نگاه شما: چرا به درآمد پزشکان کار داریم؟!

محمد ماکویی: پزشکان مرفه ترین و پردرآمدترین اقشار جامعه نیستند!با این حال یکی از تفریحات معمول ما مریض ها این است که به مجرد حضور در اتاق انتظار حق ویزیت “دکتر” را در تعداد آدم های منتظر ضرب می کنیم و بعد با لحاظ کردن زمان پر و خالی شدن اتاق انتظار پی می بریم که براستی درآمد روزانه و ماهانه و سالانه “دکتر” چقدر است!قبل از پاسخ به این سوال که از میان آدمهای پردرآمد و ثروتمند و مرفه اجتماع چرا بیش از همه به دکترها کار داریم ,بد نیست به بیان سه رویدادی بپردازم که یا از نزدیک شاهدشان بوده ام و یا چون برای یکی از نزدیکانم اتفاق افتاده,حتم دارم که حقیقتا اتفاق افتاده است!:الف-دختر جوان و دم بختی در همسایگی و نزدیکی خانه مان زندگی می کرد که علیرغم آنکه-به دلایلی واضح و مبرهن!-خواستگاران زیادی داشت,آب پاکی را روی دست همه ریخته بود که جز به دکتر-یعنی پزشک-شوهر نخواهد کرد!ب-در سالهایی که در دانشکده بهداشت مشغول تحصیل بودم و اغلب اساتید دانشکده سعی و تلاشی وافر داشتند تا با بیان “یک اونس پیشگیری بهتر از یک پوند درمان است!” که ضرب المثلی انگلیسی است,ما را مجاب کنند که انتخاب ما که “بهداشت” بوده بجاتر از آنهایی بوده که تصمیم گرفته بودند در سال های آتی سر از “درمان” در بیاورند! و در این مجاب کردن هم به روی خود نمی آوردند که انتخاب ما بیشتر از سر اجبار بوده و نمره مان که جواب نمی داده تا پزشکان آینده این مرزو بوم شویم!,استادی گرانقدر بهمان اکیدا توصیه می کرد که با بی خیال “بهداشت” شدن و انصراف دادن ,شرکت در کنکوری دیگر را تجربه نموده و سر از کلاس ها و دانشکده های طب در بیاوریم!جالب اینکه استاد گرانقدر در زمینه ارجحیت پزشکی بر بهداشت ,بیش از آنکه “بدرد بخورتر” بودن آن بر این را مورد توجه قرار دهد, مقبول مردم بودن اولی را در نظر می گرفت که موجب می شد آنها-یعنی مردم- ترجیح دهند حتی دلایل قطعی برق و خرابی فیوز و کنتور خانه شان را هم به جای “مهندس برق” از “دکتر” –پزشک!-که همه چیز را می داند سوال کنند!ج-خانم دکتر با خنده برایمان تعریف کرد که علیرغم اینکه به علت نداشتن حجاب درست و حسابی گیر مامورین مبارزه با بدحجابی افتاده,به برکت کارت نظام پزشکی که همراهش بوده و نشانش داده , توانسته بود خودش را از مخمصه نجات دهد!حقیقت اینکه هم پزشکان و هم بیماران و هم بقیه مردم می دانند که پزشکان از نادر اقشاری هستند که شغلشان را تنها سر کارشان ندارند!به گونه ای که دکتر بودن نه در میهمانی های خانوادگی دست از سر پزشکان بر می دارد و نه در نانوایی و سوپری و قصابی و چلوکبابی و رستوران!در واقع این اعتبار دکتر بودن که از سال اول دانشکده طب نصیب بروبچه های پزشکی می شود, تا آخر عمر “رانتی” را نصیب پزشکان می کند که با استفاده از آن هم می توانند توی صف کالاها و مایحتاج عمومی نمانند!و هم زن یا شوهر کسانی شوند که خواستگارانی به مراتب پردرآمدتر و پولدارتر از آن ها دارند!ضمن اینکه دیدگاه “دکترها همه چیز را میدانند” که توسط خود پزشکان هم به شدت مورد پذیرش قرار گرفته ! باعث شده که پزشکان مجاز باشند سر از کار همه اقشار جامعه در بیاورند و شغل هایی که الزاما ربطی هم به حرفه آن ها ندارند پیشه کنند و به رضایتی قلبی دست یابند,بدون آنکه به افراد غیر متخصص اجازه دهند که با عدم احترام به حریم خصوصی آنها,حتی به اظهار نظری ساده  در مورد مداوا یا معالجه بیماری هایی همچون “سرماخوردگی” اقدام نمایند!؟با این وصف اینکه از نظر مردم عادی “در آمد” پزشکان بسیار بالا است از این واقعیت نشات می گیرد که آنها-درست یا غلط-درآمد و عایدی پزشکان را تنها در “ریال هایی” نمی بینند که به جیب یا کیف یا عابر بانک و یا حساب بانکیشان سرازیر می شود!بلکه از نظر آن ها اعتباری که موجب می شود پزشکان در بن بست هایی که مردم عادی در زندگی خود بارها و بارها در آنها گیر می کنند- و به آن مناسبت مجبور می شوند که سر و ته کرده و برگردند!-گرفتار نیایند و برای آنها همیشه راه باز باشد!نیز بخشی از درآمد و عایدی حرفه پزشکی شناخته می شود و در واقع با احتساب این در آمدها هست که از نظر اغلب مردم الباقی در آمد-که حقوق و دستمزدی است که پزشکان می گیرند!-نباید اینقدرها باشد که امروزه هست!بگذریم که بسیاری از مردم به غلط بر جمله کلیشه ای “پزشکی بیش از آنکه حرفه باشد هنر است و شایسته نیست که کسی بر هنرش ارزش مادی بگذارد!” از صمیم قلب ایمان و اعتقاد دارند!