر ارتجاع دور کنیم بنابراین آن جمله مربوط به یک عرصه انتخاباتی که به عرصه دفاع از انقلاب تبدیل شد، بود و امروز مطلقا موضوعیتی ندارد و تکرار آن، موجب تفرق میان نیروهای انقلاب می‌شود‌». او اما دیگر جمله معروفش در مورد اینکه مشایی یعنی احمدی‌نژاد را قبول ندارد و یک جمله معروف دیگر برای خودش ایجاد کرده است. می‌گوید که «احمدی‌نژاد فقط سرباز انقلاب و رهبری و خادم مردم است و غیر از این شانی ندارد‌». او هنوز هم از فشار‌ها گلایه دارد و می‌گوید که «جریان انقلاب اسلامی در عمر ۳۶ ساله خود هیچ وقت به این اندازه تحت فشار نبوده است در این شرایط شناخت اهداف انقلاب و پافشاری بر آن‌ها در اولویت کار‌هایمان باید باشد‌». وی افزود: در تشخیص دشمن هم نباید افق‌‌هایمان کوچک باشد و دشمن را در سقف فلان شخصیت یا گروه سیاسی محدود کنیم ما باید مداوما به یاد خود بیاوریم که دشمن اصلی انسان، شیطان است و نظام شیطانی امریکا اصلی‌ترین دشمن انسان امروز است‌». خانواده ایرانی نصف شددر آستانه روز ثبت احوال روزنامه جوان نوشته: «ایران در حال نزدیک شدن به سقوط جمعیتی است»؛ این تهدیدی است که به رغم هشدار‌ها و مطالبه جدی رهبر انقلاب در حوزه جمعیت همچنان وجود دارد و حالا نوبت به رئیس سازمان ثبت احوال رسیده تا با استناد به اسنادی از جنس آمار و ارقام و از تریبون نماز جمعه این هشدار را بیان کند. به گفته محمد ناظمی اردکانی، خانواده ایرانی نصف شده است و در حالی که در دهه ۶۰ هر خانواده شش نفر عضو داشت هم‌اکنون این تعداد به سه نفر کاهش پیدا کرده است. رئیس سازمان ثبت احوال که به عنوان سخنران پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران سخن می‌گفت، با اشاره به کاهش نرخ باروری در کشور به ۷. ۱ درصد، چنین نرخ رشدی را در مقایسه با دو دهه افزایش جمعیت، بیانگر سقوط جمعیت دانست و تأکید کرد: ‌شیب فعلی نشان می‌دهد که جمعیت در حال کاهش است، به همین دلیل مقام معظم رهبری همواره هشدار دادند که در مورد جمعیت تحلیل درستی داشته باشیم. بنا به تأکید رئیس سازمان ثبت احوال کشور، ۱۴ درصد خانواده‌های ایرانی فاقد فرزند هستند و ۱۹ درصد خانواده‌ها نیز تک‌فرزند هستند، به طوری که ۳۳ درصد خانواده‌های ایرانی یا فرزند ندارند یا تک‌فرزند هستند. کاهش ازدواج و افزایش طلاق، چالش‌هایی است که به بحث کاهش جمعیت دامن می‌زند، به خصوص اینکه اغلب طلاق‌ها در پنج ساله نخست زندگی رخ می‌دهد و حدود نیمی از زوج‌ها هم در‌‌ همان سال اول زندگی، تلخ‌ترین حلال خود را انتخاب می‌کنند و از هم جدا می‌شوند. علاوه بر این ۱۱ میلیون و ۲۰۰ هزار جوان در آستانه ازدواج هستند و کم کم دارند از چرخه باروری و فرزندآوری خارج می‌شوند. اگر ۳ میلیون زوج نابارور را هم به این جمع اضافه کنیم، چیزی حدود ۱۷ میلیون نفر از جامعه قادر نیستند در تغییرات جمعیتی کشور اثرگذار باشند. بنا به تأکید ناظمی اردکانی در حال حاضر ولادت سالانه یک میلیون و ۴۰۰ نفر در کشور به ثبت می‌رسد، در حالی که فوتی‌ها ۴۰۰ هزار نفر هستند؛ ۸۰۰ هزار ازدواج سالانه رخ می‌دهد اما متأسفانه ۱۶۰هزار مورد به طلاق می‌انجامد. رئیس سازمان ثبت احوال به ابلاغ سیاست‌های کلی جمعیت از سوی مقام معظم رهبری اشاره کرد و گفت: اکنون جمعیت ایران به ۷۸ میلیون نفر رسیده است و ۲میلیون ایرانی در خارج از کشور زندگی می‌کنند. وی کشور ایران را هجدهمین کشور پرجمعیت دنیا، دهمین کشور در آسیا و سومین کشور در منطقه دانست که یک درصد جمعیت دنیا را در خود جای داده است. ناظمی اردکانی افزود: در هر کیلومتر مربع ایران ۴۶نفر ساکن هستند، در حالی که در کشورهای پرجمعیت در هر کیلومتر مربع ۳۶۰ نفر سکونت دارند. با وجود تمام نگرانی‌ها درباره آمار جمعیتی کشور اما هنوز هم حدود یک سوم ترکیب جمعیت کشورمان جوان است. بنا به آمار رئیس سازمان ثبت احوال ۳۱ درصد جمعیت کشورمان بین ۱۵ تا ۳۰ سال هستند. ناظمی‌اردکانی با استناد به این آمار تأکید کرد: این وضعیت بیان‌کننده این است که جمعیت ما جوان است و در اصطلاح «پنجره طلایی» نامگذاری می‌شود، اما در عین حال دیر یا زود جمعیت جوان ما می‌انسال و پیر می‌شود و قابلیت جوانی و پویایی خود را از دست می‌دهد. ناظمی اردکانی با تأکید بر این نکته که سیاست کلی جمعیت می‌تواند راهگشای افزایش جمعیت باشد، گفت: این سیاست‌ها ۱۴ بند دارد که اولین بند آن ناظر بر این است که جمعیت همچنان جوان بماند و نرخ باروری از ۷. ۱ درصد به ۱. ۲ درصد برسد و بند آخر آن نیز در رصد وضعیت جمعیت تأکید دارد. بنا به تأکید وی، ۱۲ بند دیگر سیاست‌های کلی بر کیفیت جمعیت تأکید دارد و مواردی چون حذف موانع ازدواج آسان، پایدار شدن خانواده‌ها، توسعه سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی، جاری شدن امید به زندگی، تکریم سالمندان، توانمندسازی جمعیت در حال کار، برقراری توازن جغرافیایی جمعیت، مدیریت مهاجرت، تقویت هویت ملی و تشویق خارج‌نشینان به بازگشت به کشور را شامل می‌شود. دو اظهارنظر درباره حصرروزنامه دولتی ایران نوشته: برنامه زنده تلویزیونی «دیروز، امروز، فردا» شبکه سوم سیما پنجشنبه شب میزبان «عباس سلیمی نمین» روزنامه نگار و تحلیلگــر سیاســـی اصولــگرا و «مصطفی کواکبیان» دبیر کل حزب مردمسالاری و فعال سیاسی اصلاح‌طلب بود که با موضوع بررسی روز ۹ دی روی آنتن رفت. به گزارش «ایران» با وجود اصرار مجری برنامه برای بحث در خصوص نقش مردم در پایان بخشی به اتفاقات حوادث بعد از انتخابات سال ۸۸، میهمانان برنامه بیشتر به ریشه مسائل و اتفاقات سیاسی قبل و بعد از انتخابات پرداختند. کواکبیان در انتهای برنامه ابراز امیدواری کرد به مناسبت هفته وحدت موضوع حصر به نحوی حل شود. از سوی دیگر «حجت‌الاسلام تویسرکانی» نماینده ولی فقیه در سازمان بسیج درباره حصر به بسیج پرس گفت: ما نمی‌خواهیم با برخوردهای غیرعقلانی و تعصب‌های جاهلانه با این موضوع برخورد کنیم. ما با این موضوع با عقلانیت و منطق برخورد می‌کنیم. حصر امروز این افراد مطابق با عقل سیاسی و منطق اجتماعی است. البته در این رابطه عده‌ای نباید خودشان را دلسوز‌تر از نظام و رهبری نشان دهند. تلاش‌هایی که افرادی مثل آقای مطهری انجام می‌دهند به پیچیده شدن موضوع می‌انجامد و به حل موضوع کمک نمی‌‌کند بلکه اگر قرار باشد تلاشی در این موضوع صورت بگیرد باید پنهان بوده و مطابق با عقل و تجربه گذشته باشد و با جنجال و فضا‌سازی و مظلوم نمایی که رفتارهای غیرعقلانی است راه به جایی نمی‌رسد. شرق سخنان نماینده ولی‌فقیه در بسیج را مفصل‌تر و با تیتر «تلاش برای رفع حصر باید پنهانی باشد» پوشش داده و نوشته: نماینده ولی‌فقیه در سازمان بسیج «مراکز قانونی در نظام» را متولی حصر دانسته و گفته است «همان مراکزی که تصمیم به حصر این افراد گرفته‌اند،‌‌ همان مراکز هم اختیار رفع حصر این افراد را دارند و هر زمانی که آن‌ها تصمیم گرفتند چون تصویبشان باید به تأیید رهبر انقلاب برسد برای مردم ایران هم متاع است و مشکلی نیست‌». پیش از این تعدادی از رسانه‌های اصولگرا، شورایعالی امنیت‌ملی را متولی حصر اعلام کرده بودند. چنانچه مطابق نظر این رسانه‌ها، حصر با دستور شورایعالی امنیت‌ملی صورت گرفته باشد، رییس آن شورا در دولت دهم، محمود احمدی‌نژاد بوده و دبیر آن هم سعید جلیلی بوده است. شورایعالی امنیت‌ملی مطابق قانون، وظیفه تأمین منافع ملی و پاسداری از انقلاب و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی ایران را بر عهده دارد. رئیس این شورا، رییس‌جمهوری است و دبیر شورا هم به پیشنهاد رئیس‌جمهور و تأیید مقام معظم رهبری تعیین می‌شود. همچنین تصمیمات این شورا هم باید تأیید مقام‌معظم‌رهبری را داشته باشد. اعضای شورایعالی امنیت‌ملی را مقامات عالی‌رتبه نظامی، سیاسی و اطلاعاتی تشکیل می‌دهند. حسن روحانی رئیس و علی شمخانی دبیر فعلی شورایعالی امنیت‌ملی هستند. اما ماجرا از آنجا آغاز شد که نشریه «صبح صادق» ارگان دفتر سیاسی سپاه، این نظر را مطرح کرد که «حصر نه به‌ خاطر اعتراضات سال٨٨ بلکه به‌دلیل تغییر حرکت فتنه و ورود علنی و بی‌محابا به حوزه امنیت‌ملی نظام، به تشخیص این شورا برای سران فتنه حصر مقرر شد‌». به نوشته این نشریه «تا زمانی که شورایعالی امنیت‌ملی بر این تشخیص باقی بماند، حصر کاملا قانونی و باقی است‌». بعد از آن هم سعید جلیلی، دبیر سابق شورایعالی امنیت‌ملی در یک سخنرانی به تاریخ یازدهم آبان سال جاری در دانشگاه فردوسی مشهد گفت: «حصر ربطی به فتنه ندارد. فتنه در سال۸۸ اتفاق افتاد اما حصر پس از آن بود، کسانی که از آن‌ها به‌عنوان سران فتنه یاد می‌شود، افرادی هستند که یک سال بعد حصر شدند، چون دیدیم که این افراد در حال شکل‌دهی فتنه جدیدی هستند‌». بعد از آن بود که مهدی طائب رییس قرارگاه عمار سپاه هم در گفت‌وگویی با خبرگزاری مهر چنین عنوان کرده بود: «مسأله بغی سران فتنه در «شورایعالی امنیت‌ملی» مورد بررسی قرار گرفت و رییس قوه قضاییه که خودش نیز قاضی‌القضات است حضور داشت و همچنین دستگاه‌های امنیتی که باید اطلاعات مربوط به سران فتنه را هم ارایه می‌کردند در «شورایعالی امنیت‌ملی» حاضر بودند. تمام تصمیماتی که «شورای‌عالی امنیت‌ملی» درخصوص سران فتنه گرفته به خود آن‌ها ابلاغ و در واقع آن‌ها را تفهیم اتهام کرده است که موضوع بغی بر نظام توسط آن‌ها برای اعضای «شورایعالی امنیت‌ملی» اثبات شده است‌». شباهت‌های نظر اعتماد و جوان در باره رفتارهای سیاسی دانشجویانروزنامه اعتماد در مطلبی با تیتر «دانشجویان مواظب باشند» نوشته: اتفاقاتی که امسال و در پی بزرگداشت واقعه ١۶ آذر رخ داد هشداری است به دانشجویان کشور و نیروهای اصلاح طلب که بیش از این باید هوشیار باشند تا در دام نیروهای افراطی و تندرو نیفتند. قضیه ابتدا از دانشگاه امیرکبیر یا پلی تکنیک تهران آغار شد. در آنجا اعلام شد که مدیریت دانشگاه مانع از حضور یکی از این عناصر برای سخنرانی شده است. ولی واقعیت را رئیس دانشگاه بیان کرد که حکایت از چیز دیگری داشت. گروهی از تندرو‌ها بدون کسب اجازه از دانشگاه برای این شخص و یکی دیگر از اصولگرایان برنامه سخنرانی تنظیم می‌کنند. وقتی که مدیریت دانشگاه برای اطلاع از موضوع با شخص اخیر تماس می‌گیرد، وی از کل ماجرا ابراز بی‌اطلاعی کرده و اعلام می‌کند که در جلسه شرکت نخواهد کرد؛ به عبارت دیگر نه از دانشگاه اجازه گرفته بودند و نه حتی با یکی از سخنرانان دعوت شده هماهنگی کرده بودند. طبیعی است که دانشگاه مانع از برگزاری چنین برنامه‌ای می‌شود. از اینجا به بعد توپخانه افراطیون روشن می‌شود که دولت مانع از حضور مخالفانش در دانشگاه و سخنرانی آنان شده است و جالب اینکه طرفدار افراطیون علمدار دموکراسی و مدعی می‌شوند که می‌خواسته‌اند اسنادی را افشاگری کنند و به همین دلیل مانع حضور آنان شده‌اند. در حالی که آنان برای افشاگری نیازی به حضور در دانشگاه ندارند در روزنامه و سایت‌های خودشان هرچه می‌خواهند می‌نویسند. اگر این اسناد واقعی است که افشای آن‌ها از طریق روزنامه‌هایشان کمک به تیراژ آن می‌کند تا بلکه چند صد تا بیشتر از ارقام ناچیز کنونی شود و کسی هم نخواهد توانست از آن‌ها شکایت کند، بنابراین چه چیزی برای افشاگری در دانشگاه وجود دارد که در رسانه‌هایشان نتوانند انجام دهند؟ آن هم رسانه‌هایی که کاری جز ایراد اتهامات ناروا ندارند. ادعاهای آنان جدی گرفته نشد، حتی از سوی دوستانشان. تا اینکه یک هفته پس از ١۶ آذر قضای سخنرانی انجام نشده این روز را ادا کردند و در دانشگاه تهران حاضر شدند. این بار معلوم شد که هدفی جز ایجاد تنش با دانشجویان و عصبانی کردن آنان در میان نیست. لحن سخنران آنان و مواجهه مستقیم با دانشجویان و به واکنش کشاندن دانشجویان، همگی در قالب یک طرح و برنامه سیاسی قابل درک است. مسأله و طرح آنان چیست؟ یک سال تا انتخابات مجلس باقی مانده و فضای سیاسی ایران پس از ٢۴ خرداد سال ١٣٩٢، وارد مرحله جدیدی از آرامش و عقلانیت شده است. همه نیروهای سیاسی چه اصلاح طلب و چه اصولگرا خواهان تداوم این عقلانیت و آرامش هستند تا با همین فرمان وارد عرصه انتخابات مجلس شوند. در این میان یک گروه از افراطیون و تندروهای داخلی که خود را شکست خورده این وضعیت می‌دانند و یک گروه نیز از براندازان خارج نشین هستند که خواهان بازگشت وضع به گذشته هستند و هر دو طرف از دو سوی طیف ولی با یک هدف مشترک بر کوره نفرت و خشونت می‌دمند. دانشگاه یکی از محوری‌ترین مکان‌هایی است که هدف این تنش قرار گرفته است. نحوه مواجهه با وزرای پیشنهادی رئیس جمهور برای وزارت علوم، گونه‌ای از این حساسیت را نشان می‌دهد، ولی پس از معرفی آقای دکتر فرهادی و رای آوردن ایشان، با وضعیت جدیدی مواجه شده‌ایم. آنان که رای آوری آقای دکتر فرهادی را به مثابه به خاک مالیدن پوزه فتنه می‌دانستند، متوجه شدند که برخلاف تصور آنان، آرامش معقول دانشگاه‌ها و تبدیل تنش‌های سیاسی به گفت‌و‌گو و تفاهم، بد‌ترین وضعیت برای آنان است. لذا درصدد تحریک دانشجویان و ایجاد درگیری هستند، ولی آقای دکتر فرهادی و همکارانشان نشان دادند که مدیریت منطقی در دانشگاه‌ها تا چه حد می‌تواند مانع از تحقق چنین هدف شومی شود. در این میان باید توجه دانشجویان را نیز به این نکته جلب کرد که اگر شما به جلسات سخنرانی تندرو‌ها نروید، آنان نمی‌توانند حتی با آوردن افراد اتوبوسی، سالن‌های سخنرانی خود را پر کنند، لذا از حضور در جلسات تندرو‌ها خودداری کنید زیرا این حضور چون با واکنش دانشجویان همراه می‌شود، ممکن است به ایجاد تنش منجر شود. این نقدی بود که از سوی حاج حسن آقای خمینی نیز طرح شد. اگر مخالف نظرات کسی هستید و تحمل شنیدن سخنان ولو نسنجیده او را ندارید، پس بهتر است که در آن شرکت نکنید، بگذارید هرچه می‌خواهند بگویند و به قول معروف خود گویند و خود خندند، ولی شما وارد معرکه و می‌دانی که آنان برایتان تدارک دیده‌اند نشوید و اجازه ندهید آرامش معقول دانشگاه از میان برود. جوان نیز در شروع سرمقاله خود با تیتر «اعتدال دانشجویی به مثابه رؤیا» به قلم دکتر عبدالله گنجی نوشته: سؤال اساسی که دولت اعتدال باید در حوزه دانشجویی برای آن پاسخ دقیق و منطقی بیاید، این است که آیا امکان تحقق و شکل‌گیری تشکل یا جریان دانشجویی با خصایص اعتدال و مدارا در دانشگاه وجود دارد؟ آیا دولت می‌تواند به این امید ببندد که دانشجویانی در دانشگاه یافت شوند که ضمن سیاست‌ورزی، حامی دولت اعتدال باشند؟ آیا عملکرد موجه و مثبت دولت نیز قادر به تولید چنین نیروی سیاسی در دانشگاه خواهد شد؟ نویسنده پس از مروری بر احوال تشکل‌های دانشجویی در سال‌های گذشته، نتیجه گرفته است که: در طول ۳۵ سال گذشته هیچ تشکل دانشجویی همراه دولت نبوده است. این عدم همراهی الزاماً به عملکرد مثبت و منفی دولت‌ها برنمی‌گردد بلکه جوان دانشجو همیشه پشت‌پرده‌ای رازآلوده از قدرت در ذهن می‌پروراند و با سوءظن قدرت را تحلیل می‌کند. بنابراین از اکثریت خاکستری دانشجویان که بگذریم، در حوزه سیاسی، دانشجویان در قطب‌های گفتمانی قرار می‌گیرند و هر گفتمانی که رادیکال‌تر باشد از جذابیت بیشتری برخوردار است. با این توصیف دولت اعتدال از نظر سیاسی در کجای جریان دانشجویی فرود می‌آید؟ ممکن است تجدیدنظرطلبان یا اصلاح‌طلبان بعد از پنچری چند‌ساله تشکل‌های همسو، بتوانند در سایه دولت روحانی به ترمیم موقعیت بپردازند اما مبتنی بر تجربه‌ای که ذکر شد، جریان دانشجویی همسو با آنان در درون نظام مشی نخواهد کرد. اگر می‌انسالان اصلاح‌طلب را رادیکال بنامیم که همه ابعاد نظام جمهوری اسلامی را در «دموکراسی‌خواهی» خلاصه کرده‌اند باید جوانان این طیف را صد‌ها قدم جلو‌تر و رادیکال‌تر ببینیم. بنابراین قرار گرفتن تخم‌مرغ‌های اعتدال در سبد تجدیدنظرطلبان ممکن است امکان‌پذیر باشد اما دیری نخواهد پایید که یک گروه دانشجویی اپوزیسیون به ریش دولت بسته و این آش نخورده با دهانی سوخته در تاریخ ثبت خواهد شد. طیف دانشجویی مقابل تجدیدنظرطلبان و دموکراسی‌خواهان که جریان دانشجویی مذهبی است نیز از خصیصه رادیکالیسم برخوردار است اما چون به فصل الخطاب در نظام باور دارند و بعضاً به تکیه‌گاه‌های مطمئن تکیه کرده‌اند به «نفی حاکمیت» روی نخواهند ‌آورد. مواجهه‌ شکلی آنان با اجزای نظام ممکن است همانند طیف مقابل باشد. یعنی دولت، مجلس و… را از لب تیغ بی‌رحمانه نقد بگذرانند که نمونه‌های آن همایش‌های دلواپسان بود اما از خطوط کلی نظام عبور نمی‌نمایند و به امریکا مهاجرت نمی‌کنند. آنان زندانی شدن برای نظام (نه علیه نظام) را نوعی ارزش تلقی می‌کنند. بنابراین دولت اعتدال که اکنون از حوزه جوانی و دانشجویی کشور منقطع است، می‌تواند به این طیف نزدیک شود چرا که این جماعت از نظام عبور نخواهند کرد. شرط آن این است که دولت، حوزه سیاسی دانشگاه را برای انقلاب اسلامی بخواهد و از عبوس شدن تجدیدنظرطلبان، مشروطه‌خواهان، جمهوری‌خواهان، دموکراسی‌خواهان، روشنفکران بی‌مسئولیت و مهاجرین به غرب دل‌نگران نشود.

دستور ويژه دولت در خصوص اقتصاد مقاومتي

خراسان نوشت:بر اساس ابلاغيه روزهاي اخير يک مسئول مهم اجرايي به همه وزارتخانه ها و سازمان هاي دولتي، اعلام شده است که با توجه به بند 9 سياست هاي اقتصاد مقاومتي مبني بر اصلاح و تقويت نظام مالي کشور، ايجاد ثبات در اقتصاد ملي و پيشگامي در تقويت بخش واقعي اقتصاد، از ابتداي سال 94 نظام مالي – محاسباتي دولت متحول شده و 6 استاندارد جديد در خصوص بخش هايي چون دارايي هاي دولت و اطلاعات بودجه اي با تاييد ديوان محاسبات عملياتي خواهد شد.

سالار عقیلی: خوانندگی را کنار می‌گذارم

سالار عقیلی گفت: من همین جا اعلام می‌کنم که چند سال دیگر خوانندگی را به کل کنار خواهم گذاشت و خودم را بازنشسته خواهم کرد و می‌روم دنبال حرفه دیگری. دیگر از حرف و حدیث‌ها خسته شده‌ام.به گزارش فارس، چندی پیش سالار عقیلی و حریر شریعت‌زاده میهمان خبرگزای فارس بودند. در گفتگویی که با این خواننده انجام گرفت او اعلام کرد که دیگر از حرف و حدیث‌ها خسته شده‌ و می‌خواهد خوانندگی را کنار بگذارد. سالار عقیلی یک از خوانندگان جوان موسیقی سنتی است که برخلاف بسیاری از همکارانش که در زمینه موسیقی سنتی ایرانی فعالیت می‌کنند، در بین توده مردم جا افتاده است و طرفدارانی از طیف‌های گوناگون اجتماع دارد. آنچه در ادامه از نظرتان می‌گذرد گفتگوی تفصیلی ماست با این خواننده جوان موسیقی سنتی و همسرش. *آقای عقیلی در ابتدای گفتگو اگر مایلید کمی راجع به آلبوم آخرتان یعنی «فصل عاشقی» و همکاری با آقای دربندی بگویید.این آلبوم خوشبختانه اقبال عمومی خیلی خوبی داشت. در طول 2 هفته «فصل عاشقی» فروش بالایی داشت و شرکت آوای هنر و آقای جلیل‌پور هم خیلی خوب کار کردند و پخش‌شان بسیار خوب بود. این اولین کار من بود که بصورت پخش وَلِتی بود و خودم به رغم اینکه فکر می کردم پخش وَلِتی خوب نیست اما خیلی راضی بودم و بعد فهمیدم که شاید مردم وقت نداشته باشند که شهرکتاب یا نوارفروشی مراجعه کنند. بارها شده که عجله داشتم و نیاز به سی‌دی خودم داشتم و مجبور بودم که به‌دنبال یک سی‌دی فروشی معتبر بگردم و درنهایت هم نتوانستم پیدا کنم و دست‌خالی رفته‌ام. اما دسترسی آسانی به cd خودم دارم. البته هم به صورت وَلِتی و هم به صورت شیشه‌ای کار کردیم. از آنجا که ممکن است ماندگاری وَلِتی کم باشد و 6 ماه دیگر آن اثر را در بازار پیدا نکنید و تنها در یکی، دو ماه اول در بازار موجود باشد ولی با صحبتی که آقای جلیل‌پور، رئیس شرکت آوای هنر داشتیم، عنوان کردم که در صورت امکان به دلیل ماندگاری اثر، شیشه‌ای را بیشتر تولید کنید و ایشان هم قبول کردند.*بیشتر به خاطر مخاطب تخصصی و جدی موسیقی ایرانی این اقدام را انجام دادید؟البته همین صحبت شما شبهه ایجاد می‌کند. چرا نباید مخاطب عام آن را بخرد؟ چرا باید مخاطب تخصصی، قاب شیشه‌ای بخرد؟ این حرف‌هایی است که همیشه مرا در این مملکت عذاب داده است. مگر برای مخاطب تخصصی مشکلی ایجاد می‌شود اگر وَلِتی گوش دهد؟ چه اشکالی دارد؟ بنده وقت ندارم به سی‌دی‌فروشی مراجعه کنم و از طرفداران سالار عقیلی هستم یا اینکه استاد موسیقی هستم به دلیل دسترسی سریع و آسان چه اشکالی دارد که تهیه کنم؟ مگر این همه کارهای موسیقی پاپ به صورت وَلِتی بیرون نمی‌آید؟ چه اشکالی دارد؟! مگر آقای شهرام ناظری کم است؟ اینجاست که یکسری حساسیت‌ها بی‌خود در جامعه ما ایجاد شده است. اینکه تلویزیون بد است و خواننده نباید در صداوسیما بخواند چراکه خراب می‌شود! کسی که تمکن مالی ندارد که به کنسرت سالار عقیلی بیاید چه اشکالی دارد که از جعبه جادویی مرا ببیند؟ چه ایرادی دارد؟ همه نمی‌توانند 120هزار تومان پول بلیت برج میلاد را بپردازند. مثلا کارمندی که ماهانه 800 تا 900هزار تومان حقوق می‌گیرد و به سالار عقیلی هم علاقه‌مند است با خانواده 4، 5 نفری خود و بلیت 120هزار تومانی چطور می‌تواند 600هزار تومان هزینه بلیت را تامین کند؟ این دوسوم حقوق ماهانه این کارمند است. چه اشکالی دارد که وقتی به من علاقه‌مند است مرا از تلویزیون مرا ببیند؟ من دوست دارم که خواننده مردمی باشم و همیشه بتوانم به مردمم و وطنم خدمت کنم و از صمیم  قلب می‌خوانم که همه جان و تنم، وطنم وطنم…*آقای عقیلی شما گلایه‌هایی از بحث‌هایی که هر از چند گاهی در خصوص شما در فضای مجازی و برخی از رسانه‌ها مطرح‌ می‌شود، داشتید.عقیلی: این روزها متاسفانه هرکسی هر چیزی که می‌خواهد و هر چیزی که بر زبانش جاری می‌شود، در فضای مجازی علیه هنرمندی منتشر می‌کند. بالاخره کسی هم باید جلوی این گونه رفتارها را بگیرد. در مواجه با این گونه برخوردها، این سوال مطرح می‌شود که احترام و ادب چه جایی در میان این رفتارها دارد؟ وقتی هنرمندی زحمتی کشیده و اثری را خلق کرده، نباید در فضای مجازی به هنرمند توهین شود.*البته باید در این جا به نقد منصفانه هم اشاره کرد که در این فضاها منتشر می‌شود و همه را نباید به یک چشم دید.نقد نباید به هیچ عنوان شخصی شود؛ اگر کسی نقدی هم می‌کند، باید شایستگی نقد کردن را داشته باشد. استادانی در حال حاضر هستند که به همه زوایا و بحث‌های تخصصی موسیقی واقفند. آن‌ها باید یک اثر موسیقایی را نقد کنند. اگر اثری هم در سلیقه شخصی فردی نیست نباید به آن توهین شود. بر فرض این که شخصی از اثری هم خوشش نیامد، می‌تواند آن اثر را گوش نکند و حق توهین ندارد. سالار عقیلی طرفدارهای خودش را دارد و هنرمند دیگری هم طرفداران خودش را. اگر شما طرفدار آن هنرمند هستید نباید به سالار عقیلی توهین بکنید.*البته این بی‌احترامی‌ها و بعضا توهین‌هایی که می‌فرمایید نسبت به شما ابراز  می‌شود، بر روی طرفداران شما تاثیری نمی‌گذارد.عقیلی: بله درست است اما وقتی مدام و به طور مکرر این موضوع عنوان شود که اثری بد است و بد است و بد…، شاید بعد از چند سال مخاطب از خودش این سوال را بپرسد که آیا واقعا این اثر مناسب نیست؟ و بالاخره ضربه‌ای به هنرمند وارد می‌شود.شریعت‌زاده: خیلی از مواقع اشتباه صورت می‌گیرد. به عنوان نمونه مثلا یک آهنگساز از سالار عقیلی دعوت می‌کند که در کنسرتی شرکت کند و یا در آلبومی حضور داشته باشد. این پروژه در واقع به سالار عقیلی دیکته می‌شود. یعنی این آهنگساز است که تصمیم می‌گیرد یک تصنیف و یا یک آواز خوانده شود و خواننده در واقع اجرا کننده است. وقتی کنسرتی برگزار می‌شود از عقیلی خواسته می‌شود که طی یک مدت مشخص و در یک قالب مشخص به اجرای برنامه بپردازد و سالار عقیلی نمی‌تواند دخل و تصرف آن‌چنانی در اثر یا کنسرت داشته باشد. کسانی هم که کار را نقد می‌کنند متاسفانه همه را از چشم سالار عقیلی می‌بینند. یا مثلا مردم می‌گوید چرا در کنسرت وقت کم یا زیاد بود. در صورتی که این موضوع به آهنگساز مربوط است و به خواننده مربوط نیست. اگر موردی متوجه صدای سالار عقیلی و خوانندگی است می‌توانند محترمانه آن را نقد کنند. اما متاسفانه در بیشتر موارد مطالب توهین آمیزی در خصوص ایشان مطرح می‌شود که اصلا ربطی هم به سالار عقیلی ندارد.*در خصوص آلبوم‌ها هم این موضوع گفته می‌شودعقیلی: موضوع دیگری هم که می‌توان در این بحث به آن اشاره کرد، بحث مربوط به آلبوم‌ها است. خیلی‌ها می‌دانند که تولید آلبوم در کشور ما چه مشقاتی دارد. یک آلبوم که می‌خواهد تولید شود حداقل چیزی حدود 3 تا 4 ماه ضبط آن به طول می‌انجامد. بعد از این مرحله باید به دنبال شرکتی برای انتشار آن گشت که 2 ماه هم صرف انجام این کار می‌شود و در آخر هم 3 تا 4 ماه طول می‌کشد تا اثر از دفتر موسیقی مجوز بگیرد و کارهای مربوط به تکثیر آن انجام شود. در کل چیزی حدود 8 ماه زمان صرف تولید و عرضه یک آلبوم می‌شود. کار ما موسیقی است؛ ما نمی‌توانیم که وقتی یک اثری را ضبط کردیم، 8 ماه بیکار در خانه بنشینیم. به خاطر همین می‌رویم و کار بعدی را آغاز می‌کنیم و ضبط اثر دیگری را شروع می‌کنیم. جال اثری که قرار بوده منتشر شود، مجوزش به مشکل برمی‌خورد و چند ماهی زمان عرضه آن متوقف می‌شود. این در حالی است که کاری که تازه ضبط شده مشکلی پیدا نمی‌کند و بلافاصله عرضه می‌شود و این دو اثر با هم روانه بازار می‌شوند. آن وقت همه می‌گویند که سالار عقیلی پرکار است! یا چطور به نوازنده‌ها که مدام در حال کارکردن در کنسرت‌های مختلف و تولید آلبوم‌های مختلف هستند، نمی‌گوید پر کار است؟ چون ما مدام جلوی چشم هستیم همه نگاه‌ها متوجه ما می‌شود. من همین‌جت اعلام می‌کنم که 26 اثر دارم و 14 سال است که آواز حرفه‌ای می‌خوانم. طی این 14 سال به طور متوسط در هر سال دو اثر از من منتشر شده است. به نظر شما این تعداد برای یک خواننده زیاد است؟  در عرصه بین‌المللی هنرمندان مطرح یک روز بیکار هم ندارند مدام از این شهر به آن شهر در سفر هستند و در عین حال آلبوم‌هایش را هم مدام منتشر می‌کنند. اما جالب این جا است که وقتی کار نکنی و هیچ اثر را منتشر نکنی، باز هم ایراد وارد می‌شود. وقتی استاد می‌شوید هیچکس حتی در نمی‌زند که بپرسد آیا زنده‌ای 4 – 5 سال است که به تلویزیون نیامده‌ای و کنسرت برگزار نکرده‌ای؟ فقط وقتی در چشم هستید همه ناسزا می‌گویند و انتقاد می‌کنند و زمانی هم که نیستی، هیچکس حتی حالت را هم نمی‌پرسد. برای یکی از اساتید این اتفاق افتاده است و شاید دوست نداشته باشند که نامشان را ببرم درحالی که عنوان می‌کردند 10 سال است کنسرت برگزار نکرده‌اند، نواری نداده‌اند و تلویزیون هم نرفته‌اند و این درحالی است که هیچکس جویای احوالشان نیست و نمی‌پرسد که زنده است یا مرده؟ آیا احتیاج به پول ندارد؟* در تمام دنیا به این صورت است که برای هنرمندان برنامه شش ماهه یا یکساله تعیین می‌کنند.خواننده‌های بزرگ دنیا مانند پاواروتی که فوت شد، از یکسال قبل برنامه‌هایشان و شهرهای محل برگزاری کنسرت‌هایش مشخص بود. هرچند به علت شرایط موجود جامعه و مشکلاتی که وجود دارد به هر حال شاید امکان این که تا یکسال برنامه‌ریزی شود وجود نداشته باشد اما اگر بتوانیم حتی تا یک فصل را برنامه‌ریزی کنیم چه ایرادی دارد؟ فرضا اگر زمانی فردی کار بدی انجام می‌دهد محل ایراد است اما ما که کار خلاف شرع انجام نمی‌دهیم که مثلا در تلویزیون بخوانیم. اینکه من سالانه چند سی‌دی روانه بازار کنم، کیفیت کارم پایین نمی‌آید. می‌توانید کارنامه کاری مرا ببینید که با چه کسانی کار کرده‌ام. همه بزرگان موسیقی بوده‌اند؛ استاد فخرالدینی، استاد مجید انتظامی، گروه دستان،  استاد سعید فرج‌پوری، آقای حمید متبسم، استاد محمد موسوی و تمام بزرگان موسیقی. اگر زیاد کنسرت برگزار کرده‌ام یا سی‌دی زیادی ارائه کرده‌ام، کیفیت کارم را پایین نیاورده است. ما مخاطبانی داریم که منتظر کارهای ما هستند و دوست دارند از سالار آلبوم بشنوند. ما برای آنها کار می‌کنیم درحالی که نمی‌دانم ایراد این کار کجاست؟*خود هنرمندان هم در این ماجرا کم مقصر نیستند به عنوان نمونه وقتی انتقادهای این چنین مطرح می‌شود از هم صنف‌شان دفاع نمی‌کنند و خاموش و خنثی می‌مانند.متاسفانه هنرمندان ما فقط در مجالس ترحیم همدیگر را می‌بینند. هیچ وقت از خوانندگان خواسته نشد که بیایند و در کنار هم صنف رسمی خوانندگان را راه‌اندازی کنند. متاسفانه همه در برابر هم موضع‌گیری می‌کنند.*بله. متاسفانه در هنرهای دیگر از جمله سینما بر خلاف موسیقی شاهد این موضوع هستیم که همه هنرمندان در کوچکترین رسته‌های این هنر دارای یک تشکل و صنف رسمی هستند. اما در موسیقی این چنین نیست. شاید در این زمینه تمام انتقادها متوجه خانه موسیقی باشد که نتوانسته یا شاید نخواسته که هنرمندان را در کنار هم جمع کند.من هم دلیل این موضوع را نمی‌دانم.*‌ البته بخشی از این موضوع به خود هنرمندان باز می‌گردد. همواره در عرصه موسیقی شاهد رابطه مرید و مراد بوده‌ایم؛ به این معنا که هر هنرمندی جمعی مرید دارد و دیگر هنرمندان مطرح هم در عرصه موسیقی شیوه مرید و مرادی دارند و نمی‌خواهند که در کنار یکدیگر قرار بگیرند. با تمام این احوالات خود شما اقدامی در این زمینه کرده‌اید؟خیر. من همین جا اعلام می‌کنم که چند سال دیگر خوانندگی را به کل کنار خواهم گذاشت و خودم را بازنشسته خواهم کرد و می‌روم دنبال حرفه دیگری. دیگر از حرف و حدیث‌ها خسته شده‌ام.*چند سالی است یکسری از همکاران شما کارهای جدیدی یا به قولی نوآوری انجام می‌دهند. مثلا در موسیقی سنتی سازهایی مانند گیتار الکترونیک به کار اضافه می‌کنند و … چرا شما سراغ کنجکاوی‌های موسیقایی این شکلی نرفته‌اید؟من هیچوقت اجازه نمی‌دهم در کاری که می‌خواهم بخوانم از این قبیل سازها به صورت وضوح و روشن وجود داشته باشد. چندی پیش قراردادی برای کاری بستم که در آن گیتار داشت و شرط گذاشتم که اگر گیتار را حذف می‌کنید، من می‌خوانم. نه اینکه بخواهم خدای‌ ناکرده به گیتاریست‌ها توهین کنم اما براساس تفکرم پیش می‌روم و پیشنهاد دادم به جای گیتار، عود بگذارند که همان لطافت و همان صدا را حدودا داشته باشد.*یعنی به هیچ عنوان نمی‌خواهید از دایره موسیقی سنتی خارج شوید؟سعی می‌کنم نشوم، ولی در برخی جاها هم از دست آدم درمی‌رود! ارکستر بزرگی با آقای مجید انتظامی، سمفونی کارون را که خواندم خیلی کار بزرگی بود و به آقای مجید انتظامی به خاطر ساخت سمفونی کارون تبریک می گویم. در آن کار، درامز داشت ولی به خاطر فضای کار مجبور بودند چراکه 120 نفر روی صحنه حضور داشتند ولی اینکه بخواهد خیلی واضح باشد و برحول محور سازهای غربی بچرخد را نمی‌پسندم.*شما علاقه زیادی هم به بازخوانی آثار قدیمی دارید؟ چرا؟عقیلی: خیلی از آهنگسازان می‌خواهند من این کار را انجام دهند البته بازخوانی را به این کار نمی‌توان اطلاق کرد و بهتر است که از واژه بازسازی در این ارتباط استفاده شود. در بازسازی یک قطعه یک اثر را شما دوباره درست می‌کند مانند یک خانه قدیم که کهنه شده و باید آن را دوباره بازسازی کنید و می‌ایید و کمی از هنر خودتان را هم به آن اضافه می کنید. من شاید دو قطعه را بازسازی کرده‌ام. قطعه اول خوشه چین کار استاد روح الله خالقی بود و قطعه دیگری هم فکر می‌کنم کار «امید دل» به آهنگسازی پرویز یاحقی بود. بقیه آثار که من در آلبومی مثل «مایه ناز» خواندم شاید یک بار هم شنیده نشده باشد. ما در واقع خواسته‌ایم که یک سری از این کارها را به مخاطبان جوان‌تر بشناسانیم. در کار جدیدمان نیز قرار چند کار قدیمی را بازسازی کنیم. دلیل آن هم این است که این آثار را بیشتر معرفی کنیم. چرا که وقتی این کار را انجام ندهیم این آثار به فراموشی سپرده می‌شود. ما این آثار را با کیفیت عالی و بدون دخل و تصرف عرضه می‌کنیم و به جوان‌ها معرفی می‌کنیم.شریعت زاده: جوان های الان هم که طرفدار سالار عقیلی هستند با شنیدن تصنیفی از عقیلی کنجکاو می‌شوند و می‌روند و اصل اثر پیدا می‌کنند. و از طریق سالار عقیلی دوباره صدای تاج اصفهانی هم شنیده می‌شود. مثلا وقتی خوشه چین بازسازی شد. دوباره دیدیم که صدا و سیما این اثر با صدای استاد بنان پخش می‌کند.*آقای عقیلی شما اشاره کردید که بیشتر آهنگسازان در انتخاب و یا ساخت یک اثر دخیل هستند اما از سویی دیگر وقتی به سراغ آهنگسازان می‌رویم عکس صحبت های شما را بیان می‌کنند و می‌گویند خواننده امروز همه کاره است در موسیقی و مدت هاست که جریان خواننده سالاری به راه افتاده است و حرف اول آخر را هم خواننده می‌زند. نظر شما در این ارتباط چیست؟ عقیلی: موسیقی ما موسیقی آوازی است و نقش پررنگی در موسیقی سنتی دارد. اما من با واژه خواننده سالاری مشکل دارم و مفهمو آن را درک نمی‌کنم. خواننده مجری آثار آهنگساز و از طرفی معرف آن نیز هست. برای همین هم همه چیز از چشم خواننده دیده می‌شود. اگر اثری آهنگسازی‌اش ضعیف باشد، به نام خواننده ثبت می‌شود! در صورتی که این ربطی به خواننده ندارد. اما متاسفانه مردم همه چیز را از چشم خواننده می‌بینند. در صورتی که باید به این نکته مهم اشاره کرد که به نقل از استاد دادبه تنبک در اختیار ساز، ساز در اختیار آواز و آواز در اختیار کلام و کلام برای رساندن پیام است.  این پروسه‌ای است که در مورد ساختن یک اثر مورد توجه قرار می‌گیرد. این یعنی همه آن نوازنده ها دارند می‌نوازند تا پیام قطعه از طریق خواننده بیان شود. ما در واقع سخنگوی همه اجزا سازنده یک اثر هستیم.*در موسیقی ایرانی آیا کسی بوده که دوست داشتید با او کار بکنید اما نشده؟بله. استاد پرویز مشکاتیان که به رحمت خدا رفتند. در اواخر عمر ایشان بنا بود با ایشان کار کنیم. من از طریق نوید دهقان به ایشان معرفی شدم. به منزل ایشان هم رفتیم که قرار بود کاری بکنیم و اما متاسفانه من همیشه نسبت به این موضوع افسوس خورده‌ام. با مرحوم محمد رضا لطفی هم خیلی دوست داشتم کار کنم. و استاد حسین علیزاده با ایشان هم دوست دارم کار بکنم. استاد علیزاده را خدا ان‌شاالله که حفظشان کند. امیدوارم روزی لیاقت این را داشته باشم که روزی با ایشان کار بکنم.*حضور شما نسبت به قبل در صداوسیما کمتر شده است؛ چرا؟می‌خواهم یکی، دو سال حضور کمرنگ‌تری داشته باشم. البته کارهای قدیمی‌ام درحال پخش است. زمانی که نوجوان بودم و حالا با دیدن خودم تعجب می‌کنم!*البته در بحث تیتراژ سریال‌ها هم فعال بوده‌اید.بله، با آقای فخرالدینی تیتراژ «شهریار» را خواندم. سریال « سریال «شیخ بهایی» را با آقای استاد مجید انتظامی کار کردم. سریال «تبریز درمه» را آقای بابک زرین و «سال‌های مشروطه» را آقای ستار اورکی به کارگردانی آقای محمدرضا ورزی کار کردم. «دختری به نام آهو» را نیز با ستار اورکی کار کردم. «معمای شاه» را امسال کار کرده‌ام که هنوز پخش نشده و تیتراژش را من خوانده‌ام با آقای محمدرضا ورزی و بابک زرین. «پریدخت» را با آقای آریا عظیمی‌نژاد کار کرده‌ام. تیتراژ «کلاه پهلوی» را استاد مجید انتظامی کار کرده‌ام و…*در سینما برخلاف تلویزیون کمتر حضور داشتید.در ایران در سینما کار نکردم ولی در فرانسه کاری به‌نام «باباعزیز» به آهنگسازی آقای آرموند آما انجام دادم.*شما بازیگری هم خوانده‌اید. احیانا پیشنهادی از اهالی سینما نداشته‌اید؟سه پیشنهاد بازیگری در فیلم داشتم ولی قبول نکردم چراکه ترسیدم به کار خوانندگی‌ام آسیب بزند. چراکه اعتقاد دارم خواننده نباید بازیگر شود و بازیگر هم نباید خواننده شود. متاسفانه برخی دوستان ندانسته این کار را می‌کنند و توصیه‌ام به آنها این است که این کار را انجام ندهند. بازیگران همان بازیگری را انجام دهند دستمزد بیشتری از خوانندگی هم خواهند داشت.*خانم شریعت‌زاده آیا شما به ایشان توصیه‌ای نداشتید که به سمت بازیگری بروند؟شریعت زاده: سالار عقیلی با مشورت یکدیگر در هر زمینه‌ای که بخواهند کاری انجام دهند، وارد می‌شوند. حتی فیلمنامه‌هایی که برایشان می‌فرستند را در ابتدا من خواندم و خلاصه‌اش را به اطلاع ایشان رساندم. اما من اصراری در این مورد نداشته‌ام چراکه فکر می‌کنم شاید به کارشان لطمه وارد کند. شاید شهرتشان از خیلی لحاظ بیشتر می‌شد ولی کار اصلی به حاشیه می‌رفت و خطشان عوض می‌شد.عقیلی: ولی اگر روزی فیلم خیلی خوبی باشد، یکبار حاضرم این کار را انجام دهم، فقط یکبار در زندگی‌ام آنهم فیلمی که واقعا بدانم ماندگار خواهد شد.*مثلا شما در نقش یک موسیقیدان باشید.عقیلی: اتفاقا همین بود! دو پیشنهادی که داشتم سناریوها نقش موسیقیدانی بود که پدرش مایل نبود پسر موسیقی کار کند و در مسیر سنگ‌اندازی می‌کرد که نتواند کار کند. و در نهایت پسر به تمام سختی‌ها و مشقت‌ها تبدیل به یک خواننده معروف و مشهور می‌شود و داستان‌های بعدی… اما من به چندین دلیل قبول نکردم اما اگر کاری باشد که به این موضوع به درستی بپردازد و از سناریو خوشم بیاید و کارگردان هم فرد مطرحی باشد و بازیگرانی هم کنار من هستند، همینطور بازی در آن فیلم را حتما قبول خواهم کرد. تازه کسی نمی‌تواند از من ایراد بگیرد چراکه رشته من بازیگری بوده است و لیسانس بازیگری تئاتر را از دانشکده هنرهای تخصصی دارم. ولی خودم کلا نسبت به این کار راغب نیستم.*در خصوص همکاری با ارکستر ملی بفرمایید.عقیلی: ارکستر ملی حدود 4، 5 است که منحل شده است. من ارکستری را با آقای فخرالدینی به نام خودم تحت عنوان ارکستر «مهرنوازان» در ارشاد ثبت کردم و کنسرت‌های زیادی هم تاکنون با استاد فخرالدینی در جاهای مختلف اجرا کردیم. قبل از ماه محرم هم قرار بود به کیش برویم اما به دلیل نزدیکی به ماه محرم کنسرت لغو و به بعد از ماه‌های محرم و صفر موکول شد. قرار است با استاد فخرالدینی و ارکستر مهرنوازان کنسرتی را در کیش برگزار کنیم. در 10 سال اخیر، کارهای خوبی با ارکستر انجام دادیم. خودم با ارکستر ملی کارهایی را اجرا می‌کردم که زنده از رادیو فرهنگ پخش می‌شد و ماشین واحدسیار به صورت زنده این کار را پوشش می‌داد و برای مردم پخش می‌کرد. مرتبا ارکستر ملی از این شهر به آن شهر می‌رفت. از کیش به شیراز و از شیراز به اهواز و… می‌رفتیم و کنسرت‌هایی برگزار می‌کردیم. باید از اساتید تا سلامت هستند و می‌توانند کار کنند، استفاده کرد. خدای‌ناکرده اگر اتفاقی برای هرکدام از اساتید بیفتد، تنها حسرت می‌خوریم. ببنید درهمین 3، 4 سال گذشته 5، 6 نفر از بزرگان موسیقی را از دست دادیم؛ استاد ذوالفنون، استاد محمدرضا لطفی، استاد فریدون حافظی، استاد خرم، استاد پرویز مشکاتیان، استاد فرامرز پایور، استاد جلیل شهناز… اگر اساتید باقیمانده هم خدای ناکرده از بین ما بروند، دیگر موسیقی نابود خواهد شد. بعد از فوت این اساتید می‌بینیم که موسیقی کمرنگ شده و کارهایی که قبلا بود، لااقل دلخوشی اینکه چند کار فاخر می‌شنویم، وجود داشت اما حالا چه؟ ما هم که دنباله‌رو این اساتید هستیم به تنهایی نمی‌توانیم کاری کنیم و باید دستی به ما کمک برساند.*اگر مایل باشید کمی فضای مصاحبه را تغییر دهیم. خانم شریعت‌زاده کمی درمورد رابطه کاری و تلفیق آن با رابطه خانوادگی و فرزندداری بفرمایید.شریعت زاده: سعی می‌کنم همه را با هم انجام دهم که نه از همسرم به عنوان اینکه شوهرم است کوتاهی در زمینه خانه‌داری و همسرداری من احساس کند و نه پسرم کمبودی از جهت مادر بودن من احساس کند. به تمامی تکالیف مدرسه ماهور خودم به شخصه رسیدگی می‌کنم. پسر من کلاس موسیقی می‌رود و بر تمام تمرینات موسیقی هر روز نظارت دارم. هیچوقت نیست که در خانه ما غذا از بیرون تهیه شود و همیشه خودم آشپزی می‌کنم. در عین حال تمام کارهای حرفه‌ای در زمینه پذیرش هنرجویان پیانو که هفته‌ای دوبار است را انجام می‌دهم. این روزها درحال تمرین سی‌دی «مایه ناز2» با آقای عقیلی که پیانو و آواز است، هستیم و برایش وقت می‌گذاریم که به زودی به مرحله ضبط برسد. سعی می‌کنم به همه این کارها برسم. البته وقتی بحث سفر و کنسرت‌های شهرستان پیش می‌آید خصوصا اکنون که پسرم کلاس اول دبستان است، خودش را با شرایط وقف می‌دهد و البته مادربزرگ‌ها هم در این زمینه کمک می‌کنند و تقسیم کار می‌شود و نزد آنها می‌ماند.خانم شریعت‌زاده خیلی‌ها دوست‌دارند بدانند که برنامه روزانه سالار عقیلی به چه شکلی است آیا در کنار مشغله‌های معمول می‌رسند که به خانواده‌ هم به رسیدگی کنند؟شریعت‌زاده: آقای عقیلی کلا آدم گرفتاری هستند. اما در شش هفت ماه اخیر برای آخر هفته‌هایشان هیچ برنامه‌ای نمی‌گذارند و این وقت را به خانواده‌شان و به ویژه به پسرمان اختصاص می‌دهند. پسرمان در طول هفته مدام می‌گوید که کاش پدر من خواننده نبود از خود او هم وقتی راجع به شغل آینده‌اش می‌پرسیم می‌گوید که به هیچ وجه نمی‌خواهد خواننده باشد. چرا که به قول خودش وقتی بزرگ می‌شوم نمی‌خواهم همه دوروبرم جمع شوند و عکس بگیرند و بچه‌ام ناراحت می‌شود. در واقع زبان حال خودش را مطرح می‌کند. بارها به مادربزرگ‌هایش گله کرده که من پدرم را نمی‌بینم به همین خاطر هم ایشان در این چند ماه تصمیم گرفتند که 3 روزه پایانی هفته را فقط به ماهور اختصاص بدهند.*آقای عقیلی کاری که خودتان در حوزه موسیقی علاقه دارید که بشنوید ازجمله چه آثاری است؟عقیلی: آثار استاد بنان را همواره گوش می‌کنم. کارهای علیرضا قربانی را هم دوست دارم. وقت زیادی برای گوش دادن به آلبوم‌های موسیقی را ندارم و معمولا در ماشین موسیقی گوش می‌کنم.

تولید اسپرم و تخمک مصنوعی با سلول‌های پوست

محققان انگلیسی از سلول‌های پوست برای تولید اسپرم و تخمک مصنوعی اولیه استفاده کردند که می‌تواند نوید دهنده یک روش جدید درمان ناباروری باشد.به گزارش ایسنا، محققان از طریق کشت سلول‌های بنیادی جنینی انسان به مدت پنج روز تحت شرایط بدقت کنترل شده، موفق به تولید سلول‌های جنسی شدند؛ سپس با استفاده از همین فرآیند، بافت پوست بالغ را به اسپرم و تخمک اولیه تبدیل کردند.محققان براین باورند که این سلول‌ها از قابلیت رشد و تبدیل شدن اسپرم و تخمک بالغ برخوردار هستند.«عظیم سورانی» سرپرست تیم تحقیقاتی در موسسه گوردون در کمبریج تأکید کرد: این نتایج، یک دستاورد قابل ملاحظه و نقطه عطفی در جهان پزشکی محسوب می‌شود، چراکه پیش از این محققان با استفاده از سلول‌های بنیادی جوندگان موفق به تولید اسپرم و تخمک شده بودند، اما این روش با سلول‌های بنیادی انسان (تا قبل از این تحقیق) با موفقیت همراه نبود.گام بعدی این تحقیقات، تزریق سلول‌های اولیه به داخل تخمدان موش برای بررسی امکان رشد و بالغ شدن سلول‌ها است.در صورتی که این مرحله از آزمایشات با موفقیت همراه باشد، می‌توان سلول‌های پوست را به سلول‌های جنسی از لحاظ ژنتیکی یکسان تبدیل کرد تا در روش لقاح خارج رحمی (IVF) مورد استفاده قرار گیرند.نتایج این تحقیق در مجله Cell منتشر شده است. 

واکنش‌ها به فروش سربازی در مناظره تلویزیونی

برنامه مناظره تلویزیونی این هفته با موضوع خرید خدمت سربازی بدون حضور فرماندهان نیروی انتظامی و ستاد مشترک نیروهای مسلح برگزار شد.به گزارش مهر، برنامه زنده تلویزیونی مناظره عصر جمعه با موضوع خرید خدمت سربازی ساعت 16:32 دقیقه و با حضور خبرنگاران در استودیوی شبکه یک سیما برگزار شد. در ابتدای این برنامه حسین‌علی حاجی‌دلیگانی عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس که به عنوان یکی از مهمانان در برنامه حضور داشت، با اشاره به بحث درنظر گرفتن جریمه‌های نقدی برای مشمولان غایب اظهار داشت: باید تأکید کنم که من با موضوع حل مشکل غیبت مشمولان وظیفه عمومی مشکلی ندارم ولی باید پیش از هر چیز به ابهامات بسیاری که در این بند از بودجه وجود دارد، پاسخ داد.وی ادامه داد: در متن این لایحه به دولت اجازه داده شده که در ازای حل مشکل سربازی مشمولانی که بیش از 10 سال غیبت داشته‌اند مبالغی را به عنوان جریمه دریافت و درآمدهای حاصل از آن را به خزانه واریز کندو یک هزار میلیارد ریال از این مبالغ را به بنیه دفاعی کشور اختصاص دهد.عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس در ادامه این بحث با طرح چند سئوال برخی از ابهامات پیش روی این تبصره را مطرح کرد و گفت: باید پیش از هر چیز به این پرسش پاسخ داد که هدف از در نظرگرفتن چنین جرایمی چیست؟ آیا هدف درآمدزایی و کسب درآمد برای کشور است یا حل مشکل بخشی از افراد جامعه؟ مشمولین و جامعه هدف این طرح چند نفر هستند؟ و آیا هدف از این تبصره حل مشکل سربازی آقازاده‌ها و خارج نشینان نیست؟فروش سربازی موجب تضعیف دفاعی کشور می شوددر ادامه مناظره، کامران صداقت استادیار جهاد دانشگاهی در فرصت 4 دقیقه‌ای خود طی سخنانی اظهار داشت: بزرگترین دغدغه جمهوری اسلامی ایران جنگ نرم است و یکی از مسائلی که توسط مقام معظم رهبری نیز اعلام شده، ایجاد فرهنگ ایثار و شهادت است. یکی از پایه‌های ایثار و شهادت به نظام مقدس سربازی بازمی‌گردد و سرباز کسی است که سرمی‌بازد و تا پای جان در میدان رزم می‌ماند.وی ادامه داد: این میدان رزم ضرورتا میدان جنگ نیست چرا که دشمن می‌تواند جنگ سخت و نرم را در بربگیرد. ما همیشه با این جمله نظام استکبار جهانی روبرو هستیم که می‌گوید هنوز گزینه نظامی روی میز است و مقابله ما با آنها در گرو تقویت فرهنگ ایثار و شهادت است اما خرید سربازی به این شکل به فرار عده‌ای از سربازی مشروعیت می‌بخشد سوال این است که پیامدهای اجتماعی این طرح چیست؟ اگر بتوانیم از درآمد فروش سربازی به بخش اقتصادی کمک کنیم این کمک نیست و در واقع تضعیف بنیه دفاعی کشور است.می خواهیم از غایبان جریمه بگیریممهدی کوچک‌زاده نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون آموزش مجلس در برنامه مناظره این هفته با بیان اینکه شایسته بود یکی از عزیزان ستاد کل نیروهای مسلح در این جلسه حضور می‌یافت، تصریح کرد: بحث درباره خرید خدمت سربازی نیست بلکه دریافت جریمه از غایبان سربازی است.وی با اشاره به بند ط تبصره 16 لایحه بودجه 94 اظهار داشت: ما موظف به درنظر گرفتن مصلحت کشور و ملت هستیم. بار اصلی انقلاب و حفظ نظام بر دوش محرومان و مستضعفان بوده است.نماینده مردم تهران در مجلس ادامه داد: در ماده 10 قانون نظام وظیفه محرومیت‌های حال حاضر غایبان از خدمت سربازی بیان شده است که مهمترین آنها محرومیت از اخذ گواهینامه رانندگی، دریافت وام از بانک‌ها و موسسات دولتی، کاندیدا شدن در انتخابات مجلس و شوراها، صدور پروانه کسب و اجازه اشتغال، ثبت هرگونه نقل و انتقال و همچنین استخدام رسمی و غیررسمی دولتی است.کوچک‌زاده تصریح کرد: بنده موافقم کسانی که این مشکل را دارند مشکلشان رفع شود اما نباید با کسانی که به خدمت سربازی‌رفته‌اند مساوی باشند. کسی که از خدمت فرار کرده نباید بتواند همچون افراد دیگر در انتخابات مجلس به عنوان کاندیدا شرکت کند.موافق ارتش حرفه ای هستمدر ادامه عباسعلی منصوری نماینده و عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با بیان اینکه این طرح بسیار می‌تواند موفق باشد،  اظهار داشت: من موافق ارتش حرفه‌ای هستم و نباید به اجبار افراد را به سربازی برد. این اتفاق می‌تواند مانند کشورهای دیگر صورت گیرد.وی با اشاره به دلایل موافقتش نسبت به این طرح تصریح کرد: اول اینکه زمان غیبت بسیار بالاست یعنی افراد در حال حاضر با هشت تا 10 سال غیبت به سن 28 سال به بالا رسیده‌اند لذا نمی‌توانند به سربازی بروند همچنین تعداد غایبین نیز مهم است به طوری که در حال حاضر دو میلیون غایب سربازی داریم.منصوری ادامه داد: این نکته را باید درنظر داشت که حتی یک درصد از این افراد نیز در سنوات گذشته به خدمت برنگشتند و منتظر ماندند تا عفو بخورند یا اینکه 50 سالشان بشود و از محرومیت‌ها رهایی یابند. در عین حال 300 هزار نفر در خارج از کشور که معمولاً مدرک دکتری دارند دوست دارند به ایران بازگردند که به این دلیل نمی‌توانند.عضو کمیسیون امنیت ملی خاطرنشان کرد: در مجازات اسلامی این امکان وجود دارد که حبس به مجازات نقدی تبدیل شود لذا ما زمانی که این امکان را نداریم که دو میلیون نفر را در زندان جای دهیم باید امکان آن را فراهم کنیم که پول آن را پرداخت کنند و خلاص شوند.دو میلیون غایت خدمت سربازی داریمدر ادامه این برنامه ایرج ندیمی به ارائه نقطه نظرات خود در خصوص تبصره گنجانده شده در لایحه بودجه پرداخت و گفت: در ابتدا باید توجه داشت که تمامی مشمولین سربازی پس از گذر سن 50 سالگی دیگر مشمول به حساب نمی‌آیند. از سوی دیگر باید این نکته را نیز روشن کرد که این ادعای برخی افراد مبنی بر گنجاندن این تبصره در لایحه بودجه برای حل مشکل اقتصادی دولت بوده و دولت این مبحث را به تنهایی در لایحه گنجانده عنوان کرد که مصاحبه‌ها و اظهار نظرهای مقامات مسئول در روزهای اخیر در رسانه‌ها این موضوع را رد می‌کند.وی ادامه داد: این موضوع نکته مهمی است که در حال حاضر یک و نیم تا دو میلیون نفر دارای غیبت بیش از 10 سال از خدمت سربازی هستند و در حال حاضر با انواع جریمه‌ها و محدودیت‌های اجتماعی مواجه اند. لذا قانون باید هر چه سریعتر فکری به حال این قشر کرده و وضعیت آنها را تعیین کنیم.منصوری در ادامه با تایید سخنان ندیمی و خوشبینانه خواندن آمار ارائه شده از سوی مسئولان گفت: طبق آماری که به دست من رسیده بیش از 2 میلیون و 400 هزار نفر مشمول این تبصره از لایحه بودجه می‌شوند و ستاد کل نیروهای مسلح در حالتی خوشبینانه این آمار را یک و نیم میلیون نفر عنوان کرد ولی در مجموع این تبصره یک جامعه آماری بزرگ را شامل می‌شود.وی ادامه داد: این بدان معناست که به طور متوسط در حال حاضر دو میلیون نفر از دریافت گذرنامه، گواهینامه رانندگی و بسیاری از حقوق اجتماعی دیگر محرومند و باید هر چه سریعتر تکلیف آنها تعیین شود. لذا به نظر من هدف اصلی از این لایحه به هیچ وجه درآمدزایی نیست و تنها برای روشن شدن تکلیف این جامعه آماری بزرگ مطرح شده است.در این بخش از مناظره ندیمی با مبارک خواندن گنجانده شدن این تبصره در لایحه بودجه از برخی انتقادات که برمبنای بی‌عدالتی و تبعیض‌آمیز دانستن این تبصره مطرح می‌شود انتقاد کرد و گفت: باید توجه داشت که این یک قانون است و برای عموم مردم در نظر گرفته شده است نه یک قشر خاص و آقازاده.این نماینده مجلس افزود: غیرقابل پذیرش و باور است که در کشور ما یک و نیم تا 2 میلیون آقازاده‌ای که به خدمت نرفته و از خدمت سربازی غایب شدند وجود دارد از سوی دیگر در مباحث مطرح شده نباید چهره ثروتمندان را در حالتی افراطی چهره‌های مشمئز کننده نشان داد. لذا باید به این موضوع توجه ویژه‌ای داشت که مخاطب این تبصره عموم مردم بوده و حتی بسیاری از قشر پایین جامعه نیز با استقبال این تبصره از نمایندگان خواستار ایجاد امکان پرداخت اقساطی این جرائم را دارند.در ادامه کامران صداقت اظهار داشت: شما می‌گویید اینجا خطا شده بعید می‌دانم یک نماینده مجلس اسم این را خطا بگذارد درحالی که قانون‌گریزی اتفاق افتاده است. وقتی این اتفاق می‌افتد راه حل آن نباید به افکار عمومی آسیب بیشتری بزند.استادیار جهاد دانشگاهی همچنین گفت: در جریمه‌هایی که ما در نظر گرفتیم محرومیت‌های اجتماعی مطرح می‌شود وقتی کسی سربازی نرفته و می‌تواند 20 تا 50 میلیون به عنوان جریمه پرداخت کند یعنی اصلا محرومیت نکشیده است.عباسعلی منصوری عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در پاسخ به اظهارات کامران صداقت تصریح کرد: این لایحه می‌گوید کسانی که 10 سال غیبت کردند یعنی اگر سن مشمولیت را از 19 سال محاسبه کنیم 10 سال بعد از آن یعنی تا 28 سالگی این فرد امکان گرفتن پاسپورت و گواهینامه را ندارد همچنین نمی‌تواند در کشور استخدام یا از کشور خارج شود.مهدی کوچک زاده در ادامه برنامه مناظره این هفته با تأکید براینکه با شکل فعلی بند ط تبصره 16 لایحه بودجه 94 مخالفم اظهار داشت: ضمن اعتقاد و ابراز دین به کسانی که در حال خدمت در شرایط سخت هستند، حاضرم به خاطر مصالح کشور به نحوی که موجب بی عدالتی نشود مسئله سربازی غایبان حل شود.وی افزود: ما در اجرای این قانون نباید به گونه‌ای عمل کنیم که کسانی که با نرفتن به خدمت، منافع نامشروعی بدست آورده‌اند از دیگران جلو بیفتند.نماینده مردم تهران در مجلس با اشاره به فرمایشات حضرت امام(ره) در رابطه با خدمت سربازی خاطرنشان کرد: هم اکنون محرومیت‌هایی وجود دارد و افراد زیادی هستند که از خدمت فرار کرده‌اند. کسی که سربازی نرفته باید بتواند پس از پرداخت جریمه غیبت، گذرنامه و گواهینامه بگیرد اما آیا می‌تواند عضو شوراها، نماینده مجلس و وزیر شود؟ یا وام سنگین از بانک‌ها بگیرد؟ بهتر است از هشت محرومیت فعلی چهار محرومیت که لوازم اصلی زندگی است رفع شود اما بنده با شکل فعلی بند ط تبصره 16 مخالف هستم.طرح موجود موجب قانون گریزی می شوددر ادامه مناظره، صداقت با بیان اینکه مسائل فرهنگی و اجتماعی در این طرح دیده نشده است تصریح کرد: ما طرفدار ارتش حرفه‌ای هستیم اما ارتش حرفه‌ای زمانی اتفاق می‌افتد که اشتغال و ضریب بیکاری تک رقمی باشد اما وقتی نرخ بیکاری، تضاد طبقاتی و حساسیت روی این موضوع بالا است نمی‌توان از خرید خدمت افرادی که قانون گریزی کرده‌اند صحبت کرد.وی اضافه کرد: در خرید خدمت سال 79 متوجه شدیم که فقط 360 هزار نفر از افرادی که استطاعت مالی داشتند توانستند خرید خدمت کنند و مابقی آنها با روحیه‌ای بسیار پایین خدمت کردند به طوری که در پاسخ به سوال چه کسی خسته است می‌گفتند فقیر با بی‌پول متأسفانه شعارها عوض می‌شد.این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: با این طرح این راه را باز می‌کنیم که کسی که 5 سال غیبت کرده است سه سال دیگر بایستد و بعد دوباره آن را بخرد.ندیمی در ادامه با بیان اینکه گفته می‌شود دولت چون بی پول شده است به دنبال این طرح رفته است، اظهار داشت: با این وجود می‌توانیم بگوییم کل این پول صرف بهتر شدن سربازان فعلی شود در عین حال دولت هم جزئی از کشور ما است و باید دولت را کمک کنیم.وی اضافه کرد: در مورد قانون گریزی حق با مخالفان است اما باید این نکته را درنظر داشت که مابرای قانون گریزی جریمه گذاشته‌ایم لذا باید بپذیریم که به این مسئله ورود داشته باشیم.حاجی دلیگانی در ادامه این مناظره با انتقاد از این طرح گفت: باید توجه داشت که معیار ما در هر قانونی مطابقت با قانون اساسی و شرع مقدس است و با توجه به تأکید قانون اساسی بر رفع تبعیضات ناروا چگونه می‌توانیم در برابر قانون وظیفه عمومی که همه را موظف به گذراندن دوره خدمت سربازی کرده امروز برای متخلفان از این قانون یک تبصره و راه فرار بگذاریم.وی گفت: باید تکلیف خود را مشخص کنیم که اگر در حال حاضر با تعداد زیاد سربازان مواجهیم و می‌بایست دولت سرفرصت لایحه‌ای برای حل دائمی این مشکل پیشنهاد دهد و اگر سربازان حال حاضر کمتر از حد نیاز هستند این تبصره به چه معناست؟عضو کمیسیون برنامه و بودجه  با بیان اینکه باید روشن شود که گنجاندن این تبصره در لایحه بودجه امسال قرار است در سالهای آینده نیز گنجانده شود یا خیر گفت: آیا بهتر نیست به جای اینگونه اقدامات مدت سربازی را برای تمامی مشمولین کم کنیم؟آیا بهتر نیست تسهیلات بهتری برای نخبگان، متأهلین و مشمولان دارای فرزند در نظر بگیریم تا از زمان خدمت آنها کسر شود.وی خاطرنشان کرد: من یقین دارم در صورت بررسی این طرح مشخص خواهد شد که تعدادی آقازاده وجود دارند که مشمول این تبصره می‌شوند و این تبصره تنها برای حل مشکل این آقازاده‌ها مطرح شده است.زندان برای گنجاندن 2 میلیون نفر نداریمدر ادامه برنامه مناظره عباسعلی منصوری اظهار داشت: به عنوان کسی که در این زمینه تجربه دارم و صدها هزار سرباز را تحت پوشش داشتم باید بگویم اولا بحث سرباز حرفه‌ای بحث علمی است که در ارتش‌های پیشرفته دنیا نیز اجرا می‌شود و بعد اینکه باید بررسی کنیم از دغدغه سربازی چه آسیب‌هایی به جامعه می‌رسد.وی ادامه داد: باید سربازی به گونه‌ای باشد وقتی افراد به 18 سال رسیدند آموزش مقدماتی ببینند و در مرحله بعد به ازای داوطلب شدن برای سربازی حقوق بگیرند. این درصورتی است که در حال حاضر سربازان متأهل و صاحب فرزند مزایای خاصی ندارند. اجباری بودن سربازی باعث می‌شود افرادی که نمی‌توانند، از آن فرار کنند.عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس همچنین گفت: سن سربازی در تمام دنیا 18 سال است و تا سن 28 سالگی افراد می‌توانند فشار سربازی را تحمل کنند زیرا انگیزه، حماسه و شور دارند. اما همه فرماندهان احساس می‌کنند که یک سرباز 38 ساله گروهان را بهم می‌ریزد و من این را به عنوان یک کارشناس می‌گویم.وی با اشاره به اینکه از دو میلیون نفری که مشمولان غایب سربازی هستند تا به حال یک درصد هم به خدمت سربازی نیامده‌اند گفت: اینها باید محروم شوند اما قبلا با این موارد چه می‌کردیم افراد این چنین یا مشمول عفو می‌شدند یا از سن 50 سالگی می‌گذشتند تا دیگر به سربازی نمی‌رفتند.منصوری مشاور سابق فرماندهی کل ارتش در ادامه گفت: از تعداد دو میلیون نفر چند نفر از آنها آقازاده هستند اتفاقا آقازاده‌ها به دلیل اینکه قصد تجارت و خروج از کشور را دارند به سرعت به دنبال کارت پایان خدمت هستند. بنده همچنان پیشنهاد ارتش حرفه‌ای را مطرح می‌کنم چرا که نمی‌توانیم زندان دو میلیون نفری راه بیاندازیم.ایرج ندیمی نماینده مردم لاهیجان در مجلس شورای اسلامی در ادامه برنامه مناظره این هفته با بیان اینکه نظر ما هم این است که برای متأهلین و نخبگان فکری کنیم، اظهار داشت: اگر کسی مطلقا بگوید مخالفم باید پیشنهاد اصلاحی ارائه کند. سوال ما این است که شما به کجا می‌خواهید بروید. آیا درست است که به کسانی که محرومیت کشیده‌اند عناوین پس از معافیت را بدهیم.وی با بیان اینکه ما باید برای افراد قانون گریز تدبیر کنیم، تصریح کرد: کسی که به سربازی می‌رود احساس خفت نمی‌کند این طرح عقبه‌ای دارد و کارشناسی شده است. ما هم موافقیم که ارتش حرفه‌ای شود.ندیمی خطاب به حاجی دلیگانی گفت: شما می‌گویید این لایحه به خاطر آقازاده‌ها تدوین و ارائه شده و باید آدرس بدهید در غیر این صورت این کار نوعی ابهام‌افکنی است.خدمت نکرده ها باید پول بدهنددر ادامه این برنامه مهدی کوچک‌زاده نماینده مردم تهران در مجلس با اشاره به بخشی از بند ط تبصره 16 تصریح کرد: براین اساس باید 10 هزار میلیارد ریال برای تقویت بنیه دفاعی کشور هزینه شود و صحبت‌های سردار کمالی نیز بیانگر همین مسئله است. اگر به طور متوسط 35 میلیون تومان از هر غایب به عنوان جریمه اخذ شود 30 هزار نفر این جریمه را پرداخت می‌کنند.وی افزود: کسانی که خدمت نکرده‌اند باید مابه ازای خدمتی که باید انجام می‌دادند جریمه پرداخت کنند.در حال حاضر رقم 10 هزار میلیارد برای ما مبنا است؛ حال کسی می‌تواند با جانش به مملکت خدمت کند و کسی با مالش.کوچک زاده با اشاره به هزینه خدماتی که سرباز ارائه می‌کند، خاطرنشان کرد: در حال حاضر مدت خدمت سربازی 24 ماه است اگر مبلغ جریمه را 50 میلیون تومان حساب کنیم در واقع به ازای هر ماه دو میلیون تومان جریمه اخذ شده است. اما آیا کسی حاضر است در قبال دریافت دو میلیون تومان به ارتفاعات کردستان یا مرزهای سیستان و بلوچستان برود و در ارتش حرفه‌ای خدمت کند؟وی با بیان اینکه شاید بتوان براساس اصل 144 قانون اساسی در خدمت سربازی خدشه وارد کرد، گفت: ماده 16 قانون خدمت وظیفه عمومی می‌گوید کلیه افرادی که وارد خدمت سربازی می‌شوند نسبت به قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی و رهبری سوگند یاد می‌کنند.وی با تأکید براینکه این راهکار مناسبی نیست اضافه کرد: بنده قبول دارم که بخشی از دلیل انباشته شدن مشمولان غایب اجباری بودن خدمت سربازی است. اما این دلیل نمی‌شود که مسئله ارتش حرفه‌ای را مطرح کنیم.قصد تعطیلی خدمت سربازی را نداریمدر ادامه مناظره منصوری با بیان اینکه وقتی فناوری توسعه می‌یابد و سلاح‌ها پیشرفته می‌شود با دو ماه نمی‌شود یک نفر را آموزش داد تصریح کرد: با وجود ارتش حرفه‌ای شش ماه تا یک سال یک فرد را آموزش می‌دهند و از بین افرادی که داوطلب هستند بهترین را انتخاب می‌کنند و در عین حال یک حقوق مکفی برای 5 سال قرارداد، به وی می‌پردازند.صداقت در ادامه گفت: ممکن است فردی که غیبت کرده است در خانواده متمول باشد یا اینکه در مقابل یک تصمیم‌گیری موسمی و مطالعه نشده مسئولان قرار بگیرد و که 5 سال اجرا شود و دو سال اجرا نشود. اگر این شرایط را داشته باشد باید بگویم که مسئولیت‌پذیری خود را زیر پا می‌گذارد.وی اضافه کرد: یکی از شیرین‌ترین خاطرات افراد دوران سربازی است همچنین بٌعد بعدی توانمندسازی نیروهای جوان است لذا در عین حال باید سوال کرد چطور است که بعد از 27 سالگی افراد در سربازی کارایی ندارند نتیجه این حرف این است که ما به دنبال سربازانی هستیم که برای ما مشکل ایجاد نکنند.این استاد دانشگاه با بیان اینکه مالزی، چین و ا ندونزی در مقابل افرادی که غیبت کرده‌اند طرح خدمات اجتماعی به صورت انتخابی را اجرا می‌کند، گفت: از کجا تضمین می‌دهیم همه کسانی که غیبت کرده‌اند بتوانند سربازی را بخرند.ندیمی در ادامه یادآور شد: ما نمی‌خواهیم سربازی را تعطیل کنیم مردم انتظار دارند این موضوع را به عنوان یک پدیده اجتماعی تعیین تکلیف کنیم از طرفی باید در نظر داشت که همه این افراد فرصت اشتغال را از دست داده‌اند.منصوری در ادامه در پاسخ به سوال حاجی دلیگانی که از دلیل مطرح شدن زمان 10 سال غیبت برای تبصره لایحه بودجه در خصوص جریمه سربازان جویا شده بود گفت: این زمان طبق ر مبنای فیزیکی بدنی و فیزیولوژی سربازان درنظر گرفته شده و همانطور که سن مشمولین سربازی در تمامی کشورهای دنیا 18 سال است و این عدد نیز برمبنای فیزیولوژی بدنی و تحقیقات علمی تعیین شده است، لذا زمان 10 ساله غیبت نیز با توجه  و براساس همین فاکتور درنظر گرفته شده است.در ادامه این برنامه نمایندگان مردم و مهمانان برنامه مناظره به پرسش‌های مردمی پاسخ دادند و صداقت در پاسخ به سوالی مبنی براینکه چرا ما از تجربیات موفق کشورهای دیگر استفاده نمی‌کنیم و در حوزه 10 درصد کشورهایی قرار داریم که سربازی اجباری دارند گفت: در حال حاضر حدود 22 کشور در دنیا وجود دارند که قانون سربازی اجباری را دارند و این کشورها این قوانین را براساس وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود انتخاب می‌کنند. لذا اجباری یا غیراجباری بودن خدمت سربازی و حتی میزان زمان خدمت براساس فاکتورهای مختلف همچون ضریب اشتغال، حرم جنسی و شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تعیین می‌شود.در ادامه کوچک‌زاده در پاسخ به این پرسش که چرا کسی که 10 سال از تحصیل و خدمت فرار کرده می‌تواند خدمت خود را بخرد و فردی که 10 سال درس خوانده از این امکان برخوردار نیست گفت: به نظر من باید نوع نگاه به موضوع سربازی را تغییر داد چرا که براساس اصل 144 قانون اساسی تنها نیروهای متعهد و پایبند به اصول نظام باید در ارتش جمهوری اسلامی ایران خدمت کنند. ارتش باید در برابر افرادی که چند سال از رفتن به خدمت طفره رفته و غایب بودند هزینه خدمات امنیتی را دریافت کند.همچنین منصوری درپاسخ به این سوال که چند درصد از فرزندان صاحب منصبان و پولدارها به سربازی می‌روند و در شرایط سخت خدمت می‌کنند، گفت: من با توجه به تجربه‌ای که در ارتش داشتم و از زاویه نگاه موجود در ارتش به این سوال پاسخ می‌دهم که عموماً در ارتش جمهوری اسلامی ایران اصلاً این بحث‌ها مطرح نیست و تمامی سربازان مشابه همدیگر در یک گردان خدمت می‌کنند.ندیمی درپاسخ به این پرسش که چرا پولدارها حتی خدمت سربازی را نیز می‌توانند بخرند گفت: من بار دیگر تأکید می‌کنم که مشمولان این تبصره حتما افراد پولدار و آقازاده‌ها نیستند و لذا ما در برابر یک جرم واحد، جزای واحد را برای تمامی مشمولین این تبصره اتخاذ کرده‌ایم ولی من قول می‌دهم که در زمان تصویب این بند تفاوت‌هایی برای افراد فرودست و در طبقات پایین‌تر جامعه درنظر بگیریم.باید تکلیف دو میلیون شهروند را که هم‌اکنون بلاتکلیفند، مشخص کنیمدر ادامه برنامه نوبت به سئوال حضار رسید که یکی از آنها از ندیمی پرسید آیا با قراردادی شدن سربازی موافقید یا خیر، که وی پاسخ داد: اول اینکه بنده با این موضوع که هر چه در بیاوریم خرج سرباز کنیم موافقم به طور کلی در مورد این سوال با قراردادی شدن مشروط موافق هستم.خبرنگار مهر از سه نماینده موافق این طرح سئوال کرد که بر اساس ماده 59 قانون مجازات اسلامی که هنوز مهر ابلاغش خشک نشده در زمان صلح اگر سربازی 15 روز غیبت کند باید 3 تا یک سال زندان شود و فقط قاضی می تواند این حکم را به مجازات نقدی تبدیل کند. شما باید پاسخ دهید که چرا از 1 میلیون و 500 هزار مجرم حمایت می کنید؟ چرا در کار قضایی دخالت می کنید؟ چرا فکری برای جایگزین کردن مجازات به جای زندانیکردن این افراد نمی کنید؟ و منصوری در پاسخ گفت: در قوانین 66، 67 و 68 قانون مجازات اسلامی حبس را نیز می‌توان خرید ما در حال حاضر با دو میلیون نفری مواجه هستیم که باید تعیین تکلیف شوند. چون راهی به جز این نداریم. این افراد یا باید به زندان بروند که هیچ فردی با آن موافق نیست یا رها شوند و یا در مورد آنها تعیین تکلیف شود. در حال حاضر می‌خواهیم برای آنها تعیین تکلیف کنیم چرا که دچار مشکلات و رها در جامعه هستند. که خبرنگار مهر گفت: این پاسخ سئوال من نبود.منصوری همچنین در پاسخ به سئوال دیگری مبنی بر اینکه برای خانواده‌های سربازان شهید و سربازانی که در راه ایستادگی در مقابل فتنه سال 88 شهید شدند، چه جوابی دارید، اظهار داشت: بنده خودم از خانواده‌های شهدا هستم و این خانواده‌ها نیز می‌خواهند نظم و قانون در جامعه وجود داشته باشد اجرای این طرح موجب مجازات بیشتر می‌شود مجازاتی مانند محرومیت اجتماعی و مجازات فعلی که برای آنها در نظر گرفته شده است. این قانون باید به گونه‌ای اجرا شود که مشمولان را به خدمت سربازی بفرستد.در ادامه برنامه مناظره این هفته عباس علی منصوری عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در پاسخ به این سئوال که آیا این شائبه پیش نمی‌آید که افراد مشمول از رفتن به سربازی امتناع می‌کنند تا در زمان مقرر با پرداخت جریمه معافیت خود را دریافت کنند، اظهار داشت: اتفاقاً از نظر من عکس این قضیه صادق است ما در قانون محرومیت‌هایی داریم و کسی که به سربازی نمی‌رود علاوه بر استرس و اضطراب شخصی اعضای خانواده او نیز درگیر سربازی نرفتن او می‌شود.وی افزود: افراد بسیاری به من مراجعه می‌کنند و مشکلات خود را در این زمینه بیان می‌کنند جوانان بسیاری هستند که بار خانواده بردوش آنها است و مشکلات متعددی در این زمینه دارند. ما پیشنهاداتی همچون تعیین قیمت،نحوه پرداخت و … در این رابطه داریم که در جلسات مجلس مطرح خواهیم کرد.منصوری با اشاره به بند مورد اشاره حاجی دلیگانی تصریح کرد: آقای ندیمی به خوبی به سئوال ایشان پاسخ دادند قانون برای همه اجتماع برابر است و ما سربازی را یک افتخار می‌دانیم اما نوع نگرشمان فرق می‌کند. ما باید سربازانی با انگیزه و توانمند داشته باشیم و اگر نیروی انسانی را به خوبی آموزش بدهیم به نتیجه‌ای مضاعف خواهیم رسید.حسینعلی حاجی دلیگانی در پاسخ به این سوال که چه برنامه‌ای برای مواجهه با کسانی که به سربازی نرفته‌اند، تدوین خواهد شد، خاطرنشان کرد: دوستان گفتند که شرایط جسمی و فیزیکی افراد برای خدمت وظیفه ملاک است اما سوال من این است که کسی که به تحصیلات خود ادامه داده و از معافیت استفاده کرده چگونه می‌تواند در سن بالا به خدمت سربازی برود.وی با تأکید براینکه ما مشکلی با اصل حل این مشکل نداریم اضافه کرد: حرف ما این است که چرا این مسئله در لایحه بودجه مطرح شده است. آیا هدف درآمدزایی است اگر هدف درآمدزایی نیست و به سند مالی کشور ربطی ندارد چرا آن را در لایحه بودجه گنجانده‌اند. اگر مبنا رأفت اسلامی است چرا با افرادی که کمتر قانون گریزی کرده‌اند مهربانی نمی‌کنیم.منصوری درپاسخ به اظهارات حاجی دلیگانی گفت: ما بیش از دو میلیون نفر غایب داریم که اگر یک میلیون نفر از اینها 20 میلیون تومان پرداخت کنند حدود 10 هزار میلیارد تومان حاصل می‌شود و اگر همه مشمولان غایب بیایند 40 هزار میلیارد تومان پرداخت خواهد شد. با توجه به اینکه امروز در زمان تدوین و بررسی بودجه قرار داریم طرح این مسئله مناسب‌تر است.ندیمی نیز اظهار داشت: مخاطب ما غایبان هستند، تحصیل‌کرده و تحصیل نکرده تفاوتی ندارند.در ادامه صداقت با بیان اینکه بحث ما یک بحث جمعیت شناختی است، گفت: کسانی که بیش از 10 سال غیبت کردند شامل متولدین سالهای 64 تا 72 هستند. ما حدود 4 میلیون و 300 هزار نفر در این بازه جمعیتی، افراد ذکور داریم. اما یک دوم آنها دانشجو هستند.

مرحوم پرورش، اسطوره تقوا و سیاست بود

محمود فرشیدی سرمقاله روزنامه رسالت نوست:توصیف مردان خدا بازبان قاصر قلم و در ظرف محدود اندیشه توصیف کننده ، همان حدیث بحروکوزه است. اما لااقل می توان به قدرتشنگی از آب دریا چشید و این نوشتار با همین توجیه، کوششی است در بیان جلوه های حضور یکی از ” عبادالرحمن” دوران ما یعنی مرحوم استاد سید اکبر پرورش.مقام معظم رهبری در پیامی ایشان را یاور صدیق انقلاب نامیدند که لهجه صادق ، دل با اخلاص و خلق نیک خویش را در راه ترویج و تحکیم انقلاب و نظام اسلامی صرف کرد و حضرت آیت الله مکارم شیرازی به درخشش آقای پرورش در مجلس خبرگان قانون اساسی ، اشاره کرده اند .حضرت آیت الله جوادی آملی هم یاد آور شده اند که ایشان در عمر پر فضیلت خود به مردم و نظام خدمت کرد. حضرت آیت الله نوری همدانی حسن اخلاق و اخلاص آقای پرورش را یاد آور شده اندو حضرت آیت الله سبحانی اظهار داشته اند که مراسم تشییع استاد پرورش ، همانند تشییع یک مرجع تقلید بزرگ برگزار شد. مرحوم آیت الله مهدوی کنی هم بیان کرده بودند که: من واقعا به مرحوم پرورش غبطه می خورم.بی تردید جمع بندی مجموعه سجایای استاد پرورش چنانکه در ابتدا اشاره شد ، ممکن نیست اما شاید کلام یکی از دوستان ایشان تا حدودی در این زمینه راهگشا باشدکه چهار ویژگی برجسته ایشان را چنین برشمرد:1- آقای پرورش دین اسلام را بر اساس تفسیر اهل بیت خوب فهمیده بود .2- ایشان به دینش درست و کامل عمل می کرد و مرد اغتنام فرصت ها بود .3- ایشان دینش را خوب معرفی و از دینش به بهترین شکل دفاع و آن را تبلیغ می کرد.4- ایشان با تمام توان برای اقامه دین قیام کرد و کوشش نمود.اما در ارتباط با فهم دین هر کس با استاد پرورش مجالستی می یافت ، این واقعیت را درک می کرد که ایشان با فرهنگ قرآن و معارف اسلامی زندگی می کند و این فرهنگ در سبک زندگی و کلام او تجلی داشت ، چندان که در مواجهه با مسائل زندگی از جزئی ترین آنها تا مهمترین مسائل اجتماع ، با تلاوت آیه‌ای یا قرائت و تفسیر حدیثی وظیفه را روشن می ساخت ، آن‌گاه که دامنه غوغا سالاری برخی نشریات و بعضی جوسازیها در جامعه شدت می گرفت با تلاوت آیه 60 سوره احزاب، ضرورت برخورد با غوغاسالاران را یاد آور می شد و هرگاه موج تفرقه و اختلافات در کشور پدیدار می‌شد این فرمایش مولا علی(ع) را تذکر می داد که “عرّجوا عن طریق المنافره” از راه کشمکش دوری گزینید.و زمانی که شایع شد برخی دولتمداران به سحر و جن متوسل شده اند آیه 128 سوره انعام را تلاوت می کرد که خداوند در پاسخ به این‌گونه انسانها می فرماید جایگاه شما آتش دوزخ است .اما رمز اینکه به دینش درست و کامل عمل می کرد آن بود که به مراتبی از یقین رسیده بود و قلبی حاضر داشت و نه تنها روزانه که هر لحظه حساب و کتاب عمل خویش را داشت و خاطرات فراوانی که در این زمینه از ایشان نقل می‌شود شاهد این قلب سلیم و بیدار دلی و ارتباط تنگاتنگ وی با خداوند تبارک و تعالی است .اما رمز این فضیلت که از دین خوب دفاع می کرد علاوه بر استعدادهای فکری و ادبی و سخنوری برجسته آن بود که استاد ما با تمسک به یامن اظهر الجمیل می کوشید با زیباترین شیوه ها از اسلام دفاع کند و علاوه بر آن با بهره گیری از آیه ” کل یوم هوفی شان” دائما در جستجوی خلاقیت و نوآوری بود و از قالب های تکراری پرهیز داشت .و بالاخره در ارتباط با تلاش استاد پرورش برای اقامه دین نکته مهم بصیرت ایشان بود که ریشه در شناخت عمیق و باور قلبی ایشان داشت چندان که چه در دوران امام (ره) و چه در دوران حضرت آیت الله خامنه ای عاشقانه از ولایت دفاع می کرد.درمجلس خبرگان قانون اساسی او بود که به شبهه افکنان درباره اصل ولایت فقیه ، با کلام آتشین و منطقی خویش پاسخ داد در فتنه بنی صدر و منافقین ، ایشان از پیشگامانی بود که افکار بنی صدر را از بعد سیاسی و دینی تجزیه و تحلیل می کرد ، در فتنه سید مهدی هاشمی ایشان اگر نگوییم نخستین شخصیت ، بی تردید از نخستین شخصیت هایی بود که خطر این فتنه را گوشزد می کرد تا آنکه مدتها بعد حقایق آشکار گشت.در ماجرای فتنه 88 نیز با آنکه این اواخر بیماری ایشان شدت یافته بود اما همچنان در مسیر تقویت نظام و دفاع از ولایت فقیه و مقابله با فتنه گران گام برداشت و آخرین دیدار صمیمانه ایشان با مقام معظم رهبری شاهدی بر این ثبات قدم است.مردم اصفهان که با توجه به پیشینه تاریخی و الفت دیرینشان با اسلام و فرهنگ اسلامی ، همواره دردفاع از نظام اسلامی ، برجسته ترین حضور و نقش را ایفا کرده اند ، روز پنج شنبه گذشته در کنار زیارتگاه شهدا و بر مزار استاد پرورش گرد آمدند و یکمین سالگرد درگذشت این شخصیت ماندگار و اسطوره تقوا و سیاست را باشکوه هر چه تمام تر برگزار کردند اما اگر استاد ما در دوران حیات خویش ، خود را قطره ای می دید و چه بسا به مراتبی از مقام فناء فی الله رسیده بود و به همین دلیل از هرچه نام و نشان پرهیز داشت ،اینک بر تمامی دولتمردان و مسئولان و اصحاب رسانه ، خصوصا رسانه ملی فرض است که از استاد پرورش ، به عنوان یکی از شخصیت های تاثیر گذار در پیروزی و استمرار انقلاب اسلامی در عرصه ملی تجلیل به عمل آورند و برای آشنایی نسل جوان کشور با سیره آن بزرگوار ادای وظیفه نمایند و مردم اصفهان را در این راه تنها نگذارند.